eitaa logo
جملات آموزشی امر بمعروف
144 دنبال‌کننده
219 عکس
267 ویدیو
7 فایل
برای ثبت خاطره تان به آیدی @alam_yalam_beanallaha_yara ارسال بفرمایید آدرس کانال https://eitaa.com/httpsamrbmarofnahyazmonkar
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام . من دو روزی بود میرفتم بازار فردوسی ...تا جایی که تونستم تذکر دادم برای حجاب ...به نگهبانها گفتم که رسیدگی کنند به این وضع ... اما خیلی از فروشنده ها کشف حجاب بودن ...خیلی زیاد بودند ...منم به بهانه ی اینکه میخوام دوباره به مغازشون بیام برای خرید ازشون کارت مغازه میگرفتم ..... بعد رفتم پیش نگهبان ..بهشون گفتم تمام این مغازه ها کشف حجاب داشتن ...لطفا رسیدگی کنید ...نگهبانه 😳😳😳اینجوری شده بود نزدیک ده تا مغازه فقط تو یک طبقه ی بازار فردوسی کشف حجاب بودند ....بعد به تک تکشون تماس گرفت و تذکر دادند
لطفاً نشر دهید تا تلنگری برای آموزش پرورش و الگوسازی بچه ها باشد🙏🌷
16.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🥇😭ملتی که با قهرمانان ملی خود بیگانه است!!! ➖این آموزش و پرورش پس چی یاد این بچه ها میده؟!؟ @isRael666
❁ـ﷽ـ❁ سلام✋ 🧕گاهی اوقات وقتی می‌بینم با جمعی روبرو هستم که مدت زیادی با آنها معاشرت می‌کنم، برای *امر به معروف* صریح و فوری وارد نمی‌شوم. ⚠️ ⚡️در یک ترم یک ماهه برای کلاس *شنای پسرم🏊* ثبت نام کرده بودم. وقتی وارد راهروی انتظار شدم. دیدم تعداد زیادی از مادران یا کاملا بدون حجاب هستن یا حجاب نامناسبی دارن. یعنی عملا من و دو خانم دیگه کاملا محجبه بودیم که یکی از همان محجبه‌ها در طرف‌داری از خانم‌های مکشفه صحبت می‌کرد!!! 🤲 بین خودم و خدا خلوت کردم و گفتم: خدایا من میخوام روی این جمع اثر بذارم *به‌خاطر تو* تو به فکرم بنداز چه کنم و به کلامم *اثر و نفوذ* بده و تاثیرش روی این خانم‌ها رو خودت به‌عهده بگیر! 🧕در اولین برخورد خیلی *با روی گشاده* و سلام و احوالپرسی وارد شدم. در میان جمع، کسی را که حس کردم نسبت به بقیه کمتر گارد دارد رو به بهانه معرفی یک صفحه اینستاگرام دنبال کردم و ایشان هم صفحه مرا دنبال کردن. که همیشه در صفحه خودم، استوری‌های *تبیینی و روشنگری* درباره حجاب و ... می‌گذارم. 🔺با خودم گفتم این گام اول.👌 *✅ در آن روز فقط سعی کردم روحیات و علایق خانم‌های حاضر را کشف کنم.💪* 👩‍🎤یکی از خانم‌ها خیلی علاقه‌مند به همسرش بود و به بقیه هم توصیه به همسرداری می‌کرد. وقتی در لابلای صحبت‌هایش گفت: «همسرم اوایل به من بابت *مانتو جلوباز کوتاه* گیر می‌داد ولی الان برایش عادی شده »، 🧕گفتم: «مردها جنس احساسات و نگاه مردها را بهتر درک می‌کنن و اگر چیزی میگن از روی محبت و علاقه به همسرشان هست» 👩‍🎤اون خانم دیگه در *تبلیغ بی‌حجابی* صحبتی نکرد.👌 🧑‍🎤سری بعد یکی از مادرها با افتخار از *عمل‌های زیبایی* که کرده بود و به‌ قول خودش از قرتی بودنش تعریف می‌کرد. 