گر من به شوق دیدنت از خویش میروم
از خویش میروم که تو با خودت بیاری ام
ـــ قیصر امین پور
هدایت شده از سکوت.
شکستم، سوختم، بر باد رفتم، بینشان گشتم .
هنوزم هست فکرِ او زِ مغزِ استخوان پیدا ..