eitaa logo
پشت صحنه ما؛
24 دنبال‌کننده
704 عکس
246 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از او|he
هدایت شده از آفتابی با حاشیه های ابری .
💘- https://eitaa.com/sokotnimeeshab رحمت،پیدا کردن انگشتر مادرت برات اهمیت داره.
هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
تولدت مبارک رضوانه خانوم:))))
هدایت شده از Backstage
به یاد تمام عزیزان شب جمعه/کربلا.♥️
هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
تولدت مبارک لیدی مون قشنگم:). تو مثل اول اردیبهشت،روز تولدت ظریف و قشنگی. میخوام ازت تشکر کنم. بابت همه کارایی که کردی. بیا باهم تا ته تهش پیش بریم اونی جونممم
هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
تو به من وایب اندرو استرلینگ رو میدی. پدر جین در کتاب جین در فانوس تپه. اندرو استرلینگ اون‌جور پدریه که وایبش آرامش و وقار داره، ولی نه از اون نوعی که خشک و غیرقابل‌نفوذه—بیشتر مثل دریایی که تو زمستون ساکته، اما وقتی نزدیک‌تر می‌شی، عمق و گرماش رو حس می‌کنی. اون مردی شیک‌پوش و باوقاره. رفتارش همیشه کنترل‌شده‌ست، صداش نرم و کم‌تنشه، نگاهش هوشمندانه ولی با ته‌مایه‌ای از دلتنگی. به ظاهر و محیط اطرافش اهمیت می‌ده، خونه‌اش مرتب و با سلیقه‌ست، پر از کتاب، نور خوب، و حس خلوت هنرمندانه. اون زیاد حرف نمی‌زنه، ولی وقتی حرف می‌زنه، دقیق و پرمفهومه. سکوتش باعث می‌شه آدم بخواد کشفش کنه. خونه‌ی او توی جزیره، با اون باغ و سکوت و نمایی که رو به دریاست، نشونه‌ی سلیقه‌ی ملایم و درونی‌شه. زیر اون ظاهر خونسرد، مردیه که از طبیعت، زیبایی، و ارتباط واقعی لذت می‌بره، فقط یاد گرفته این حس‌ها رو توی قلبش نگه داره... برای تو. از طرف کاراگاه احساساتی.
هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
تو به من وایب تدی کنت توی مجموعه کتاب های امیلی و مخصوصا کتاب امیلی و صعود رو میدی. تدی پسر حساس، مهربون و هنرمندیه که از کودکی با امیلی آشنا می‌شه. اون یه نقاش بااستعداده که دنیا رو از پشت چشم‌های خلاقش می‌بینه. مثل امیلی، روحیه‌ی هنرمندانه داره و این وجه مشترک باعث پیوندی عمیق بینشون می‌شه، حتی وقتی احساساتشون رو به زبون نمی‌یارن. اون از اون آدم‌هاست که بیشتر با نگاه حرف می‌زنن تا با کلمات. توی دلش دنیاهای زیادی داره ولی خیلی‌هاشو فقط توی نقاشی‌هاش نشون می‌ده. هرچند ممکنه گاهی توی رابطه با امیلی محافظه‌کار یا سرد به‌نظر بیاد، اما پیوندی که باهاش داره، عمیق و ریشه‌داره. اون از اون آدم‌هاست که اگه بدونی دارن دوستت دارن، دیگه لازم نیست بهت بگن. برایِ تو. از طرف کاراگاه احساساتی.
هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
تو به من وایب فیل گوردن رو میدی. یه دختر توی کتاب آنه شرلی در جزیره که هم کلاسی و هم اتاقی آنه توی دوران دانشگاهشه و توی فصلای بعد آنه شرلی هم یکم حضور داره. از خانواده‌ای مرفه میاد، ولی به طرز غیرمنتظره‌ای خاکی و مهربونه. مونتگمری اونو با ظاهری چشم‌گیر توصیف می‌کنه. چهره‌ی کلاسیکی که فوراً توجه جلب می‌کنه. فیلیپا از خودش خوشش میاد، ولی نه از سر تکبر، بیشتر از سر بازیگوشی و آگاهی از تأثیری که روی بقیه داره. اون خیلی راحت با بقیه دوست می‌شه. شوخی‌هاش و سبک حرف زدنش، داستان رو روشن‌تر می‌کنه. شاید در نگاه اول یه دختر بی‌خیال به نظر بیاد، ولی توی تصمیم‌های مهم زندگی، به‌طرز شگفت‌انگیزی عاقل و دقیق عمل می‌کنه. برای تو. از طرفِ کارگاه احساساتی.
هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
تو من رو یاد پائول اروینگ میندازی. یه شخصیت دوست داشتنی که از بچگیش توی کتاب آنه شرلی حضور پیدا میکنه و توی جلدهای بعد، به یه شاعر تبدیل میشه. چهره‌ پائول یه حالت ملایم و لطیف داره، شبیه یه پرتره‌ی قدیمی. لباس پوشیدنش تمیز و مرتب و کمی رسمی‌تر از بقیه‌ی بچه‌هاست، چون تحت تربیت مادربزرگ جدی و سخت‌گیرشه، ولی توی وجودش یه لطافت خاص جریان داره. پاول برای هر چیز اطرافش اسم و داستان می‌سازه. براش درخت بید فقط یه درخت نیست، بلکه "دوست اندوهگین من"ه. یا یه صخره کنار دریا می‌شه "سنگ رؤیاها". صداهای آروم، مکان‌های ساکت، طبیعت نرم و آرام... پاول تو این چیزها پناه پیدا می‌کنه. اون یه بچه‌ی مؤدبه، ولی خیلی اهل شلوغ‌کاری و دویدن دنبال بقیه نیست. بیشتر دوست داره توی سکوت حرف بزنه یا با دنیای خیالی خودش تنها باشه. برایِ تو. از طرفِ کارگاه احساساتی.