حاجمھدیرسولیحرفقشنگیزد:
بچهبودیمیهزمانیمادرموندستمونو
میگرفتمیبردمزارشھداسنشونونگاهمیکردیم
میگفتیماینشھیدانقدرازمنبزرگتره
حالامیریممیبینیمشھداچقدرازماکوچیکترن
بیایینقبولکنیمجاموندیم💔..!
شب بود هوای کربلا عالی بود
در مصرع قبل جای ما خالی بود
صلی الله علیک یا اباعبدالله 💔
رویمزارشنوشتهبود:
بگذاریدگمنامباشمکهبهخداقسمگمنام
بودنبھتراستازاینکهفردا،افرادی
وصایایمراشعارقراردهنداماعملبه
آنرافراموشکنند..!
ان شاءالله شهید بشیم مگر نه که مرگ پایانِ همه قصه هاست .
اللهم الزقنا توفیق شهادته فی سبیلک، یا مولا💔