فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نشر دهید لطفا این لینک را تا درس عبرتی برای هتاکان امر بمعروف باشد🌷🙏👆🌺
هدایت شده از سای
♨️ دستگیری هتاکان به یک بانوی آمر به معروف در نیشابور + فیلم 👇👇
eitaa.com/joinchat/3883008173Cfc50e42c2a
❁ـ﷽ـ❁
👥 من و خانمم بارها امر به معروف کردیم و گاهی این کار به جر و بحث🤬کشیده شده بود. واسه همین بارها به این فکر🤔 میکردم که👇
❓چطوری امر به معروف کنم که درگیری ایجاد نشه؟
🪷این گذشت تا روز عرفه رسید.
🕌جای همه دوستان خالی، دعای عرفه حرم
مطهر امام رضا علیهالسلام بودم.
🚌 بعد از نماز مغرب برای برگشت به منزل باید دو تا اتوبوس سوار میشدم. سوار اتوبوس دوم که شدم اتوبوس تقریبا پر از مسافر خانم بود و فقط هفت یا هشت نفر آقا سوار شدیم.
😮توی مسیر صدایی نظرم جلب کرد، دیدم وسط اتوبوس، سمت خانمها یه حاج خانم داره به یه خانم مکشفه تذکر میده و اونم 👇
❌ بسیار بد و گستاخانه🤬 جواب میده و متأسفانه با اینکه ۹۹ درصد خانمهای حاضر، محجبه بودن، کسی از اون حاج خانم آمر به معروف دفاع نمیکرد.😔
🤔 ناگهان فکری به ذهنم رسید...
🗣 بلند گفتم سلامتی خانمهای محجبه صلوات ....🌹
✨شاید باورتون نشه، اما صدای صلوات تا بیرون اتوبوس شنیده شد...🌹
👀 دلم میخواست قیافه اون خانم بیحجاب رو میدیدین.😉
😡 در حالی که داشت شالش رو سرش میکرد، اولین ایستگاه پیاده شد 😂✌️
✅ اینجا بود که فهمیدم تأثیر کار جمعی چقدر بالا میره و فقط لازمه که بتونیم طرحی ارائه بدیم که جمعیت باهاش همراه بشه 👌
💬ارسالی از کانال
🪐 @banooye_faatemi
#انتقال_تجربه
#جهاد_تبیین
ble.ir/dostaneha1401_08
جملات آموزشی امر بمعروف
❁ـ﷽ـ❁ 👥 من و خانمم بارها امر به معروف کردیم و گاهی این کار به جر و بحث🤬کشیده شده بود. واسه همین با
در اتوبوس یک مرد میرود برای یک مرد مسن آب بیاورد.
در صندلی های عقب کنار راه پله خانمی بد پوشش بسیار بد پوشش میبیند.میگوید خانم بپوشید خودتان را
_ چشم
مرد دوباره می آید میبیند که نپوشیده
_خانم رعایت کنید.
-بشما ربطی ندارد
_مکان عمومی چطور ربطی ندارد من سیگار بکشم به بقیه مربوط نیست؟
- شما نگاه نکنید
_ من الان اینجا به شورت بشم کسی نگاه نکنه؟
(خنده مسافرین اتوبوس)
مرد مینشیند کنار پله های اتوبوس و میگوید:
همین قضیه شاه چراغ ریشه اش برمیگردد به بد حجابی که امسال هم این اتفاق افتاد.........
