هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
برای شماا
(توضیحات تکمیلی: یه صحنه از سریال دوباره هیجدهسالگی، داستان یه مرد که از چهلسالگی دوباره به هیجدهسالگیش برمیگرده)
هدایت شده از 𝙲𝚑𝚊𝚕𝚕𝚎𝚗𝚐𝚎
🎃𝑭𝒓𝒐𝒎: 𝐴𝐷𝐸𝑁𝐴
🎃𝑭𝒐𝒓: 𝑌𝑜𝑢
در جنگلِ مهگرفته، رُزا شنل قرمزی قدم برمیدارد، اما دیگر آن دختر سادهی قصهها نیست. شنلش از پارچهی جادویی دوخته شده که بوی خون و رز میدهد. گرگ حالا همراهش است، نه دشمنش. او میخندد، آهسته و شیرین، در حالی که در دل جنگل سایهها را میرقصاند. هرکس بخواهد از راهش بگذرد، باید داستان خودش را برایش تعریف کند، وگرنه در چشمهای طوفانیاش گم میشود.
·˚ ༘🦇˚.*°࿐ 。hׁׅ֮ɑׁׅ℘℘ᨮׁׅ֮ hׁׅ֮ɑׁׅᥣׁׅ֪ᥣׁׅ֪ᨵׁׅׅᨰׁׅꫀׁׅܻ݊ꫀׁׅܻ݊݊ꪀ °˖
هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
برای مگ.
تو بهم حس کیتِ مهاجران رو میدادی. یکم خانم تر از لوسیمی اما ریسک پذیر تر و جذاب تر.
با ایدههای بامزه و هیجان انگیز.
کسی که یکم سخت تسلیم میشه.
هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
تو برای من وایب سالیِ بابا لنگ دراز رو میدی.
جالب، مهربون و کسی که چیزای پیچیده رو به چیزای ساده تبدیل میکنم.
یکم قضاوتی و مقرراتی اما توانمند و دوست داشتنی.
هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
تو به من وایب فِلونِ خانوادهی دکتر ارنست رو میدی.
دوست داشتنی و مهربون، یکم عجیب و غریب، بینظم و بازیگوش.
اما به خاطر همین اخلاقها بود که همه دوستش داشتن.
هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
تو به من وایب رومئویِ آسمان آبی رومئو(یا همون پیمان دوستی) رو میدی.
دوست داشتنی، ساده و مهربون و همینطور وفادار به همه چیز.
اون دردهاشو از بین نمیبرد، باهاشون زندگی میکرد و حتی دردهای بقیه رو هم سعی میکرد درمان کنه.