eitaa logo
پشت صحنه ما؛
25 دنبال‌کننده
704 عکس
247 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از زمـین‌خـــاکی!)
این کانال خارجیه 😂؟! یه دفاع آخر جنگنده توپ رد بشه بازیکن رد نمیشه
هدایت شده از اروئیکا.
هدایت شده از  • مَفْتون • شعبه جنگی
Emotional datctive ، با دقت و مودب ، خیلی شرایط فرد رو درک میکنن ، درونگرا و حساس اما در عین حال با محبت 🛐🛐
هدایت شده از  𝘏𝘪𝘬𝘢𝘳𝘪 𝘋𝘢𝘪𝘭𝘺ᯓ★
یادآوری خاطرات تلخ گذشته اغلب کار معقولی نیست. این خاطرات مثل مین‌های خنثی­‌نشده‌ای هستند که در میدان وسیعی دفن شده‌اند؛ میدانی که دور تا دور آن سیم خاردار کشیده شده‌ است. با این­ حال هر لحظه ممکن است از سر بدشانسی و بی‌­احتیاطی محض کسی برود آن طرف سیم‌­ها و یکی از آن­‌ها منفجر شود و زندگی را -که خیلی هم چیز معرکه‌ای نیست- حداقل برای مدتی، از آن­چه هست تحمل‌­ناپذیرتر کند. بخشی از کتاب «بهترین شکل ممکن»
هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
-ناشناس- شما: تو روزای بارونی چی حالتو خوب می‌کنه ؟ من: خودِ بارون کلا حال خوب کنه. ولی قدم زدن با بچه های دَره(اسم اکیپمونه؟) راه رفتن و زیر بارون باهاشون آبنبات خوردن خیلی قشنگه..
هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
-ناشناس- شما: راجع به عشق چی فکر میکنی؟ من: عشق عمیق و واقعیه. میتونم بگم عشق اول یه دختر هیچوقت فراموش نمیشه. یعنی اون احساساتی که با اون تجربه کرد.. اما عشق هم تاریخ انقضا داره. از بین نمیره ولی تموم میشه. (میدونم خیلی پیچوندم)
هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
-ناشناس- شما: ۵ تا از کتاب هایی که واقعا لذت بردی از خوندنشونو‌ معرفی کن. به علاوه ۳ تا فیلم/ سریالی که حال داد بهت. من: خب کتابای مورد علاقم، چشم هایم در اورشلیم، جلد آخر آنه شرلی(ریلا در اینگل ساید) ارتداد و مجموعه کتابای مجیستریوم. اینا رو خیلی دوست دارم. و وای سریال مورد علاقم شده تکه ای از ذهنت. عزیزترینم هم فوق العاده بود. فیلم چشمانت میگویند هم جدا خفن بود
هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
-ناشناس- شما: اگه ناراحت نمیشی راجع بهش حرف بزنی میتونی بگی سرطان چی؟ و راجع به احساساتت؟ من: نه ناراحت نمیشم. سرطان لنفوم ئه. غدد لنفاوی رو درگیر میکنه. برعکس بقیه سرطان ها تو میتونی اون توده های سرطانی رو با دست حس و لمس کنی و حس عجیبی داره میدونی... و احساسم. میدونی من چون مدت زیادی مریض و توی این حال بودم خودمو برای هر چیز و هر تشخیصی آماده کرده بودم. برای همین اونقدر شگفت زده نشدم. شاید یکمی اولش بعدش حس عجیبی پیدا کردم، یکم خنده دار بود که چیزی که تا به حال از بیرون بهش نگاه میکردم رو داخلش باشم اما بهش به چشم یه فرصت نگاه کردم. برگشت به خودِ واقعیم که آدم بهتری بود. فقط یکمی درد میکشم و بعدش به خاطر دردا گریه میکنم بعد ادامه میدم و سعی میکنم دم را غنیمت شمارم..
هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
-ناشناس- شما: اگه دوست داری جواب نده برام سوال شد چند سالته؟ من: روز تولدم گذاشته بودم. خیلی وقت پیش. هیفده سالمه
هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
-ناشناس- شما: نزدیک ترینات و چنلاشون و معرفی کننن من: خب، این چنل بچه های دره س. برای هممون:https://eitaa.com/Emmily و اینم چنل رفیقام: https://eitaa.com/tofzoli https://eitaa.com/Thecityofoblivion https://eitaa.com/dearstar
هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
-ناشناس- شما:https://eitaa.com/sokotnimeeshab/3310 نه میدونی منظورم اینه آدما اصلا عاشق چیِ یه نفر میشن؟ ظاهرش؟ اخلاقش؟ تفکراتش؟ عقایدش؟ چیش؟ من: آها خب. میدونی خیلیا میگن که نمیدونن دقیقا عاشق چیِ طرف شدن. اما به نظرم عاشق یه جذبه غیر مستقیم میشن. چیزی که به چشم نمیاد اما یه دلیل منطقیه نمیدونم متوجه میشی یا نه..
هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
-ناشناس- شما: شیمی درمانی میکنی؟ خانوادت چه واکنشی داشتن؟ بهت ترحم نمیشه مثلا؟ من: آره شیمی درمانیه. خانواده نزدیکم، یعنی پدر و مادرم ترحم نمیکنن. بابام کسیه که در بدترین شرایط بهم آرامش میداد و همیشه میگفت چیز مهمی نیست. کلا میدونید، بابام اینطوریه که تا دستشو میگیری آروم میشی. مامانم یکم قایکمی گریه میکرد اما گریش به خاطر این بود که از دست خودش ناراحت بود... و خب فقط نمیشه جلوی ترحم یه سری از فامیلو گرفت که باید تحمل کرد.