🧕من در برابر این خانم شروع کردم از انواع روش‌های رسیدگی به *پوست و مو* که خودم انجام می‌دادم‌، گفتم و مکمل‌های تغذیه‌ای و تغذیه سالم برای حفظ جوانی و شادابی پوست و روش‌های حفظ تناسب اندام و... ✅ کار به جایی رسید که به پیشنهاد یکی از خانم‌ها *یک گروه* در فضای مجازی تشکیل دادن، تا من این موارد را آنجا مطرح کنم تا استفاده کنن.🤗 (این کار را با این هدف انجام دادم که بدانن *خانم‌های محجبه* به طور کامل برای زیبایی و اندام خودشان وقت می‌گذارن ولی آن را برای *نامحرم* به نمایش نمی‌گذارن). 🧕سعی کردم در هر بار ملاقات با این جمع، از روسری و کیف همرنگ و هربار رنگ‌های متفاوت استفاده کنم تا نشان دهم *شیک پوشی* یک خانم محجبه در عین *حفظ حجاب* ممکن است. ✅ در این مدت از این جمع فقط دو نفر مانده بودن که گاهی روسری‌شان می‌افتاد و اهمیت نمی‌دادن و بقیه دیگر کشف حجاب نمی‌کردن. 😊 *📌پ.ن:* البته باید این نکته رو بگم که هدفم در استفاده از کیف و روسری همرنگ، تأیید حجاب استایل‌ها نبود. کما این که در بسیاری از موارد در زندگی شخصی، در محل کار و ... سعی می‌کنم از روسری و کیف رنگ تیره و ساده استفاده کنم، تا جلب توجه کمتری باشه. حتی در همین مورد هم از روسری‌های خیلی روشن و رنگ‌های تحریک کننده مثل قرمز و زرد و ... استفاده نمی‌کردم. صرفا روسری و کیف تک رنگ ساده، منتها هماهنگ با هم انتخاب می‌کردم. ❎ متأسفانه بعضی خانم‌ها به نام شیک‌پوشی اسیر دام حجاب استایل‌ها میشن و بیشتر ایجاد جذابیت برای نامحرم می‌کنن. ✍ ادامه دارد... *ble.ir/dostaneha1401_08*
ارسالی رفته بودم ی بیمارستان معروف دولتی در تهران وضع حجاب هم قابل بیان نبود. رفتم سراغ حراست بیمارستان آقایی که مسئول حراست بود تسبیح در دست نشسته بود و ذکر میگفت😱😱 گفتم آقای محترم نشستی ذکر میگی الان باید توی بیمارستان بگردی و تذکر بدی گفت ما تذکر میدیم گفتم من که نمی‌بینم به آقا گفتم الان بلند شو با من بیا و تذکر بده تا ببینم ایشون گفت آخه به ما گفتن نباید به مریض‌ها استرس بدین چون باعث میشه روند بهبود بیماریشون کند میشه 😂😂 من و جر و بحث زیاد کردم به نتیجه آیی نرسید رفتم و خودم به بیمارها تذکر دادم. منو توبیخ کردن که حق نداری در محدوده کاری ما تذکر بدی نشستم و حرص می‌خوردم. تا اینکه ی خانم اومد با ی کت کوتاه و شلواری که دقیقا زیر زانو بود (شلوار نبود شلوارک بود😭)و موهای صورتی😳 سریع رفتم مسئول حراست رو کشوندم گفتم به این خانم تذکر بده. تا آقا به خانم مریض تذکر داد خانم هم سریع از توی کیفش شال حریرش رو درآورد و سر کرد به الله قسم تذکر اثر داره
تو مترو، تو ازدحام و شلوغی، سه تا دختر خانم، کشف حجاب لابه لای خانم ها ایستاده بودند، اُپراتور قطار هم هر چند دقیقه به صدا می اومد و می‌گفت : لطفاً حجاب اسلامی را رعایت بفرمایید. 😳 یه خانم چادری، مُسن، رو کرد به دختران، با لحن تندی گفت: اگر حجاب نمیکنید گم بشین برین پایین، اون دخترا، خیلیییییییییییییی ناراحت شدند، اومدن چیزی بگن سریع با لبخند گفتم : حاج خانوم الان این دخترانِ خوشگل، چون لابه لای ما خانم ها که شلوغ هست و دیده نمیشن، سرشون و لخت کردن، که سرشون هوا بخوره😉 وگرنه هم شال و روسری دارن. هم در شأن خودشون نمی بینند، که کسی بخواد زیبایی هاشون و ببینه. یکی از