نقل شده در شب عاشورای سال ۶۱ق هنگامی که امام حسین(ع) به یارانش خبر داد که روز بعد کشته می شوند، قاسم بن حسن از او پرسید: آیا من هم کشته میشوم؟ امام حسین از او پرسید: مرگ در نزد تو چگونه است؟ قاسم پاسخ داد: «یا عَمَّ اَحْلی مِن الْعَسَل: ای عمو شیرینتر از عسل».[۶]
قاسم بن حسن روز عاشورا به حضور امام حسین(ع) آمد تا اجازهی جنگیدن با دشمنان را بگیرد. امام او را در آغوش گرفت و هر دو مدتی گریه کردند تا اینکه هر دو غش کردند. قاسم اصرار میکرد و دست و پای امام حسین(ع) را میبوسید تا اینکه امام به او اجازه داد.[۷] قاسم در حالی که اشک از چشمانش میریخت به سمت میدان رفت و چنین رجز میخواند:
إن تُنكِروني فَأَنَا ابنُ الحَسَن
سِبطُ النَّبِيِّ المُصطَفى وَالمُؤتَمَن
اگر مرا نمیشناسيد، من پسر حسن
نواده پيامبرِ برگزيده و امين هستم
هذا حُسَينٌ كَالأَسيرِ المُرتَهَن
بَينَ اناسٍ لا سُقوا صَوبَ المُزَن[۸]
اين حسين، همانند اسيرِ به گروگان گرفته شده
ميان مردمی كه خدا از آب باران سیرابشان نسازد.
علی احمدی میانجی در مکاتیب الائمه از مدینة المعاجز نقل کرده که چون روز عاشورا، امام حسین(ع) با میدان رفتن قاسم مخالفت کرد قاسم یادش آمد پدرش بازو بندی به بازويش بست كه در آن تَعويذی (حِرز) قرار دارد، كه پدر وصیت كرده، هر گاه غصهدار و ناراحت شدی این بازوبند را باز كن و بخوان و معنیاش را بفهم و حتماً به آن عمل كن. قاسم به خودش گفت سالها است كه بر تو گذشته و چنين اندوه و غمی به تو هجوم نكرده، حالا بايد بازو بند را باز كنی و ورقۀ در آن را بخوانی. وقتی باز كرد دید نوشته: «فرزندم به تو سفارش میکنم هرگاه عمویت را در کربلا در محاصرۀ دشمن دیدی، هرگز جنگ با دشمنان خدا و پیامبر خدا را رها مكن و از جانبازی در ركاب عمو امتناع نورز، اگر عمو اجازۀ رفتن نداد به او اصرار كن تا اجازه بگیری و از این طریق به سعادت جاودان دست یابی.» قاسم برخاست و نوشته را به عمویش حضرت حسين داد. امام وقتی خط برادر را دید، دست به گردن قاسم انداخت، او را در آغوش گرفت و به او اجازه رفتن میدان داد.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
عباس بن علی (عربی: العباس بن علی بن ابیطالب؛ ۴ شعبان ۲۶ ه.ق – ۱۰ محرم ۶۱ ه.ق) مشهور به ابوالفضل و قمر بنیهاشم، پسر علی و امالبنین و برادر ناتنی کوچکتر حسین بن علی بود. شهرت و محبوبیت او نزد مسلمانان به ویژه شیعیان بیشتر به خاطر شجاعت و وفاداریش نسبت به حسین بن علی در نبرد کربلا است. عباس بن علی در دهم محرم، معروف به روز عاشورا در جریان نبرد کربلا کشته شد. آرامگاه منسوب به عباس در کربلا برسرراه غاضریه در موضع رزمگاه نبرد کربلا است، هرچند گفته شده سر او را مانند دیگر کشتگان کربلا نزد یزید بردند.
