سلام دیروزدخترم کلاس بود، هنوزبه سن تکليف نرسیده امابلوزبلندتنش بودباروسری، سواراتوبوس شدیم خداروشکر همه حجاب داشتن تااینکه یه خانم کشف حجاب سوارشدرفت ته اتوبوس پیش دخترم دیدم کسی تذکرنمیده برگشتم به بهونه اینکه دخترم کجانشسته تذکراشاره ای بدم دیدم خداروشکر خودش حجاب کرده، پیاده که شدیم یه خانم چادری بالبخندی قشنگ به دخترم ومن نگاه میکردکه دخترم گفت مامان بستنی میخری بلندگفتم بله به خاطرحجاب قشنگت حتماکه دیدم خانومه لبخندش بیشترشدوباتحسین به دخترم نگاه میکرد
🌹چادر
یکی از پرستاران دوران دفاع مقدس به نام سرکار خانم موسوی تعریف می کردند که :
یک روز که در بیمارستان بودیم حمله شدیدی صورت گرفته بود...
مجروحین زیادی را به بیمارستان ما منتقل می کردند.اوضاع مجروحین به شدت وخیم بود.
در بین همه آنها وضع یکی از آنها خیلی بدتر از بقیه بود. رگ هایش پاره پاره شده بود...
وقتی جراح این مجروح را دید به من گفت که بیارمش داخل اتاق عمل و برای جراحی آماده اش کنم.
من آن زمان چادر به سر داشتم.دکتر اشاره کرد که چادرم را در بیاورم تا راحت تر بتوانم مجروح را جابه جا کنم .
همان موقع که داشتم از کنار او رد می شدم تا بروم توی اتاق و چادرم را در بیاورم، مجروح که چند دقیقه ای بود به هوش آمده بود به سختی گوشه چادرم را گرفت و بریده بریده و سخت گفت:
"من دارم می روم که تو چادرت را در نیاوری. ما برای این چادر داریم می رویم."
چادرم در مشتش بود که شهید شد.
👈 از آن به بعد در بدترین و سخت ترین شرایط هم چادرم را کنار نگذاشتم.
📗کتاب کلید اسرار _ ص ۳۷۶
لحظاتی بعد راننده تذکر مراعات حجاب رو با صدای رسا و محترمانه اعلام کرد. یک خانم که روی صندلی جلوی قسمت بانوان نشسته بود با راننده بحث کرد و گفت اینجا حرم نیست و شما خادم نیستین و ما هرجور دلمون بخواد میاییم و حق ندارین چیزی بگین و رفت انتهای اتوبوس شالشو درآورد و بلند بلند حرف میزد و... دست وسوت گاه گاه از افراد انتهای اتوبوس در تأیید کارش میگرفت. منم با صدای رسا گفتم اینکه بقیه خانمهای محجبه ی اتوبوس ساکت هستند بخاطر این هست که حرفشونو یک نفر داره میزنه و سکوتشون دلیل بر حمایت از شماها نیست و از خانمهای محجبه ی داخل اتوبوس با صدای رسا تأیید گرفتم که مخالف این کار خانمهای انتهای اتوبوس بودند(خدا رو شکر محجبه های اتوبوس حمایت کردند) و صدا بلند کردن این خانمها دلیل بر حقانیت فکر و عملشون نیست . همزمان دیدیم مسیر اتوبوس تغییر کرد و بعد لحظاتی متوجه شدیم راننده داره میره پاسگاه مستقر در منطقه شهید اصلانی(سیدی) ، نزدیکیهای پاسگاه، تا خانمها متوجه شدن ،اول که اعتراض کردن بعد که راننده پیاده شد رفت جلوی درب پاسگاه و دربهای اتوبوس بسته بود ، همون خانمی که از جلوی اتوبوس رفت آخر اتوبوس و کشف حجاب کرد و برای تأییدیه خودش، دست و سوت از بقیه میگرفت اومد جلوی درب ، در حالی شالشو سرش کرده بود و التماس میکرد بچه کوچیکش توی خونه هست و آقای راننده درب رو باز کنن و تورو خدا و من کاری نکردم و ... به من میگفت خانم عکس و فیلمی که گرفتی پاک کن ، منم حقیقتا نه عکس گرفته بودم و نه فیلم ، و گفتم خدا شاهده هیچ عکس و فیلمی نگرفتم اما اگر گفتن بیایین داخل پاسگاه ، حتما و قطعا میام شهادت میدم که شما چه کردی و چه چیزها گفتی.
