برایِ او|he از طرفِ کاراگاه احساساتی...
تو یه پسرِ ۲٠ ساله دانشجویی. با موهای قهوه ای مجعد و چشمای میشی.البته هیچکس نمیدونه که رنگ واقعی چشمات میشیه.
کسی که همیشه بار خانواده روی دوش اون بوده و تنهایی درد کشیده و کسی نبوده که به حرفاش گوش بده.
تو راز های جالب و زیادی داری که هیچکس ازش خبر نداره و با تلاش زیادی تونستی توی رشته ای که میخوای تحصیل کنی.
حتی توی دانشگاه هم دوستای زیادی نداری و همیشه یه نقطه مرموزِ دور برای همکلاسی هات بودی.
با این حال یه نفر، که مخالف شخصیت توئه، همیشه از دور تورو میخندونه. کسی که نمیدونه تو دوستش داری.
و اما نظرِ من: چنلت حس عجیبی داره و در عین حال بسیار فلور پسندانس.
با وایب عکسا و نوشته هات حال میکنم و دوستشون دارم. میتونم خیلیاشون رو ذخیره کنم و بارها و بارها نگاهش کنم.
برایِ آبیِ آسمان! از طرفِ کاراگاه احساساتی...
تو یه دختر سیزده ساله با موهای طلاییِ صاف و چشمای سیاهی.
کسی که توی یه خونه کوچیک داخل یه روستا زندگی میکنه.
هر روز صبح با انرژی نوجوونی بلند میشی تا از زندگی لذت ببری و بتونی درست و حسابی از سن نوجوونی استفاده کنی.
نوه مورد علاقه مادربزرگتی. شاید به خاطر اینکه درسای بافتنیش رو بیشتر از هر کس دیگه ای یاد میگیری.
یه رفیق صمیمی داری، کسی که با اون فکر میکنی رسیدن هرچیزی ممکنه.
و اما نظرِ من:چنلت حس خوب و وایب خیلی خوبی بهم میده. عکسا و متنا بوی زندگی میدن، اونم نه زندگی هایی که یه وقتایی از دیدنشون حس کنم، اونا خیلی خوشبختن.
نه، اون حس زندگی و حس خوب به منم القا میشه.
برایِ هنل از طرف کاراگاه احساساتی...
تو یه دختر حدودا ۲٠ ساله در چین باستانی، با موهای لخت سیاه و چشمای سیاه.
تو توی یه معبد به اجبار زندگی میکنی، اما میخوای که خودت رو رها کنی تا حقیقت واقعی وجود خودت رو کشف کنی.
در حقیقت تو باقی مانده از خاندانی هستی که قبلا با قدرت های فرازمینیشون به پادشاهان خدمت میکردن اما طی یک اتفاق مجبور میشن قصر رو ترک به و به شکل پنهانی زندگی کنن.
قدرت پنهان تو هم، قدرت به حرکت در آوردن ابر هاست.
و اما نظر من: این چنل برای کسایی که به فرهنگ و زندگی توی شرق آسیا علاقه مندن عالیه.
و همینطور معدن ادیت های خفن از کیدراما های مختلف یا گاهی هم سیدراما هاست.
و وایب اونجاهارو میده
برایِ kenchana از طرفِ کارگاه احساساتی...
تو یه پسرِ پونزده ساله با موهای قهوه ای و چشمای سبزی.
یه پسر که همیشه از لباسای لش و گشاد خوشش میاد و در عین حال خوش تیپ میگرده. با همه مهربونه و انرژی ئی که به بقیه منتقل میکنه، انرژی خیلی خیلی مثبتیه.
تو توی یه برج بلند که سیزده طبقس توی یه شهر بزرگ زندگی میکنی.
و فروشنده یه وسایل لوازم تحریر فروشی توی یه پاساژی.
و اما نظر من: چنلت خیلی دلنشین و جالبه. در عین بانظمی بی نظمه و اینکه وایب و حس و حالشم رنگی رنگیه خیلی قشنگه.
خود من میتونم از چنلت هر چیزی و در هر موضوعی پیدا کنم.
اسکیرین هاتم خیلی خوشگلن.
برایِ غم از طرف کاراگاه احساساتی...
تو یه طلبه جوان در زمان پهلوی توی قمی.
با موهای مجعد قهوه ای و چشمای سیاه که برق عجیبی درونشون موج میزنه.
یه متفکر ساکت که فقط در مواقع حساس و عجیب شروع به حرف زدن میکنه و با رویه ای که در حوزه علمیه های اون زمان بوده به مخالفت بلند میشه.
تو شورشی محسوب میشی، اما رویه ای که در کارهات پیش گرفتی رویه بروز و مناسبیه.
نوشته های عجیبت توی روزنامه ها هم خواننده های خودشون رو دارن.
اما در مورد چنلت: چنلت بسیار خفن و بامزس. حرفایی که میزنی و وایبی که القا میکنی واقعا حس جدید و فوق العلاده ای به آدم میده.
واقعا منو یاد شخصیتی میندازی که بالا توصیف کردم.
برایِ green heart از طرفِ کاراگاه احساساتی...
تو یه دخترِ ۱۸ ساله ساکن توی یکی از روستاهای شیرازی.
با موهای صافِ قهوه ای-طلایی و چشمای سیاهِ سیاه و یکم کوچیک.
عاشق گشت و گذار توی باغی هستی که متعلق به شماست. باغی پر از میوه های متفاوت و جذاب که بعضی از درخت های باغ رو با دستای خودت کاشتی.
تو دختری هستی که به همون اندازه که برای خانوادت پر سر و صدایی برای اطرافیانِ دورت ساکت به نظر میای.
و اما در مورد چنلتون: وایب چنلتون حس صمیمیت و پراکندگی و در عین حال یه نظم خاص رو که نتیجه یه نظم ذهنی هست رو میده.
متن ها شاعرانه و قابل درکن و عکسای قشنگی هم دارید.