هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
شما ساکن سیارک K522 هستید.
اگه فکر میکنید شبیه بقیه ساکنان سیارک ها هستید اشتباه میکنید.
شما یکی از ساکنان روی کره زمین بودید، یه بانوی جوان که به آسمان ها علاقه زیادی داشت و همین باعث شد که الان ساکن یکی از اون سیارک های توی آسمون باشید.
شما مدتها تلاش کردید تا وجود سیارک هایی با ساکنین مختلف رو اثبات کنید و کسی حرفتون رو باور نکرد. برای همین خسته شدید و مثل شازده کوچولو، جسم فانی خودتون رو روی زمین رها کردید تا به آسمون ها برید و خودتون شاهد اون حقایق باشید. چرا که بعد از مدتها خودتون هم به دانسته هایی که داشتید شک کرده بودید و اون موقع بود که اون سیارک شما رو انتخاب کرد.
درسته، اون سیارک مدتها بی سکنه مونده بود، بانوی قبلی که روی اون زندگی میکرد مدتها بود که از اونجا رفته بود و سیارک احساس تنهایی میکرد و اونجوری شد که شما رو پیدا کرد.
یه سیارک که یه خونه کوچیکِ طلا کاری شده روش قرار داشت و نسبت به بقیه سیارک ها یکم بزرگتر بود.
شما حالا ساکن اون سیارک اید، سیارکی که متعلق به خودتونه. خانوادتون فکر کردن که شما گم شدید اما هروقت که احساس میکنید اون سیارک از روی زمین دیده میشه، بهشون پیام میدید شاید اونها متوجه جایی که زندگی میکنید بشن.
به نظرتون اونا میتونن بازم پیداتون کنن؟
از طرفِ فلورا، ساکنِ سیارک L166.
هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
شما ساکن سیارک B613 هستید.
بله بله، همون سیارک کنار شازده کوچولو.
ساکن اون سیارک یه پسر تقریبا هفیده ساله با موهای سیاه و چشمای عجیبِ آبی که یه احساس های متناقضی نسبت به همه چیز داره، یه وقتایی عاشق خورشیده و یه وقتایی ازش متنفره. یه وقتایی مثل چی بلند بلند میخنده و یه وقتایی مثل چی گریه میکنه.
شما چند نسل بعد از اون شازده کوچولو روی اون سیارک ساکن شدید، اما هنوزم میتونید از دور اون گل معروف که هنوز زیر یه شیشه هست رو ببینید.
سیارک شما از سیارک شازده کوچولو عجیب تره، شاید یکم شلوغ تر.
آتشفشان های بیشتری داره و شما خاموششون نمیکنید، چون تماشای فوران اونها رو دوست دارید. سیارک شما رو اولین بار یه پیرمرد ستاره شناس که با ستارهها قصه میساخت کشف کرد، شبِ انقلاب تابستانی. دقیقا همون روزی که آدمای زمین اگه خیلی دقت کنن میتونن فوران اون آتشفشانها و درخشیدن سرخ سیارک رو ببینن.
با وجود اون شلوغی و آتیش، شاید هنوزم منتظر روییدن یه گل، مثل اون گل زیر شیشه توی سیارک خودتونید. درست نمیگم؟
از طرفِ فلورا، ساکنِ سیارک L166.
هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
شما ساکن سیارک G122 هستید.
یه سیارک که توی اولین روز از پاییز یا همون ۲۳ سپتامبر، موقع طلوع آفتاب دیده میشه.
اولین بار یک مرد جوان به همراه معشوقش وقتی اون شب، توی سکوت باهم ستارهها رو تماشا میکردن چشمشون به اون سیارک خورده و ازش عکس گرفتن. با این حال چون اون سیارک فقط یک روز توی سال دیده میشه اونا نتونستن به یه مرکز نجومی وجودش رو اثبات کنن و خودشون برای اون سیارک اسم گذاشتن.
ساکن اون سیارک یه دختر حدودا پونزده سالس که مدتها روی اون سیارک زندگی کرده، اونقدر که یادش نمیاد قبل بودن روی اون سیارک، چجور زندگیای داشته و چیکار میکرده.
روی سیارک اون یه دنیای عجیب درجریانه، سطح اون سیارک رو انگار یه پارچه چهارخونه پشونده، اما اون ذات اصلی اون سیارس.
تنها چیزی که اون سیارک وجود داره و متفاوته، یه فانوسه که به زمین چسبیده و دخترک هر نیمه شب روشنش میکنه و باهاش ماه رو تماشا تماشا میکنه.
از اونجایی که دخترک میتونه از روی اون سیارک ماه رو تماشا کنه، پس یعنی سیارک به زمین نزدیکه، فقط دیده نمیشه.
از طرفِ فلورا، ساکنِ سیارک L166.
هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
شما ساکن سیارک D999 هستید.
یه سیارک که توی دو روز از سال میشه اون رو دید، اگه شما روز اول زمستان و روز آخر اون به جهت غرب آسمون رو تماشا کنید، یه نقطه ای رو میبینید که خیلی تاره، انگار یه آبی روشن بین یه آبی تیره گیر افتاده. شایدم واقعا اینطوریه.
اولین بار اون سیارک سالهای پیش توسط یه ستاره شناس جوان کشف شد و چون اون مطمئن بود که اون رو دیده، اسمش رو داخل دفتر نجومی ثبت کرد و عدد مورد علاقه خودش رو روش گذاشت، ۹۹۹.
