هدایت شده از سای
❌❌❌
سلام اعضای مومن و انقلابی
مغازه(رست برگر)پیتزا ساندویچ و ... فروشی در( محله سیدرضی 8 قبل از پل هاشمیه مشهد) چند وقته باز شده صاحب مغازه فردی معتقد مومن وسط دیوار مغازه اش که کاملا در معرض دید مردم هست عکس رهبر و امام خمینی (ره) را گذاشته اونم در محله ای که اکثر مردم بدحجاب و بی حجاب(کشف حجابند) و..... هستند در همردیف و روبرویش چندین مغازه هم صنف ایشان که بسیار بسیار شلوغ بطوریکه در صف های طولانی در پیاده رو می ایستند تا نوبتشون بشه ولی در جلوی مغازه این فرد مومن کسی برای خرید نیست
(من رهگذر هر روزه ام و هیچ نسبتی با صاحب مغازه ندارم)
اما چقدرخوبه از این مغازه خرید بشود تا در جلوی مغازه های دیگرهمسایه اش که افرادی با وضع کشف حجاب یا بدحجابی ناجور و... می ایستند مغازه ای که عکس رهبر عزیزمون در اونجا هست غریب تنها و خلوت نباشه - لااقل انقلابیون پشت هم باشند و حمایت شوند آنهم در همچین فضای محله ای
لطفا دوستان مشهدی حمایت کنند
https://eitaa.com/amrbmarofnahyazmonkar
♨️ سلطان تناقض عبدالحمید همزمانی که بیتکویین استخراج میکرده و دنبال استارلینگ بوده، به مردم گفته اینترنت فسادآوره..
📌 خبر فوری سراسری
https://eitaa.com/joinchat/3170697458Cfd44a7e938
هدایت شده از هادی صدیقی
بعضی وقتا اشاره و حس ششم بیشتر از زبان تاثیر گذار هست
خیلی وقتا شده برم تذکر بدم که طرفا راه عوض میکردند
حس ششم به اونا میگفت که میخواد تذکر بده
زبان بدن نود درصد کار را انجام میده
کسی که بترسه بهترین کار و شاید تاثیر بیشتر همین زبان بدن باشد
گفتن هم مهارت خاصی ندارد
با احترام گفتن و رد شدن
البته اگر دو گروه دو نفره باشه که نور علی نور
پریشب دو تا خانم جلوتر تذکر دادند دختره شالش انداخت و گفت این خانم مشکل عقلی داشت بهم گفت شالت درست کن
ما از راه رسیدیم بهش گفتیم که
دخترم اون خانم خوبی تومیخواست.اون دلسوزت بود نه چیز دیگری
رفیق کنارمم شروع کرد به گفتن
دختره سرش انداخت پایین و شالشم درست کرد با دوستاش حرکت کرد طرف خوابگاه دانشگاهش
کار گروهی خیلی عالیه
بی درد سر باتاثیر بالا
امروز بیرون تو مسیر یک مغازه دلالی خودرو، یک آهنگ غنایی بلند پخش میکرد،
به مغازه دار گفتم آهنگش حرامه نذارید، اونم قطع کرد.
هدایت شده از یامهدی آل محمد(عبداللهی)
امروز یه دختر خانمی که سرلخت بود بهش گفتم دخترم عزیزم کوروسری تون سرش رو انداخت ورف انگار نه انگار فقط به جملاتم لبخندزد
╲\╭┓
╭🌺🍂🍃
┗╯\╲ ❁﷽❁
📚 #از_یاد_رفته_۱
🔰 #قسمت_بیستم بخش دوم
امر به معروف یک شهید
✍ یادته اون روز که امتحان داشتیم گفتم آقایی به من تذکر داد برای حجابم؟
گفتم: بله.!
ادامه داد: تابستون گذشته یک روز رفته بودم مزار شهداء همین طور که بین قبور شهدا قدم میزدم چشمم به عکس همون آقا افتاد که در ردیف اول قطعه ی سوم در قبری آرام خفته بود و به خیل شهدا پیوسته بود 🥺 گویا اون لحظه تمام وجودم رو به آتش کشیدند و شرمنده تمام شهدا شدم 😔 و تصمیم گرفتم به حرمت شهدا چادر بپوشم و محافظ حجابم باشم.
