#انعکاس | #نشست
💢 بخش دوم
▪️ حفاظت از شهر در وضعیت بحران؛ دکتر محمدرضا مالکی بروجنی
▪️ اکنون و آینده نبرد تمدنی؛ دکتر مسعود فیاضی
▪️ تأملی بر آینده مقاومت پساجنگ؛ دکتر مهدی معافی
▪️ الهیات مقاومت و نقش آن در نبرد تمدنی؛ دکتر محمد کاشیزاده
▪️ وجوه اجتماعی مقاومت پایدار در برابر سلطهجویی آمریکا؛ دکترمحمد محمدینیا
▪️ ماهیت جنگ مقاومت ایرانی؛ حجت الاسلام مهدی جهان
▪️ شکست بت جنگ؛ دکتر محمدوحید سهیلی
📅 چهارشنبه ۲۷ اسفندماه ۱۴۰۴، از ساعت ۱۰ تا ۱۵
🌐 پیوند حضور آنلاین
#اتحادیه_دانشگاههای_فعال_در_علوم_اجتماعی_اسلامی
#جنگ_رمضان
⚜ انجمن بینالمللی دانش اجتماعی مسلمین
🏷 @iaomss
#یادداشت
💢 از شهادت امام تا تحول جامعه: مسیر بعثت اجتماعی
✍🏻 امین کربلایی
پژوهشگر مدرسه عالی فقاهت عالم آل محمد
🔶 در سخن گهربار امام شهید (ره) آمده است: چنانچه حادثهای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله با حوادث و کار را مردم تمام خواهند کرد.
🔹 مفهوم بعثت:
امام شهید بارها در اثار مختلف به مفهوم بعثت پرداخته اند و آن را به عنوان رستاخیزی در جان انسانها تبیین میکند؛ رستاخیزی که انسان را از سستی، گمراهی و سرگردانی رها ساخته، شور و اشتیاقی در دلش زنده میکند و او را به فردی فعال، پرانرژی و متعهد بدل میسازد.
🔸 مقدمه ۱: تحول، مقدمه بعثت
مطابق دیدگاه امام شهید، هر کس میخواهد جامعه را به سوی تحول رهنمون سازد، پیش از آن باید خود اهل حرکت و دگرگونی باشدو نخست باید در درون فرد شکل گیرد. سپس، اگر جامعهای بخواهد جهانی را به سوی تحول هدایت کند، باید در عمق آن، بذرهای بعثت کاشته شده باشد تا جهان را دگرگون سازد.
🔸مقدمه ۲: ایمان پشتوانه تحول:
این تحول و حرکت، که مطابق دیدگاه ایشان، فلسفه وجودی انسان است، نیازمند پشتوانهای استوار است و آن، ایمان است. ایشان میفرمایند: «ایمان، موتور محرکه و پشتوانه این حرکت است؛ شرط حرکت است، نه ترمز، نه توقف، بلکه عاملی برای فعالسازی ظرفیتهای انسانی در مسیر تغییر، تعالی، ترقی و رشد». ایمان، گروشی قلبی و وابستگی به یک مرکز، یک قطب، یک حقیقت است؛ حقیقتی که اساس هستی و استقلال عالم است و انسان را به آن متصل میسازد. این حقیقت، همان توحید است.
🔸 مقدمه ۳: آگاهی و بصیرت و عقلانیت، مقدمه ایمان
این ایمان که پشتوانه عمل است خود نیز، ثمره آگاهی، بصیرت و عقلانیت است.
🟩 نتیجه: شهادت امام خامنه ای نقطه عطف تحول و بعثت اجتماعی:
با درنظرگرفتن این توضیحات، میتوان شهادت امام خامنهای (ره) را فراتر از یک فقدان دردناک، نقطهی عطفی در مسیر حرکت و تحول و بعثت اجتماعی ملت ایران دانست؛ نقطهای که منجر به آگاهی و بصیرت بیشتر و زدودن پردههای جهل و غفلت شد که نتیجه آن ایمان جامعه به آرمان های توحیدی و تحکیم آن شد.
