گفتم خدایا گفتم کمکم کن مشکلی پیش نیاد ولی فکر کنم زیادی کمکم کردی 😅
قبلا که تذکر میدادم هیچ کس هیچی نمیگفت..تازه از اون مکشفه طرفداری میکردن..بیشتر خانمای چادری..که خدا میدونه چقدر من دلم از اینا خونه..
چند وقته متوجه شدم مردم همراهی میکنن الحمدلله
سلام علیکم خدمت خواهران عزیز وگرامی
یه خاطره ای از امربه معروفم براتون بگم بدنیست واینکه از اقا امام زمان بخواین چنان سریع کمکتون میکنن من همیشه قبل از امربه معروفم ازشون میخوام
خلاصه
من ودختر۷ساله ام چن روز پیش ساعت۱۰داشتیم از روضه برمیگشتیم توی پیاده رو بودیم دیدم جلوتراز ما روی این سکوهای سیمانی که شهرداری گذاشته که موتور اینا توی پیاده رو نیاد، سفیدهستن باخطهای ابی هم دورشون .پشت به من نشسته بود سرشم لخت.منم از پشت سروقتی نزدیکش شدم به اهستگی گفتم دخترگلم حجابتون و رد شدم یهو دیدم بدبخت نیم مترازجاش پرید وگفت هین ترسیدم.
به محضی که این وگفت برگشتم ازش عذرخواهی کردم وحلالیت طلبیدم که ترسیده بود دیدم داره شالشو سرش میکنه ازشون تشکر کردم وبهشون گفتم عزیزم حیف این زیباییتون نیست که هرچشم ناپاکی بهش بیفته شما قیمتی هستین ارزش وقیمت خودتون وبدونین ایشون هم با لبخندی رضایت بخش به من گفتن فداتون بشم چشم
خیلی حالم خوب بود شب خواب راحتی کردم وبه امام زمانم قول دادم تا اخرین نفس پای رکابش هستم قدم به قدم کمکم کنه
الحمدالله راضی وخشنودم
عزیزان بگین ورد بشین
داخل اتوبوس لحظه پیاده شدن بگین
وگوشتون وببندین به روی حرفهاشون
خیلی نتیجه میده من به وفور امتحان کردم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نشر دهید لطفا این لینک را تا درس عبرتی برای هتاکان امر بمعروف باشد🌷🙏👆🌺
هدایت شده از سای
♨️ دستگیری هتاکان به یک بانوی آمر به معروف در نیشابور + فیلم 👇👇
eitaa.com/joinchat/3883008173Cfc50e42c2a
❁ـ﷽ـ❁
👥 من و خانمم بارها امر به معروف کردیم و گاهی این کار به جر و بحث🤬کشیده شده بود. واسه همین بارها به این فکر🤔 میکردم که👇
❓چطوری امر به معروف کنم که درگیری ایجاد نشه؟
🪷این گذشت تا روز عرفه رسید.
🕌جای همه دوستان خالی، دعای عرفه حرم
مطهر امام رضا علیهالسلام بودم.
🚌 بعد از نماز مغرب برای برگشت به منزل باید دو تا اتوبوس سوار میشدم. سوار اتوبوس دوم که شدم اتوبوس تقریبا پر از مسافر خانم بود و فقط هفت یا هشت نفر آقا سوار شدیم.
😮توی مسیر صدایی نظرم جلب کرد، دیدم وسط اتوبوس، سمت خانمها یه حاج خانم داره به یه خانم مکشفه تذکر میده و اونم 👇
❌ بسیار بد و گستاخانه🤬 جواب میده و متأسفانه با اینکه ۹۹ درصد خانمهای حاضر، محجبه بودن، کسی از اون حاج خانم آمر به معروف دفاع نمیکرد.😔
🤔 ناگهان فکری به ذهنم رسید...