شاید اون روز که به خاطر خدا امر به معروف کرده بود نمی دونست که کلام او چقدر تاثیر گذار میشه؛ چرا که او هم مثل همه ی شهدا خود رو مکلف به این امر کرده بود نه به نتیجه 👌
سالها از اون ماجرا میگذره و هنوز هر هفته که برای زیارت اهل قبور میریم، خاطره شهید محمد نور بهشت ما رو به کنار مزارش میکشونه و به یاد اون روز ها اشکمون رو جاری میکنن😭
راستی معصومه کاملا مسیر زندگی اش عوض شد. با یک آقای بسیار مذهبی ازدواج کرد و الان به لطف خدا یک خانواده نورانی و فرزندان صالحی دارد و زندگی بسیار پر برکتی نصیب او شده است 😍
ID: @aamerin_ir
یه جا با ماشین رد میشدم به یه خانم گفتم شالتون افتاده و راهمو ادامه دادم، چنان با عصبانیت کلمه بتوچه رو چندین بار فریاد زد که با خودم گفتم بنده خدا حنجرهش پاره شد! واقعا نمیدونستم بخندم یا دلم بحالش بسوزه! فکر کنم از اونهایی بود که اگه پیاده بودم بیچاره میشدم...
گفتن و رد شدن چنان اثری داره که وقتی رهبر جامعه میگه بگید و رد شید، حتما به کلامش آگاه هست و فصلالخطابه؛ ما هم بهتره هرچند عقیدهمون فرق میکنه از ولی فقیه جامعه اطاعت کنیم
🌷خاطره رزم ....
چشمم افتاد به خانم کشف حجابی که کنار دستگاه بستنی قیفی رو صندلی نشسته بود و بستنی میخورد و با تمسخر با پلاکاردای پویش نگاه میکرد
رفتم سمتش دوروبرش خیلی شلوغ بود با این که سعی کردم یواش تذکر بدم ولی بقیه شنیدن
خانم محترم شالتون رو بپوشید
یه نگاه انداخت و با آرامش گفت راحتم...دیدم لهجه داره فوری با حالت شاد گفتم عه مشهدی نیستین از کدوم شهرین
با کمی تاخیر گفت تهران ولی لهجش شمالی بود
گفتم تورو خدا رفتین حرم اقا برا ما همسایه های اقا دعا کنید با لبخند گفت حتما چشم
گفتم شما مشخصه خانم مؤدبی هستین ادب حکم میکنه وقتی جایی مهمان هستی ببینی صاحب خونه از چه رفتاری خوشش میاد یا دوستش نداره باید رعایت کنی
گفت دیشب حرم بودم اقا خیلی خوب باهام رفتار کرد و مشکلی نداشت با وجود من
دل مهمه
سریع گفتم بله خوب ائمه باران رحمتن و رو سر همه میبارن تا پاکمون کنن همه ما گنه کاریم و محتاجشونیم
این که دل شما پاکه شکی درش نیست چون امام رضا دعوتت داده و الان اینجایی اقا نور وجودت رو دوست داشته که بین خیلی از کسانی که آرزو مشهد دارن شمارو دعوت کرده
خیلی لذت میبرد و از این حرفا خوشحال شد
گفتم امام رضا به برادر خودشون گفتن من تا وقتی با تو برادرم که حرف خدارو عمل کنی در غیر این من با تو نسبتی ندارم
حالا هم حجاب حرف خداست
و هم دل اقا رو شاد میکنه
نمیخواین به شکرانه حضورتون تو این شهر مقدس که ثواب حج قبول شده رو داره حجاب کنید و اونو هدیه کنید به آقا؟
با لبخند شالشو پوشید و گفت باشه به خاطر شما
گفتم نه به خاطر حرف خدا و شادی دل امام رضا
با خوشی از هم خداحافظی کردیم و التماس دعا دادیم
تو این مدت افرادی پشت سرم ،بستنی فروش،فروشنده مغازه کناری،مشتریای مغازه اونطرفی همشون وایستاده بودن گوش میکردن
منم واضح صحبت کردم که بشنون
احتمال تاثیر همه جا قطعیست ✅✅✅
من امروزرفته بودم حرم تاجایی که تونستم تذکردادم وهمه میگفتن چشم یک خانمی گفتدچشم ولی انجام ندادمنم گفتم خانمی چشم الکی به دردنمی خوره موهاتون بپوشونین اونم به حرف نکرد😒😒😒
رفته بودم دندانپزشکی
الحمدلله کارم خیلی زود تموم شد
تا اومدم بیرون دیدم بازار مکشفه داره
منم گفتم نیم ساعت بخاطر امام زمان تذکر لسانی میدم بعد میرم خونه
الحمدلله خوب بود
در ضمن اینم بلند گفتم که موندم چرا برای من کارت میگن ولی برای قانون کشور هیچی به شماها نمیگن😒