نگاهی به تحولات اخیر در جهان نشان میدهد که امپریالیسم و استکبار جهانی، در حال آشکارسازی بیشتر چهرهی واقعی خود هستند. جنگ اوکراین، بحرانهای متعدد در خاورمیانه و کشورهای امریکای لاتین، و تلاش برای تحمیل نظم جهانی استکباری، همگی نشانههایی از این آشکارسازی هستند. در این شرایط، ایران به عنوان یک قطب مقاومت و نماد ایستادگی در برابر استکبار، نقش مهمی را ایفا میکند. شهادت امام (ره) این نقش را پررنگتر کرده و به ملت ایران، انگیزهای مضاعف برای ادامه حرکت و تحول و بعثت اجتماعی داده است.
آیه شریفه و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه فی الدی و یکون الدین کله لله (انفال/39) در این برهه از زمان، معنای عمیقتری پیدا میکند.
🔹این بعثت اجتماعی ملت ایران، مقدمهای برای رستاخیز عمومی مردم جهان، آگاهی و بصیرت آنان، تحول در جوامع و مبارزه با استکبار جهانی است تا زمینه را برای ظهور امام زمان (عج) و پیروزی نهایی حق بر باطل فراهم سازد.
🔺 لزوم توجه به این بعثت اجتماعی در عملکرد:
در این شرایط، این حرکت و بعثت ملت ایران را باید در ابعاد جهانی نگریست و راهبردهای کشور، اعم از سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... و رفتار مسئولان و مردم را در همین راستا تنظیم کرد.
🔸 لازمه بعثت اجتماعی: مسئولیت، تعهد و عمل
اما لازمهی این بعثتِ منبعث از ایمان، مسئولیتپذیری، تعهد و عمل است؛
قرآن کریم میفرماید: لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَی» (نجم: ۳۹) و نیز: «إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ (رعد/۱۱).
مهمترین جلوه آن، همجبهگی و اتصال و وحدت میان مؤمنان است. این وحدت، لایهی زیرین و حقیقی ولایت است؛ وفاق و همبستگی واقعی که باید تحقق یابد.
این همجبهگی و اتصال، معیار حرکت، معیار پیروزی و تحول و معیار شکلگیری جامعه اسلامی است. این همجبهگی بر پایهی فکر، عقیده و اندیشه است و نه بر اساس وابستگیهای خونی، فامیلی، حزبی یا قراردادهای اجتماعی. به تعبیر اخیر امام شهید ، یک «اتحاد مقدس» است؛ زیرا ریشه در فکر، عقیده، اندیشه و یک آرمان و نگاه متعالی دارد. حضور در صحنههای میدانی، رسانهای، نظامی و فرهنگی و همچنین استقامت در این مسیر تحول و حرکت، از جلوههای تعهد و مسئولیت است که باید به آن اهتمام ورزید.
🔹اگر متوجه بعثت اجتماعی و مسئولیت جهانی و تاریخی خود بوده و به لوازم ایمان عمل کنیم هیچ قدرتی یارای مقابله با جامعهای مومن و مسئولیتپذیر نخواهد داشت.
نصرتها و امدادهای غیبی نیز همواره در این مسیر، یاریرسان اهل ایمان در مبارزه و دستیابی به پیروزی بودهاند و خواهند بود. ان تنصروا الله ینصرکم (محمد/7).
