eitaa logo
پشت صحنه ما؛
25 دنبال‌کننده
704 عکس
246 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
برایِ آبیِ آسمان! از طرفِ کاراگاه احساساتی... تو یه دختر سیزده ساله با موهای طلاییِ صاف و چشمای سیاهی. کسی که توی یه خونه کوچیک داخل یه روستا زندگی میکنه. هر روز صبح با انرژی نوجوونی بلند میشی تا از زندگی لذت ببری و بتونی درست و حسابی از سن نوجوونی استفاده کنی. نوه مورد علاقه مادربزرگتی. شاید به خاطر اینکه درسای بافتنیش رو بیشتر از هر کس دیگه ای یاد میگیری. یه رفیق صمیمی داری، کسی که با اون فکر میکنی رسیدن هرچیزی ممکنه. و اما نظرِ من:چنلت حس خوب و وایب خیلی خوبی بهم میده. عکسا و متنا بوی زندگی میدن، اونم نه زندگی هایی که یه وقتایی از دیدنشون حس کنم، اونا خیلی خوشبختن. نه، اون حس زندگی و حس خوب به منم القا میشه.
برایِ هنل از طرف کاراگاه احساساتی... تو یه دختر حدودا ۲٠ ساله در چین باستانی، با موهای لخت سیاه و چشمای سیاه. تو توی یه معبد به اجبار زندگی میکنی، اما میخوای که خودت رو رها کنی تا حقیقت واقعی وجود خودت رو کشف کنی. در حقیقت تو باقی مانده از خاندانی هستی که قبلا با قدرت های فرازمینیشون به پادشاهان خدمت میکردن اما طی یک اتفاق مجبور میشن قصر رو ترک به و به شکل پنهانی زندگی کنن. قدرت پنهان تو هم، قدرت به حرکت در آوردن ابر هاست. و اما نظر من: این چنل برای کسایی که به فرهنگ و زندگی توی شرق آسیا علاقه مندن عالیه. و همینطور معدن ادیت های خفن از کیدراما های مختلف یا گاهی هم سیدراما هاست. و وایب اونجاهارو میده
برایِ kenchana از طرفِ کارگاه احساساتی... تو یه پسرِ پونزده ساله با موهای قهوه ای و چشمای سبزی. یه پسر که همیشه از لباسای لش و گشاد خوشش میاد و در عین حال خوش تیپ میگرده. با همه مهربونه و انرژی ئی که به بقیه منتقل میکنه، انرژی خیلی خیلی مثبتیه. تو توی یه برج بلند که سیزده طبقس توی یه شهر بزرگ زندگی میکنی. و فروشنده یه وسایل لوازم تحریر فروشی توی یه پاساژی. و اما نظر من: چنلت خیلی دلنشین و جالبه. در عین بانظمی بی نظمه و اینکه وایب و حس و حالشم رنگی رنگیه خیلی قشنگه. خود من میتونم از چنلت هر چیزی و در هر موضوعی پیدا کنم. اسکیرین هاتم خیلی خوشگلن.
برایِ غم از طرف کاراگاه احساساتی... تو یه طلبه جوان در زمان پهلوی توی قمی. با موهای مجعد قهوه ای و چشمای سیاه که برق عجیبی درونشون موج میزنه. یه متفکر ساکت که فقط در مواقع حساس و عجیب شروع به حرف زدن میکنه و با رویه ای که در حوزه علمیه های اون زمان بوده به مخالفت بلند میشه. تو شورشی محسوب میشی، اما رویه ای که در کارهات پیش گرفتی رویه بروز و مناسبیه. نوشته های عجیبت توی روزنامه ها هم خواننده های خودشون رو دارن. اما در مورد چنلت: چنلت بسیار خفن و بامزس. حرفایی که میزنی و وایبی که القا میکنی واقعا حس جدید و فوق العلاده ای به آدم میده. واقعا منو یاد شخصیتی میندازی که بالا توصیف کردم.
برایِ green heart از طرفِ کاراگاه احساساتی... تو یه دخترِ ۱۸ ساله ساکن توی یکی از روستاهای شیرازی. با موهای صافِ قهوه ای-طلایی و چشمای سیاهِ سیاه و یکم کوچیک. عاشق گشت و گذار توی باغی هستی که متعلق به شماست. باغی پر از میوه های متفاوت و جذاب که بعضی از درخت های باغ رو با دستای خودت کاشتی. تو دختری هستی که به همون اندازه که برای خانوادت پر سر و صدایی برای اطرافیانِ دورت ساکت به نظر میای. و اما در مورد چنلتون: وایب چنلتون حس صمیمیت و پراکندگی و در عین حال یه نظم خاص رو که نتیجه یه نظم ذهنی هست رو میده. متن ها شاعرانه و قابل درکن و عکسای قشنگی هم دارید.
برایِ چشمانی منتظر از طرفِ کاراگاه احساساتی... توی یه دخترِ هفت ساله ای. با موهای فرفری طلایی و چشمای آبی که توی کوه های آلپ زندگی میکنی. یه دختر که توی زمستون با یه عالمه لباس میره مدرسه و توی تابستون تفریحش گشتن توی کوهه. تو یه دختر ساکتی که صداش رو طبیعت میشنوه و طبیعته که به صدای خنده هاش عادت داره. همیشه چیزای زیادی برای ناراحتیش وجود داره اما با چیزای کوچولو هم خوشحال میشه. و اما حس من: دیلی شما، جاییه که احساسات واقعی ظهور و بروز پیدا میکنه. یه مخزن از احساسات جالب و خاص و گوگولی و یکمم ناراحتی. غم هایی که عمق دارن و قابل درکن.