_
_
هدایت شده از یا ناظر
یک تجربه:
امروز تو داروخانه خیابان احمدآباد به خانم کشف حجاب گفتم شالتون افتاده ،بپوشید
توجهی نکرد
گفتم داروخانه دچار مشکل میشه
بازم توجهی نکرد
به کارشناس پذیرش داروخانه طوری که خانم کشف ححاب هم بشنوه،گفتم: ارائه خدمات به خانمای کشف حجاب ممنوعه و جرمه
گفت هیچ خدماتی ندیم؟ گفتم نه
دیدم خانم شالش رو پوشید
منم بلافاصله گفتم مرسی دخترم
و برای کارشناس هم دست بلند کردم و با لبخند بیرون اومدم
هدایت شده از منو میبینه...🫣
سلام
ولی دیروز خداروشکر فقط یکی بود که اونم همون اقای نیروی انتظامی که گذاشتن داخل مترو تذکر دادن و اونم پوشید
خیلی خوب بود
خداروشکر هزاران مرتبه 😄
هدایت شده از لبیک یا مهدی
یک تجربه:
دیروزتو یکی از بلوار ها رانندگی میکردم
دیدم یک موتوری تو بی آرتی سرنشین کشف حجاب داره
شیشه رو پایین دادم داد زدم، سرتو بپوش
همزمان راننده واون خانم برگشتن به دور وبرشوو نگاه کردن خانمه زود سرشو پوشید ولی هردوشون حسابی ترسیدن ومدام به اطراف نگاه میکردن که ببینن صدا ازکجا اومده
سلام
امشب یک پسر کوچک ازم پرسید امشب عملیات دارید؟گفتم من نیستم بچه ها دارند
گفتم بیا الان دو نفره امر بمعروف کنیم هر وقت گفتم بگو تو بگو حجاب
از سر خیابان تا یک کیلومتر که هم مسیر خانه شان بودیم سمت راستیا رو من و سمت چپیارو اون پسر میگفت
خانما حجابتان و تند از منطقه رد میشدیم
گفتم الان از بابازرگت که همه عمرش تو مسجد بوده با این چند تذکر که دادی بیشتر ثواب جمع کردی.
هدایت شده از کار آفرین، مریم سفیدرو هستم مشاور ومتخصص درمانی پوست ومووزیبایی به ما ومحصولات ما اعتماد کنیدتا نتایج
من یک بار چند سال پیش در محرم بود یا صفر رفته داشتم از آستارا شهر شوهرم می آمدم مشهد بعد تو راه آقای راننده آهنگ گذاشته بود دیدم هیچ کس هیچی نمی گفت من جلو نشسته بودم سمت راست اتوبوس صندلی ردیف دوم دیدم فایده ندارم هیچ کس هیچی نمیگه وهم شب بود بعضیها خوابیده بودند منم گفتم چکار کنم چکار نکنم چون تنها بودم نمی شده حرف بزنم البته با پسر مریضم بودم بعد رفتم تو گوشیم یک نوحه ترکی گذاشتم چون آستارا واردبیل ترک هستند بعد صداش رو زیاد کردم گوشیم صداش بلند بود و اتوبوس هم ساکت بود دیگه یک نیم ساعت همین طوری ادامه دادم هم فارسی گذاشتم هم ترکی بعد یک دفع راننده گفت گوشی کی اینقدر صداش بلند مسافر خوابیده کمش کن خودت بشنوی من اول عکسالعمل نشان دادم دوباره تکرار کردولی با داد وعصبانی منم گفتم برادر من اگر مسافر خواب چرا شما بلند کردی صدای زبط رو گفت من خوابم می گیره گفتم چطور من بزارم زیاد باشد نوحه مردم بیدار میشوند ولی تو بزاری بیدار نمیشند چ فرقی میکنه شما با نوحه من مشکل دارید دوست ندارید منم با آهنگ شما مشکل دارم این اتو بوس عمومی هست یکی دوست دارد یکی ندارد مردم گفتن خانم ول کن ما خواب بودیم بیدار شدیم باصدای شما گفتم چطور با آهنگ این آقا بیدار نشدی با صدای نوح بنده بیدار شدی مگر الان در ماه عذاداری ابا عبدالحسین نیستیم چرا باید آهنگ بزارد این گناه است خودش گناه میکن باعث گناه دیگران هم میشود شما مگر مسلمان نیستید ودم از امام حسین نمی زنید ترکها خیلی به حضرت ابوالفضل عقیده دارند پس چی شد هیچ کس هیچی نگفت گفت خانم ما نوکر ابوالفضل هم هستیم ولی نمیشه حرف زد گفتم چرا نمیشه ما اگر مسلمانیم واهل بیت رو دوست داریم باید بگیم امر به معروف و نهی از منکر اول از امام حسین شروع شد خلاصه اون آقای راننده خاموش کرد ضبط رو دیگه اینها نمی شود حرف زد ولی تا مشهد خیلی صحبت کردیم با خانمها وآقایان وخدارو شکر تا اندازه ایی تاثیر گذار بود اگر همه بکند ونکندربه ما چ این تیم شه خواهران وبرادران
سلام
دیشب داخل پارک بودیم از کنار پارک پراید ترانه گذاشته بود حاج آقایی با ما بود گفت که برو تذکر بده
جلو ماشینوگرفتم گفتم که محرم قرآن گذاشتید.
