هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
یادت میماند این روزها، مگرنه؟
اصلا میشود فراموشش کرد؟ من که گمان نمیکنم.
باز هم زندگی کن این روزها را. آسمان آبیِ آبی، همان که خیلی خیلی آبی است را نگاه کن و بلند بخند.
عجیب زیباست.
برای تو
هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
تلخی قهوه است. اما بیدارت میکند.
اشکال ندارد مگر نه؟ آنقدر قهوه بخور تا بیدار شوی و تمام خیابان ها را در نیمه شب های تاریک دنبالش بگردی.
من فکر میکنم موفق میشوی. فقط وقتی پیدایش کردی به اون پاهای تاول زده ات را نشان بده، باید بداند با چه سختی پیدایش کردی...
برای تو
هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
نگران نباش. او مرا فرستاد.
گفت به زودی میرسد و در آغوشت میگیرد. فقط تا آن زمان صبر کن و زنده بمان.
وقتی به من این را میگفت، چشمانش مشتاق و ترسان تو بود.
او منتظرت نمیگذارد، فقط دوام بیاور.
برای تو.
هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
دست هایش با گرفتن دست تو گرما میگیرند.
عجیب نیست که تو گرمای زندگی اویی؟
مراقبش باش. قلب من است، اما تو قلبش را گرم میکنی.
قلب او که گرم شود، قلب من هم گرم میشود.
برای تو.
هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
نگهبان گل شازده کوچولو بودن چه احساسی دارد؟ تو از محدوده آدم بزرگ هایی هستی که شازده کوچولو به تو اعتماد داشت.
البته غیر از من، من هم مثل شازده کوچولو اهل سیاره B612 هستم.
من بودم که برای محافظت از گلش تو را پیشنهاد دادم. میدانستی؟
برای تو.
هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
آخرین قصه ای که به آسمان فرستادی تا به یکی از بچه های روی زمین برسد و مادرش موقع خواب برایش آن را بخواند چه بود؟
فرستادن این همه قصه در این شب خسته ات نکرده؟
بیا روی ماه کمی استراحت کنیم. ستاره ها برایمان چشمک میزنند و چراغ خوابمان میشوند.
خوابی بهتر از این سراغ داری؟
برای تو.
هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
افسانه خود را بنویس.
با پایانی تلخ یا شیرین. اشکالی ندارد، روزی که به پایان رسیدی، میفهمی پایانت تلخ یا شیرین بوده.
او هم دنبالت می آید، خودش میخندد و میگوید شبیه سایه در افسانه توست.
اما او خورشید است، ماه است.
اینطور فکر نمیکنی؟
برای تو.
هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
موشک کاغذی که درست کرده بودی را به آسمان حواله دادی.
باز هم فرود آمد. دویدی و نگاهش کردی.
دوباره و دوباره تکرار شد.
پس کی پرواز میکرد و پیام آور تو میشد؟
اما امروز مسافت طولانی تری را پرواز کرد.
آن روز نزدیک است نه؟
برای تو.
هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
دویدن روی برگ های پاییزی و صدای خش خش آنها چه حسی دارد؟
میگویند که پاییز فصل عاشقی کردن است، اما من مخالفم. فصل عاشقی کردن بهار است و پاییز فصل تنهایی خوش گذراندن است.
تنهایی دویدن روی برگ ها و نشستن زیر باران.
برای تو.