ساکن اون سیارک یه دختر، در اوایل هیجده سالگیه. البته شاید تعداد سالهای زندگیش بیشتر باشن اما بازم توی اوایل هیجده سالگی قرار داره.
وقتی روی اون سیارک فرود اومد، چیزی روی سیارک وجود نداشت اما اگه الان به اون سفر کنیم، چیزای زیادی رو روی سیارک میبینیم.
یه قابلمه آشپزی، گل بابونهای که به دست دختر کاشته شده، یه تخته که هر روز یه نقاشی جدید روش کشیده میشه.
هنوزم معلوم نیست که دختر این وسایل رو از کجا آورده اما برای هیچکس مهم نیست.
چون قبل از اون، مبهوت اون وسایل، روی اون سیارک کوچیک میشید.
راستی، روی سیارک شما یه چشمه به اندازه یه دیگ بزرگ هم وجود داره که میجوشه و آب زلالی داره.
راستش دلم میخواد از اون چشمه بنوشم، ممکنه؟
از طرفِ فلورا، ساکنِ سیارک L166.
هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
شما ساکن سیارک A333 هستید.
یه سیارک نزدیک سیاره مریخ و برای همین آب و هوای عجیب و غریب اون سیاره یه وقتایی سیارک شما رو هم تحت تأثیر قرار میده.
این سیارک از زمین یکم دور به نظر میاد، اما خیلی راحت تر از بقیه سیارک ها میشه اون رو تماشا کرد. اون توی همه روزهای ماه خرداد قابل دیدنه، با این حال افراد کمی هستن که به وجود و درخشش اون توی جهت جنوب جغرافیایی توجه کنن و برای همین، با اینکه آدمای زیادی از بودن اون اطلاع دارن، اما توی لیست نجومی ثبت نشده باقی مونده. با این حال همه با یه اسم مشخص ازش یاد میکنن.
کسی که روی اون سیارک زندگی میکنه یه پسر حدودا بیست سالس. چیزای زیادی روی اون سیارک برای تماشا وجود نداره جز یه درخت بید که به طرز عجیبی توی اون آب و هوای عجیب و غریب سالم باقی مونده، برای همین پسر بیشتر وقتش رو به نشستن و فکر کردن درباره بقیه سیارک ها اختصاص میده.
اینکه اونا رو چه وقتایی میشه دید، چجوری میشه دید و وسایل روشون چیه.
باید از اون پسرک در مورد این سیارک ها هم بپرسیم. شاید اونا رو هم بشناسه.
از طرفِ فلورا، ساکنِ سیارک L166.
هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
شما ساکن سیارک J875 هستید.
یه سیارک که با بقیه سیارک ها یه فرق بزرگ داره. سیارک شما یه سیارک کوچیک و ساکته، اما یه ایستگاه آرام بخش برای اهالی بقیه سیارک ها به حساب میاد.
اگه ازشون بپرسی چرا سیارک شما رو برای اینکه ایستگاهشون باشه انتخاب کردن، قطعا جواب منطقیای به ذهنشون نمیرسه. نمیتونن بگن برای انرژی عجیب سیارکه یا حس عجیبی که ساکن اون سیارک میده.
با این حال اون سیارک چندان روی زمین شناخته شده نیست. شاید ستاره شناسهایی انگشت شماری اسم این سیارک رو شنیده باشن، اما بازم تلاشی نمیکنن که اون رو پیدا کنن و ببیننش. چون انگار از دیده ها پنهانه.
ساکن اون سیارک یه مرد جوان حدودا بیست و پنج ساله به نظر میاد، هرچند به نظر من سنش ممکنه بیشتر هم باشه.
اون روی سیارک رو با ریسه های چراغ تزئین کرده و سعی کرده چاله های سیارک رو رفع کنه که اگه یک مهمونی اومد و به چاله ها عادت نداشت، توشون سقوط نکنه.
به نظر میاد دورش خیلی شلوغه اما حس تنهایی داره، یه وقتایی دوست داره به جای میزبانی، یه مهمون باشه. کسی که ازش پذیرایی میکنن و حواسشون بهش هست..
از طرفِ فلورا، ساکنِ سیارک L166.
هدایت شده از Isolophilia 🇵🇸🇮🇷🇱🇧🇪🇸
تقدیم به فلور کوچولومون
ی پری خوشگلی و داری اون طرف دنیا تو دنیای قصه ها برامون داستان تعریف میکنی
هدایت شده از ( تقدیمیایی به رنگ نارنجی )
برای "قدح اندیشه"ی عزیز
از طرف رودخانهموجدارحوالییکنارنجی
هدایت شده از شانل
تقدیم به قدح اندیشه
https://eitaa.com/sokotnimeeshab
تو شبیه به ئه سون در وقتی زندگی بهت نارنگی میده هستی.
اینکه انقدر مهربونی واقعا ستودنیه و واقعا این حد از یادآوری خاطرات با جزئیات 😭(خاطرات معلم کلاس چهارمت)
به نظرم امسال تو تابستون یک پلی لیست از اهنگای مورد علاقت از سریالایی که دیدی درست کن
زندگی رسم خوشایندی است
زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ
پرشی دارد اندازه عشق
زندگی چیزی نیست که
لب طاقچه عادت از یاد من و تو برو