سریع کم کرد صدا و وگفت ببین این مداحی هست .خواست صداشو بلند کنه که ثابت بشه مداحی هست که رد دادم بهش
حاج آقا گفت که چی میگفت
گفتم ،گفت مداحیه
گفت حاج آقا بعضی مداحیا خیلی ناجوره.
گفتم بابا ترانه بود.حالا هم که خاموش کرد.
#خاطره_ارسالی
#آنگاه_باتفاوت_شدم
با سلام✋
من همیشه توی خیابان یا جایی گناهی میدیدم نمیتونستم چیزی بگم و سکوت میکردم و فقط عذاب وجدان داشتم که نمیتونم کاری انجام بدم و میترسیدم 😔
ماه رمضان پارسال بود که تو یکی از گروهها یه کلیپ از استاد تقوی دیدم که آموزش امربه معروف به روزه خوارها بود.
خیلی برام جالب بود و به دلم نشست، چون همه ی سخنرانها معمولاً کلی گویی میکنند، ولی استاد به زبان ساده، شیوا و بلیغ و رسا آموزش میدادند و اینکه دقیق میگفتند که چی بگیم و چی نگیم خیلی خوب صحبتهای ایشون را گوش کردم👂
و اینکه گفتند امر به معروف و نهی از منکر مثل نماز و روزه به ما واجبه و من تا اونموقع اصلاً به این موضوع توجه نکرده بودم و اونروز یه تکون جدی خوردم🤦♂
همون روزبرای نماز ظهر رفتم مسجد🕌 چندتا از جوانها کنار آبخوری مسجدایستاده بودند و آب میخوردند🚰 منم همونطور که استاد گفته بودند بهشون تذکر دادم و دیدم چقدر وجدانم آروم شد و به اون خلاءیی که همیشه در وجودم بود پی بردم.
بعد از اون پیگیر شدم و متوجه شدم استاد تقوی کلاسهای حضوری هم دارند، در کلاسهاشون شرکت کردم و بعد در رزمایشهای تذکر لسانی هم میرفتم🗣
و به لطف خداوند اعتماد به نفسم هم خیلی خوب شد، خدا را شکر الان خیلی راحت امربه معروف میکنم و دوستان زیادی را هم تشویق کردم تا در این کلاسها شرکت کنند🌹و یا کلیپها و سخنرانی های استاد را در گروه های مختلف نشر میدم.
همیشه دعاگوی استاد تقوی و کسانی که بنده را در این راه یاری کردند هستم💐
انشاالله اجرش را از خودِ خداوند بگیرند 🤲
یاعلی✋
🌺نمونه #خاطره شماره 16
مسابقه#آنگاه_باتفاوت_شدم
#تذکر_همیشه_تاثیر_دارد
⭕برای مشاهده سایر خاطرات
روی هشتگ👈 #خاطره_ارسالی
بزنید.
🆔️@aamerin_ir