دخترها گفت : اینها میزارن، آدم به حال خودش باشه، دوباره با لبخند گفتم: خواهر مهربونم، این حاج خانم هم جای مادرمون هستند، شال تون و بپوشید که ایشون هم حرص نخورند، گناه دارند. آخه ایشون شما رو دوست دارند، و برای خودتون میگن، یکی از دختران گفت به احترام شما، شال شو از تو کیفش در آورد و پوشید، منم یه برگه ی مطلبِ محبت آمیز که داشتم. از تو کیفم در آوردم و به همون دختر که حجاب کرد دادم. همینطوری که تشکر می کرد رو به دوتا دوست دیگه اش با اشاره، امر به حجاب کرد،. و اون دو تا هم شال شون و از تو کیف شون در آوردند و پوشیدند. در اون لحظات، مدام اپراتور میگفت حجاب اسلامی رو رعایت کنید، با لبخند، رو به اون خانم مسن کردم و گفتم چون مدیون خون شهدا مون هستیم، اپراتور هم دست بردار نیست.😊 و کمی با دختران اول در مورد درس و دانشگاه شون وارد بحث شدم. بعد هم کمی از حجاب براشون گفتم، و از یکی شون، شماره گرفتم. و در نهایت، دوستانه از هم جدا شدیم. 🌷
49.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 کرامت عجیب یک شهید در میبد یزد 🔹شهیدی که در خواب در دستان مادرش تربت گذاشت و بعد از بیداری تربت در دستان مادر شهید بود. 🩸شهید احمد غفوری پور 👌این ۱۰ دقیقه می تونه برای اونایی که تو دلشون شک و شبهه هست اثربخش باشه به عشق شهدا منتشر کنید 🟡 تولید شده در مجموعه صدویک‌مدیا تو هـم بیـا تــو جمــع مــا👇👇 https://eitaa.com/joinchat/3114139840Cb21d4ee141
ارسالی رفته بودم ی بیمارستان معروف دولتی در تهران وضع حجاب هم قابل بیان نبود. رفتم سراغ حراست بیمارستان آقایی که مسئول حراست بود تسبیح در دست نشسته بود و ذکر میگفت😱😱 گفتم آقای محترم نشستی ذکر میگی الان باید توی بیمارستان بگردی و تذکر بدی گفت ما تذکر میدیم گفتم من که نمی‌بینم به آقا گفتم الان بلند شو با من بیا و تذکر بده تا ببینم ایشون گفت آخه به ما گفتن نباید به مریض‌ها استرس بدین چون باعث میشه روند بهبود بیماریشون کند میشه 😂😂 من و جر و بحث زیاد کردم به نتیجه آیی نرسید رفتم و خودم به بیمارها تذکر دادم. منو توبیخ کردن که حق نداری در محدوده کاری ما تذکر بدی نشستم و حرص می‌خوردم. تا اینکه ی خانم اومد با ی کت کوتاه و شلواری که دقیقا زیر زانو بود (شلوار نبود شلوارک بود😭)و موهای صورتی😳 سریع رفتم مسئول حراست رو کشوندم گفتم به این خانم تذکر بده. تا آقا به خانم مریض تذکر داد خانم هم سریع از توی کیفش شال حریرش رو درآورد و سر کرد به الله قسم تذکر اثر داره
سلام امروز رفتم خرید خانم فروشنده بی روسری بود بهش گفتم میشه دوستانه بهم ی روش یاد بدی که به خانمهایی مثل شما تذکر بدم که بهشون برنخوره😊 اونم گفت من مشکلم اقتصاده منم گفتم الان با اینکار اقتصاد خوب نشد خانمه قبول کرد بهش گفتم دوستانه بهت میگم با بدحجابی زنها زندگی خیلی ها بهم میریزه. اونم گفت اگه شوهرت دوستت داشته باشه چیزی نمیشه بهش گفتم خب موهای شما خیلی زیباست خیلی از زنها اینجور مویی ندارن الان چیکار کنن؟ یهو همسرم وارد شد و خانومه ناخودآگاه روسری رو سر کرد منم ازش ایشون بخاطر احترامی که به زندگی من گذاشت خیییییلی تشکر کردم قرار گذاشتم ی بار برم مغازش و بیشتر باهم حرف بزنیم
