هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
کرم شب تاب، فصل شکوفه هاست. به جای نقش آن پروانه، کرم شب تابی روی گونه هایت نقش بسته.
کسی که زیر توسکاها منتظرش بودی، بازگشته؟
برای تو.
هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
درد عمیقیست. موافقی؟ آواز خواندن و خوردن غذای مورد علاقه هم چاره نمیکند.
میدانی چه شد؟ امشب ماه را دیدم و بعد تصویر تو را. نابود شدم.
برای تو.
هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
آواز خواندن زیر نور های زهی. نیمه شبی، دراز کشیده در زیر آسمان.
هوای تابستانی و فریاد های جوانی.
به راستی میخواهی تا صبحگاهان بیدار بمانی؟ انگار خستگی را نمیشناسی.
برای تو
هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
به من قول بده، بار دیگر طلوع را با او تماشا کنی.
شاید نمیدانی اما حالا تمام زندگی اش خاطرات توست. هنوز فراموش نکرده از صبح را، هنگام طلوع خورشید.
تا کی میخواهی منتظرش بگذاری؟
برای تو
هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
تنها همین حالا. بیا آن گل هایی را که برایشان هزینه گزاف داده ای را پر پر کنیم.
بیا زیر نور ماه جشن بگیریم و به شکرانه پایان آن روز تلخ فریادی شبانه بکشیم.
بیا کسی را دلداده خود کنیم. جالب به نظر نمی آید؟
برای تو.
هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
لازم نیست بیهوده لبخند بزنی. حتی گریه هم نکن. لازم نیست کار بزرگی انجام دهی
تنها دراز بکش و به آسمان نگاه کن. آسمان کارش را بلد است.
ابرها را برایت پروانه میکند.
برای تو.
هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
جرقه است. آتش است. چراغ است و روشنایی.
روشنایی بیش از حد هم میسوزاند. باید مراقب بود در آتش نسوخت.
گاهی باید از دور نگاهش کرد و گاهی نزدیک.
اما اگر چشم کور شد، نور تقصیری ندارد.
برای شما.
هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
میگویی چاره کنم؟ من چاره این را نمیدانم.
او تو را دیده، خنده هایت را و در بند عشقت گرفتار شده. اصلا مگر میشود با دیدن خنده هایت عاشقت نشد؟
به هر حال، من چاره عشق را نمیدانم.
راستی، او گریه تو را نیز میداند. عجیب نیست؟
برای تو.
هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
عجیب است شنیدنش از زبان او.
چه حسی داشت؟ خندیدی یا اشک ریختی؟
فکر کنم اشک شوق ریختی. اولین بار بود که از شوق اشک میریختی.
چه احساسی داشت؟
برای تو.