کشتهشدن قهرمانانهٔ عباس در نبرد کربلا باعث ایجاد شخصیتی افسانهوار در میان شیعه و سنی گشته که کشف حقیقت تاریخی را کاری بسیار سخت کردهاست. مشکل اصلی از آنجا ناشی میشود که منابع اصلی وقایع کربلا—طبری و بلاذری—اشارهای به جزئیات مرگ عباس نکردهاند. روند تکامل اولیهٔ این داستان را نمیتوان به روشنی مشخص کرد، ولی لقب «سقا» در کتاب الاختصاص شیخ مفید اولین بار دیده شدهاست. داستانهای بعدی که دربارهٔ نحوهٔ کشته شدن عباس شکل گرفتند را میتوان به محافل فُتُوّت در اواخر دورهٔ خلافت عباسی نسبت داد. شخصیت نیمه افسانهای عباس حاصل ترکیب مجموعه داستانها و حماسههای مختلفی بودهاست. داستان مرگ او در زمان آوردن آب از رود فرات جهت رفع تشنگی اهل بیت اولین بار در اثری از ابن طوس طوسی پدیدار شدهاست. مراسم یادبود کشته شدن وی در روز نهم محرم (تاسوعا) برگزار میشود
در یادگار زریران، سوگنامهای از عهد اشکانی در ایران، گرامیکرد پسر جاماسپ در حین نبرد دستهایش قطع میشود و درفش کاویانی را به دندان میگیرد که روایت کتب مقتل از دستهای قطعشدهٔ عباس بن علی و گرفتن مشک آب توسط او تداعی میشود. رفتار شمر در داستان کربلا هم بی شباهت به بیدرفش جادو در یادگار زریران نیست. بهنظر میآید که بعید نباشد روایتهای حماسی-دینی این سوگنامه در مایهور ساختنِ ذهنِ تعزیهخوانان و نویسندگانِ کتابهایِ روضة الشهدا و تصویرگران تراژدی کربلا مؤثر افتاده باشد
زندگی
کنیهاش ابوالفضل است و به او القاب دیگر مانند «قمر بنی هاشم»، «سقای کربلا»، «علمدار حسین» و قمر منیر بنی هاشم و غیره نیز دادهاند. طبق روایات شیعه او جوانی دلاور، زیبا و بلند قد بودهاست، در جنگهای صفین و نهروان در کنار پدرش علی بن ابیطالب جنگیدهاست و او یکی از چند نفری است که در بین شیعیان به بابالحوایج معروفند.[نیازمند منبع]
او سه برادر تنی به نامهای جعفر، عبدالله و عثمان داشت که همگی آنان در روز عاشورا سال ۶۱ قمری در کربلا کشته شدند. او با لبابه دختر عبیدالله بن عباس ازدواج کرد و دارای چهار پسر به نامهای عبیدالله، فضل، حسن، قاسم و یک دختر شد. در خصوص تعداد فرزندان او اختلاف نظر وجود دارد.[نیازمند منبع]
شخصیت
کشتهشدن قهرمانانه عباس در نبرد کربلا باعث ایجاد شخصیتی افسانهوار در میان شیعه و سنی گشته که کشف حقیقت تاریخی را کاری بسیار سخت کردهاست. مشکل اصلی در آنجاست که طبری و بلاذری، منابع اولیه نبرد کربلا، جزئیات کشتهشدن او را در کربلا ذکر نکردهاند. شیخ مفید در کتاب الاختصاص عباس بن علی را با صفت «سقا» به معنی آبدهنده توصیف میکند. گفتهشدهاست که عباس بن علی شجاعت و شهامت را از پدرش علی بن ابیطالب به ارث برده بود و اندامی زیبا و عضلاتی قدرتمند داشته که به برای جنگاوران آن دوران شرط اولیه بوده و اتفاقی عجیب نیست . در جنگها همیشه او عَلَمِ را با خود حمل میکرد و به همین دلیل به «علمدار» مشهور بود
نبرد کربلا
مقالهٔ اصلی: نبرد کربلا
عباس بن علی (ابالفضل العباس) کنار نهر فرات - نقاش: یوسف عبدی نژاد
طبق تعزیهنامه «شمر و عباس» اثر میر عزا کاشانی، در کربلا شمر با دیگر سرداران مشورتی دربارهٔ جنگ فردا با حسین بن علی میکند. تصمیم میگیرند که عباس را بفریبند و به سوی خود جلب کنند. شمر به این مأموریت میرود ولی وعدههای او برای فریفتن عباس مؤثر واقع نمیشود و بازمیگردد
سید بن طاووس از ابو مخنف نقل میکند که در عصر عاشورا، عباس در پی یافتن آب برای اهلبیت با دشمنان زیادی جنگید. پس از قطع شدن دست راست و سپس دست چپش، مشک آب را بر دهان گرفت و به نبرد ادامه داد تا اینکه توسط زید بن ورقاء حنفی و حکیم بن طفیل سنانی کشتهشد. حسین واعظ کاشفی در روضةالشهدا او را شصت و هشتمین کشته کربلا میداند. برادر زاده امالبنین به نام عبدالله بن ابی محل بن حظام برای عباس اماننامهای از سوی ابن زیاد آورد که ردش کرد