🚨 جریان کشف حجاب یک‌زن جلوی آیت‌الله بیدآبادی 💠روزی جمعی از اشرار اصفهان عارف بزرگ آیت الله حاج شیخ محمد بیدآبادی (رضوان الله علیه) را می‌بینند و از ایشان تقاضا می‌کنند که جهت ایراد خطبه عقد به منزلی در همان حوالی بروند و دو جوان را از تجرد درآورند. ایشان دعوت را قبول نموده و به همراه آنان به یکی از محله‌های اصفهان می‌روند. سرانجام به خانه‌ای می‌رسند به محض ورود ایشان، زنی سربرهنه و با لباس نامناسب از اتاق بیرون آمده و به ایشان می‌گوید: به‌به! حاج آقا خوش آمدی، صفا آوردی! ایشان متوجه قضایا می‌شوند و قصد مراجعت می‌کنند که جمع اوباش جلوی ایشان را گرفته و می‌گویند: چاره‌ای نداری جز این که امروز را با ما بگذرانی! سپس همان زن که در ابتدا به ایشان خوش آمد گفته بود، در حالی که دایره ای یا تنبکی به دست داشته، وارد اتاق می‌شود و شروع به زدن و رقصیدن نموده و به دور اتاق می‌چرخد! جماعت اوباش نیز حلقه‌وار دور تا دور اتاق نشسته و کف می‌زنند. این زن در حال رقص، این شعر را خطاب به ایشان خوانده و مکرر می‌گوید: در کوی نیک نامان ما را گذر ندادند گر تو نمی‌پسندی تغییر ده قضا را 🔻پس از دقایقی که ایشان سر به زیر افکنده بودند، ناگهان سر بلند کردند و خطاب به آنان می‌فرماید: «تغییر دادم!» به محض آن که این دو کلمه از دهان عالم سالک خارج می‌شود، آن جماعت به می‌افتند و از رفتار و کردار خود عذرخواهی نموده و بر دست و پای آن ولی الهی بوسه می‌زنند و ایشان نیز حکم توبه بر آنان جاری می‌نماید. در ارتباط با این حادثه خود آن بزرگوار فرمودند: در یک لحظه آنان را از به سوی خداوند بازگرداندم. 📙حکایات عاشقان خدا،حاجی زاده، ج۱ 🌷امام خامنه ای مدظله العالی : یادونام درهرنقطه ای حضورداشته باشد ؛ درآنجا ، و است. /🌹 محفل بشریتند. " مرتضی مطهری". 🌹 به . "امام راحل رضوان الله عل
امام رضا عليه السلام فرمود: 🔴رسول خدا صلي الله عليه و آله همواره مى فرمودند: هرگاه امّت من از انجام امر به معروف و نهى از منكر سرپيچى كنند و آن را به يكديگر واگذار نمايند، گويا با خـداوند اعـلان جنگ داده اند. توجه کنید مخاطب این حدیث افرادی هستند که قائل به این فریضه هستند یعنی خود ما و فقط آن را واگذار میکنند، و نه کفار و مرتدین جامعه که بی غیرت و بی حیا هستند.
سلام امروز رفتم حرم کیف کردم. مورد بدحجاب خیلی کم بود . اون هم یک خانمی که سرش تو گوشی بود وچادرش رفته بود عقب خواستم تذکر بدم که زودتر از من یک خادم عزیز تذکر داد وجالب تر اینکه یک خانم جوانی که شلوارش کوتاه بود .واز من هم دور بود. سعی کردم بهش برسم که دیدم یک خانم خادم عزیزی داره به یک خانم که آرایش غلیظ داره تذکر می ده وصحبت می کنه. وبعد از اون خانم دوید دنبال خانمی که شلوارش کوتاه بود ودوتا دختر خانم کوچولو با چادر دنبال این خادم با مسئولیت می دویدن. خودم به‌ خادم رسوندم وازشون تشکر کردم که حواسشون بود. وگفتن:این دوتا دختر هم دخترای خودشون هستن امروز آوردن . خدارو شکر انشالله حاجت روا بشن