با اعتراض لفظی عده ای از آقایون مدافع این خانمها و التماس این خانمها، آقای راننده درب ها رو باز کردند و عده ای از این آقایون و همه ی اون خانمهای مکشفه در حالیکه همون پوشش نیم بندشون روی سرشون بود مثل تیری که از چله کمان رها شده باشه به سرعت از اتوبوس پیاده و پراکنده شدند . همون خانم حدود 40 تا 50 ساله که یه جورایی اون هم آغاز گر تشویق نوجوانان برای برداشتن مقنعه ها شده بود بشدت عصبانی از کار من بود ، به راننده اهانت کرد و بعد از پیاده شده دوباره با داد و فریاد وارد اتوبوس شد و چادرم رو میکشید که تو هم باید پیاده بشی که چادرم رو ازچنگش کشیدم و نذاشتم اونو بکشه و چون حرف اهانت آمیزی از من نمیشنید فقط الکی داد و بیداد میکرد و بحثی رخ نداد ، چون همشون متواری شده بودند و میدونستم اون هم متواری میشه و منم کلاسم دیر میشد دیگه قضیه را کش ندادم و پیاده نشدم و راننده دوباره ادامه مسیر را از همانجا که اتوبوس رو به سمت پاسگاه منحرف کرده بود طی نمود ، توی این فاصله تشکرمسافران داخل اتوبوس از راننده رو شاهد بودم برخی با صدای بلند از راننده تشکرمیکردن و برخی با کنار دستیشون کار راننده رو تحسین میکردن. من هم از خانمهای مسافر خواستم این تشکر را با تماس با شرکت اتوبوسرانی و 137 شهرداری اعلام کنند تا از این راننده تقدیر بشه . بعد پیاده شدن در ایستگاه مد نظرم، چون وظیفه ام بود از ایشون تشکر کنم رفتم جلوی دربی که راننده سوار میشه و همونجا فامیلشون رو پرسیدم و ازشون قدردانی کردم و کد اتوبوس را هم یادداشت کردم.
بعد اتمام تدریسم با 137 تماس گرفته و ابراز تشکر را اعلام کردم . وقتی منزل رسیدم به سایت اتوبوسرانی مشهد رفتم و گزارش مختصر را آنجا هم درج نمودم . اگر صلاح میدونین شما هم به هر طریقی میتونین در جهت نشر معروف و نهی از منکرات از این راننده معزز تشکر و قدردانی بفرمایید .
اتوبوس 71/1 ساعت حدود9:50صبح (9:53جلوی پاسگاه بودیم)
راننده محترم آمر به معروف و ناهی از منکر : آقای سید محمد کرامت
کد اتوبوس:4339
مسیر حرکت اتوبوس از پایانه انقلاب به سمت سیدی
هدایت شده از قاسمی
دوستان صورتی و عزیزم
به جای اینکه گلو پاره کنید و داد بزنید که بی حجاب باید بیاد تو مجلس سیدالشهدا چون دلش پاکه
یک کلام به همون بی حجاب دل پاک بگو به خاطر امام حسینی که دوستش داری شالتو سرت کن
اگه سرش کرد که هیچ
اگه سرش نکرد لطفا دوغتو بنوش
🌷🌷🌷
احترام به اعتقاد کسی بذاریم که دوزار احترام به اعتقاد شما نمیذاره ولو در حد یه شال
پ.ن
به جای توسل به لاک سیاه زن پشت دسته برو برای سیدالشهدا گریه کن
خوش فهم
#اشارات
✍️سیدکمیل
جملات آموزشی امر بمعروف
دوستان صورتی و عزیزم به جای اینکه گلو پاره کنید و داد بزنید که بی حجاب باید بیاد تو مجلس سیدالشهدا چ
تا خرخره آدم کوفی صفت داریم تو مجالس عزاداری که به اینا چیزی نمیگن.تا کجا نمیخوان چیزی بگید؟
یا حسین غریب
کل یوم عاشورا
ای تنهای بی کس حسین
هدایت شده از اللهم عجل لولیک الفرج
یه سری احمق صورتی میگن امام حسین دعوتشان کرده قدمشان رو چشم ما...
نمیفهمن که دشمن امام حسین فرستادشان...
