الان دقیقا توی اون نقطه از زندگی ایستادم که
کافکا میگه :
"از زندگی با مردم، از حرف زدن، عاجزم!
کاملا در خود فرو رفتهام، به خودم فکر میکنم چیزی ندارم به کسی بگویم، هرگز؛ به هیچکس"
کودکیام را دوست داشتم،
روزهایی که بهجای دلم
سرِ زانوهایم زخمی بود .
حسین پناهی :