🗣 بلند گفتم سلامتی خانمهای محجبه صلوات ....🌹
✨شاید باورتون نشه، اما صدای صلوات تا بیرون اتوبوس شنیده شد...🌹
👀 دلم میخواست قیافه اون خانم بیحجاب رو میدیدین.😉
😡 در حالی که داشت شالش رو سرش میکرد، اولین ایستگاه پیاده شد 😂✌️
✅ اینجا بود که فهمیدم تأثیر کار جمعی چقدر بالا میره و فقط لازمه که بتونیم طرحی ارائه بدیم که جمعیت باهاش همراه بشه 👌
💬ارسالی از کانال
🪐 @banooye_faatemi
#انتقال_تجربه
#جهاد_تبیین
ble.ir/dostaneha1401_08
جملات آموزشی امر بمعروف
❁ـ﷽ـ❁ 👥 من و خانمم بارها امر به معروف کردیم و گاهی این کار به جر و بحث🤬کشیده شده بود. واسه همین با
در اتوبوس یک مرد میرود برای یک مرد مسن آب بیاورد.
در صندلی های عقب کنار راه پله خانمی بد پوشش بسیار بد پوشش میبیند.میگوید خانم بپوشید خودتان را
_ چشم
مرد دوباره می آید میبیند که نپوشیده
_خانم رعایت کنید.
-بشما ربطی ندارد
_مکان عمومی چطور ربطی ندارد من سیگار بکشم به بقیه مربوط نیست؟
- شما نگاه نکنید
_ من الان اینجا به شورت بشم کسی نگاه نکنه؟
(خنده مسافرین اتوبوس)
مرد مینشیند کنار پله های اتوبوس و میگوید:
همین قضیه شاه چراغ ریشه اش برمیگردد به بد حجابی که امسال هم این اتفاق افتاد.........
_
_
هدایت شده از یا ناظر
یک تجربه:
امروز تو داروخانه خیابان احمدآباد به خانم کشف حجاب گفتم شالتون افتاده ،بپوشید
توجهی نکرد
گفتم داروخانه دچار مشکل میشه
بازم توجهی نکرد
به کارشناس پذیرش داروخانه طوری که خانم کشف ححاب هم بشنوه،گفتم: ارائه خدمات به خانمای کشف حجاب ممنوعه و جرمه
گفت هیچ خدماتی ندیم؟ گفتم نه
دیدم خانم شالش رو پوشید
منم بلافاصله گفتم مرسی دخترم
و برای کارشناس هم دست بلند کردم و با لبخند بیرون اومدم
هدایت شده از منو میبینه...🫣
سلام
ولی دیروز خداروشکر فقط یکی بود که اونم همون اقای نیروی انتظامی که گذاشتن داخل مترو تذکر دادن و اونم پوشید
خیلی خوب بود
خداروشکر هزاران مرتبه 😄
هدایت شده از لبیک یا مهدی
یک تجربه:
دیروزتو یکی از بلوار ها رانندگی میکردم
دیدم یک موتوری تو بی آرتی سرنشین کشف حجاب داره
شیشه رو پایین دادم داد زدم، سرتو بپوش
همزمان راننده واون خانم برگشتن به دور وبرشوو نگاه کردن خانمه زود سرشو پوشید ولی هردوشون حسابی ترسیدن ومدام به اطراف نگاه میکردن که ببینن صدا ازکجا اومده
سلام
امشب یک پسر کوچک ازم پرسید امشب عملیات دارید؟گفتم من نیستم بچه ها دارند
گفتم بیا الان دو نفره امر بمعروف کنیم هر وقت گفتم بگو تو بگو حجاب
از سر خیابان تا یک کیلومتر که هم مسیر خانه شان بودیم سمت راستیا رو من و سمت چپیارو اون پسر میگفت
خانما حجابتان و تند از منطقه رد میشدیم
گفتم الان از بابازرگت که همه عمرش تو مسجد بوده با این چند تذکر که دادی بیشتر ثواب جمع کردی.