eitaa logo
اسلحــــه
343 دنبال‌کننده
18 عکس
63 ویدیو
1 فایل
ـבر خیالم با خیالت، بے خیالِ عالمم. تا کـہ هستے בر خیالم،خوش خیالِ عالمم.️ @girll_blue @hope_07_07 #محفل_بنگتن ... محافظ. https://eitaa.com/kvgbdf #ارمیـ https://abzarek.ir/service-p/msg/5214691
مشاهده در ایتا
دانلود
اسلحــــه
جوین شین چنلش فیل شده بود ❤️💔💔
سناریوی اول: حسِ آرامش (Soft & Cozy) ☁️ عضو: جیمین (Jimin) موضوع: یک عصر بارانی تصور کن بیرون باران شدیدی می‌بارد و تو از خستگی یا بی‌حوصلگی، روی کاناپه در حال مطالعه یا گوشی زدن هستی. ناگهان جیمین با یک لیوان شکلات داغ و چند تکه بیسکویت به سمتت می‌آید. او بدون اینکه حرفی بزند، خودش را کنار تو روی کاناپه جا می‌دهد و پتو را روی دوش هر دوی شما می‌کشد. سرش را روی شانه‌ات می‌گذارد و با صدایی آرام که با صدای باران ترکیب شده، می‌گوید: «امروز خیلی شلوغ بود، نه؟ بیا فقط همین‌جا در سکوت بشینیم… من فقط می‌خواستم کنارت باشم.» 💡 [سوال برای تعامل در کانال: اگه جیمین اینجوری میومد پیشت، اولین چیزی که بهش می‌گفتی چی بود؟]* تو ناشناس بگوو ✅👌 https://abzarek.ir/service-p/msg/5214691
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سناریوی دوم: حسِ هیجان و غافلگیری (Surprise & Sweet) ✨ عضو: کوکی (Jungkook) موضوع: وقتی می‌خواهد ثابت کند به تو اهمیت می‌دهد چند روز است که خیلی مشغولی و اصلاً وقت نکردی به خودت برسی. یک شب که خیلی خسته به خانه برمی‌گردی، می‌بینی چراغ‌ها نیمه‌روشن است و بوی غذای موردعلاقه‌ات در فضا پیچیده. کوکی با لبخندی که کمی خجالت‌زده است، از آشپزخانه بیرون می‌آید: «فکر کردم شاید وقتی برگردی، خیلی گرسنه باشی… و اینکه… می‌خواستم بدونی حتی وقتی من نیستم، همه‌ی چیزهایی که دوست داری رو برات فراهم کنم.» او در حالی که سعی می‌کند نگاهت نکند (چون سرخ شده)، ظرف غذا را جلوی تو می‌گذارد. 💡 [سوال برای تعام در کانال: این حرکت کوکی رو چنده امتیاز میدی؟ �] تو ناشناس بگوو ✅👌 https://abzarek.ir/service-p/msg/5214691
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سناریوی سوم: حسِ عمیق و خاص (Deep & Meaningful) 🌙 عضو: نامجون (Namjoon) موضوع: قدم زدن زیر نور ماه شب است و آسمان پر از ستاره. تو و نامجون در یک پارک خلوت در حال قدم زدن هستید. او ناگهان می‌ایستد، به آسمان نگاه می‌کند و بعد مستقیم به چشم‌های تو خیره می‌شود. او با آن لحن آرام و عمیقش می‌گوید: «می‌دونی… من همیشه دنبال دنبال معنا در کتاب‌ها و ستاره‌ها بودم، اما وقتی با تو قدم می‌زنم، تازه می‌فهمم که زیباترین چیزهای جهان، چیزهایی نیستن که در آسمان هستن، بلکه لحظه‌هایی هستن که با تو سپری می‌کنم.» 💡 [سوال برای تعامل در کانال: اگه نامجون اینو بهت می‌گفت، چقدر قلب تو هم تند می‌زد؟ ❤️] تو ناشناس بگوو ✅👌 https://abzarek.ir/service-p/msg/5214691
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
واقعاا عالی میشهه 😭❤️❤️❤️ 🌷🌷
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
+++ . 💜💜