#جنگ_رمضان
⚜ انجمن بینالمللی دانش اجتماعی مسلمین
🏷 @iaomss
#یادداشت
اللهاکبر و زمینهسازی برای اعطاء «نعمت» به ملت ایران برای عبور از بحران
تاملاتی در الاهیات اجتماعیِ جامعۀ ایرانی در بحرانهای اسفند 1404
✍🏻 دکتر محمدرضا قائمینیک
عضو هیئت علمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی
در بازۀ زمانی ۹ تا ۱۷ اسفند ۱۴۰۴، جامعه ایرانی با شش بحران همزمان روبهرو شد: فقدان رأس نظام پس از نبود ولیفقیه و تأثیر گستردۀ این جایگاه؛ وقوع جنگی سنگین با هدف فروپاشی و تجزیۀ نظام یا ایران؛ تشدید اغتشاشات داخلی و جنگ شهری با تلفات گسترده؛ تضادهای توسعهای چند دهه ای ناشی از دوگانۀ تمدن نوین اسلامی و الگوی توسعه غربی؛ گسترش شکاف میان ایدۀ ایرانگرایی و اسلامگرایی که در جنبشهای اخیر شدت یافت؛ و تلاش دشمنان برای انزوای منطقهای ایران از طریق عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی.
بعضی از بحرانهای فوق الذکر، البته سابقه دارترند و افرادی نظیر عباس عبدی، تقی آزاد ارمکی، محسن رنانی، محمود سریعالقلم و سعید حجاریان از سال ۱۳۹۷ که هنوز بحران جنگ و فقدان رهبری نیز در میان نبود، در پاسخ به این بحرانها، ایدۀ فروپاشی را مطرح میکردند و طبیعتاً بحرانهای اخیر چون فقدان رهبری و جنگ، بایستی این فروپاشی را تسریع می کرد.
توضیح منطق بحران در نظریههای علوم اجتماعی
در منطق علوم اجتماعی، بحرانها نیروی محرک شکلگیری مدرنیته و علوم انسانی غربیاند. از رنسانس تا قرن بیستم، هر تحول علمی، صنعتی و سیاسی پاسخی به بحرانهای تاریخی بوده است. با این حال این پاسخها ذاتاً سکولارند و به تعبیر مشهور، پاسخهایی مبتنی بر عقل خودبنیاد انسان و نه منابع وحیانی به این بحران ها داده شدهاند. فی المثل کنت با تکیه بر فلسفۀ تاریخ مدرن، در پاسخ به بحران عقبماندگی و پرسش از آینده، مفهوم ترقی را جایگزین مشیت الهی کرد و بعدتر، توماس کوهن منطق تغییرات علمی را در قالب «تغییر پارادایمی» توضیح داد؛ بحرانها موجب جابهجایی پارادایمها میشوند. فوکو نیز در تبارشناسی خود، تحولات تاریخی را نتیجۀ گفتمانهای قدرت دانست. در مجموع، همۀ این نظریات بر اساس نیروهای اینجهانی، توضیحی دربارۀ بحرانها ارائه میدهند و الهیات و باورهای غیبی را از عرصۀ تبیین بحرانهای تاریخی و علمی کنار گذاشتهاند. خدا و ماوراء، هیچنقشی در عبور انسانها از بحرانها ندارند.