✅کانال سهیل سلیمی✅
https://eitaa.com/joinchat/1345388748C7b0dc74120
سلام امروز رفتم مسجد محله مون طبق معمول امام جماعت بعد از نماز ذکر مصیبت کرد من هم تو فکر حرف های استاد تقوی بودم که چرا روحانیون ازهمه ی وقایع عاشورا می گن ولی درباره هدف امام حسین که همون امریه معروف و نهی از منکر بوده یادی نمی کنند به همین خاطر بعد از مراسم سراغ خانم روحانی که حزءنمازگزاران بود رفتم واز ایشان خواستم تا هدف امام حسین ووجوب امریه معروف و نهی از منکر را برای مردم بیان کند و روایات واحادیثی که دراین باره موجود است را برای مردم بیان کند و مردم رابه این امر تشویق نماید
❁ـ﷽ـ❁
باسلام و نور
🚆دیروز توی مترو یه آقا وارد واگن خانومها
شده بود.😱
🗣 اعتراض کردم که نباید اینجا باشه و بره توی واگن آقایون.
👤 آقاهه با توهین جواب داد که😡
تو که لباس کلاغ پوشیدی، اصلا به تو نگاه نمیکنم.
🗣 این جمله ی اون آقا رو که شنیدم گریهام گرفته بود،😭چاقو میزدی خونم در نمیومد.😡
⚡️ولی دیگه نخواستم با اون ... دهن به دهن بشم.
رو کردم 👀 به خانومای بیحجاب و کمحجابی که رو به روی آقا نشسته بودن با رنگ پریدگی و بغض گفتم:
🔻🔻🔻
⚠️خودش داره میگه منو نگاه نمیکنه، داره میگه برای نگاه کردن به شما اومده دیگه خود دانید.
✅ همون خانوما نذاشتن قطار حرکت کنه و مأمور خط رو صدا زدن و اون آقا رو بیرون انداختن.
✍ ارسالی از دوستان
#انتقال_تجربه
#جهاد_تبیین
ble.ir/dostaneha1401_08
هدایت شده از احسان عبادی | ما و او
👌 قطعا هر انسانی با هر تیپ و عقیده ای می تواند وارد هیات شود ، 👈👈 اما هیات امام حسین ، محل تعطیل شدن " امر به معروف و نهی از منکر " نیست و نمی توانیم به این بهانه که ممکن است آن فرد ناراحت شود یا فلان ، این فریضه الهی را تعطیل کنیم.👉👉
می شود با زبانی خوش و مهربانانه به آن خانم بی حجابی که قصد ورود دارد تذکری داد که به احترام امام حسین (ع) حجابش را رعایت کند .
👈 ممطئن باشید رعایت می کند ، کسیکه تا آنجا آمده ، اگر تذکری مهربانانه و دلسوزانه ببیند قطعا عمل هم می کند.
جملات آموزشی امر بمعروف
👌 قطعا هر انسانی با هر تیپ و عقیده ای می تواند وارد هیات شود ، 👈👈 اما هیات امام حسین ، محل تعطیل شدن
اصلا ماموریت امام حسین علیه السلام
در کربلا امر بمعروف و نهی از منکر است.
مداح باید امر بمعروف و نهی از منکر بخواند
سخنران باید امر به معروف و نهی از منکر بگوید
چای ریز امام حسین علیه السلام بگوید.
سفره دار امام حسین علیه السلام بگوید.
روضه خوان بگوید.
مجلس مجلس امر به معروف و نهی از منکر است.
خواهران از تشکل های مختلف مخصوصا عده ای زیادی از گروه سفیران معروف بودن که به کمک برادران ناجا امده بودن با لبیک یا حسین ورمز یا اباافضل العباس هم نوا شدیم وبه سمت خیابان های سجاد رهسپار شدیم که با وجود این که فقط حدود ۲۷ تا خانم وشاید همین تعداد یا بیشتر اقا بودن ، همه تعجب می کردن واحساس میکردن ما خیلی هستیم که به کمک نیروهای پلیس امده بودیم ،اما در اصل خواهران محور اصلی بودن وبرادران ناجا ما را حمایت میکردن ، خواهری که نوزادش را که بچه چهارمش بود به همسرش سپرده بود وامده بودن خواهران دیگه که برخی از راه دور امده بودن، خدا را شکر همه خواهران با قول لین وشیوه محترمانه اما جدی تذکر میدادن واکثرا هم شالشون درست می کردن ومورد معاند کم داشتیم ، تشنج ودرگیری هیچی نداشتیم حداقل تا زمانی که بنده حقیر بودن وحتی برای بد لباسان هم توضیح می دادیم به خوبی گوش میکردن . ان شاء الله با همکاری پلیس رزم های خوبی رقم بزنیم وتاثیر گذار باشیم .