نقشی که باران میزند بر خاک
خطی پریشان از سرگذشت ِتیرهٔ ابرست
ابری که سرگردان به کوه و دشت میراند
تا خود کدامین جویبارش خُرد
روزی به دریا بازگردانَد ...
- هوشنگ ابتهاج
بس همیشه بودیم و دَم نزدیم
ظلم دیدیم و حرف نزدیم
گریه کردیم و جلویِشان نقاب خنده زدیم
گُمان کردند بازهم میمانیم،دم نمیزنیم،حرف نمیزنیم..
حال که رفتیم برای برگشتَنِمان صف کشیدن،رسم آدمیزاد این است
تا از دستت ندهند نبودنَت را درک نمیکنند..!
-یاسمن موسوی
هوا داره دونفره میشه ولی نه از اونایی كه بریم بيرون قدم بزنيم و اینا نه؛ از اونایی كه دونخ سیگار روشن کنیم، آهنگ گوش کنیم و فقط باهم حرف بزنیم...
ولی غم انگیزترین قسمت مهربون بودن اونجاست ک هیشکی قدر بودنت رو نمیدونه ولی بازم مهربون میمونی...
برام حرف بزن
از جزئیات بگو
از اونا که فکر میکنی اگه به کسی بگی میگه خیلی پرحرفی
از همون حرفا که حس میکنی حوصله سربره، که کسی دوست نداره بشنوه
برام بگو، از ریزترین چیزا.....
آدم هایی که یاد میگیرن چطور تنهایی تفریح کنن و شاد زندگی کنن ؛ موجوداتِ ترسناکی برای دل بستن هستن . این آدم ها ترسی برای نبخشیدن و کنار گذاشتنت ندارن !
ما از شما ناراحت نمیشیم !
ما از خودمون بابت اعتماد ها
احترام ها و دوست داشتن های اشتباهمون نارحت میشیم...
وقتی دلت مثل من ترک برداشت
دیگر آمدن یا رفتن، بودن یا نبودن
هیچ فرقی نمیکند
آدم یک روز به جایی میرسد
که دلش میخواهد همش بخوابد
خواب چقدر خوب است
برای نداشتنها...
- امیر وجود
من آن خاکسترِ سردم که در من
شعله یِ همه عصیان هاست،
من آن دریایِ آرام ام که در من
فریادِ همه توفان هاست،
من آن سردابِ تاریک ام که در من
آتشِ همه ایمان هاست.
- شاملو