معمای مواجهه با بحرانها در جامعۀ ایرانی: باور به اللهاکبر
همانگونه که گفته شد، در تحلیل وضعیتهایی که جامعه امکان عبور از بحران را مییابد، نظریۀ کاریزمای وبر (که در روایتهایی نزد مانهایم (نیروهای اتوپیاپرداز)، توماس کوهن (نیروهای تغییردهنده پارادایمها) و میشل فوکو (نیروهای دارای قدرت گفتمانی) نیز بازتاب یافته ــ با این شرایط تناسب بیشتری دارد، زیرا نظریههایی که بر نظم، بوروکراسی یا دموکراسی تمرکز دارند، عمدتاً جامعه را در وضعیت تثبیتشده و مستقر توضیح میدهند؛ در حالی که موضوع این یادداشت تحلیل شرایط بحران و تغییر است. نظریۀ وبر از این جهت به بحث حاضر نزدیک است که به ریشههای شبهالاهیاتی کاریزما اشاره میکند و نشان میدهد چگونه یک جامعۀ تودهوار میتواند در لحظات بحرانی تحت تأثیر نیرویی کاریزماتیک دست به کنش جمعی بزند. با اینحال جامعۀ تحت کنترل کاریزما، جامعۀ تودهای است و بهمحض استقرار عقلانیت ابزاری و سازوکارهای دموکراتیک، بهتدریج کاریزما را کنار گذاشته و به روابط روزمره و عقلانی بازمیگردد. این درحالی است که جامعه ایرانی در هشت روز بحرانی مورد بحث با وضعیتی متفاوت مواجه بوده است: نه تنها نیروی کاریزماتیک خود را به طور فیزیکی در اختیار نداشت، بلکه درست در آغاز اوج بحران آن را از دست داده بود. در اینجا پرسش اصلی مطرح میشود: در شرایطی که جامعه با دستکم شش بحران ویرانگر روبهرو بوده، چه نیرویی امکان عبور از بحران را در این هشت روز فراهم کرده است؟
برای پاسخ به این پرسش، شاید بهترین راه رجوع به میدان اجتماعی باشد. مشاهدات متعدد همگی نشان میدهد که بهویژه در نقاطی که شهرها ــبهخصوص تهران_ هدف موشک یا بمب قرار گرفتهاند، با واژهای پرتکرار روبهرو میشویم: اللهاکبر. در اینجا قصد بررسی اعتقادی این عبارت را ندارم؛ اما از منظر پدیدارشناختی، تکرار ناخودآگاه و غیرعمدی آن در لحظۀ اوج بحران میتواند نشانۀ استمداد از نیرویی فراتر از توان انسانی باشد.
جامعهای که مهمترین ستون خود را از دست داده و با خطر فروپاشی نهادی مواجه است، دیگر حتی امکان تکیه بر یک ابرانسان یا رهبر کاریزماتیک را ندارد؛ از این رو به نیرویی متوسل میشود که ورای همۀ نیروهای قابل توصیف است: خدایی که بزرگتر از هر وصفی دانسته میشود. شاید استقبال از موسیقی «حسبیالله» با صدای محسن چاووشی نیز بازتاب همین وضعیت باشد.
... ادامه در فرستهی بعد ⏪
#جنگ_رمضان
⚜ انجمن بینالمللی دانش اجتماعی مسلمین
🏷 @iaomss
#یادداشت
⏪ ... ادامهی فرستهی قبل
در چنین لحظهای، باور دینی به وجود واقعی و در دسترس نیرویی ماورایی به نام خدا، میتواند به عامل وحدتبخش جامعۀ ایرانی تبدیل شود.
تمایز بنیادین تودۀ تحت کاریزما از مردمِ خلقالله
باور جامعه به حضور عینی «خدای لایوصف» در متنِ حادثه و بحران، تمایز بنیادینی را میانِ جامعۀ تودهای که در ذیل باور به نیرویِ کاریزما وجود دارد و جامعهای که به خدای لایوصف معتقد است، ایجاد میکند. جامعۀ تودهای کاریزماتیک، اگرچه به نیرویی فراتر از سازوکارهای محسوسِ موجود باور دارد و در آن، نیرویی شبهماورایی دیده میشود، اما نیروی کاریزماتیک، ابدی و سرمدی نیست و از همه مهمتر، قابلیت اعطاء واقعیت جدیدی به جامعۀ تودهای را ندارد. این قابلیتِ اعطایِ واقعیت از این جهت اهمیت دارد که در الاهیات شیعی، خداوند، خالق است و فیض و لطف دائمیِ او بر بندگان جاری است. با اینحال به حسب قاعدۀ جبر و اختیار، انسان یا جوامع انسانی میتوانند از پذیرش لطف و فیض الهی، اِعراض کنند و مسیری دیگر که در ادبیات دینی به مسیر باطل از آن تعبیر میشود، بگروند. خداوند در اسلام و تشیع، بخشنده و معطی است، منوط به اینکه بندگانِ او، در جهتِ احیاء امر الهی، گام بردارند و جهاد کنند. ثمرۀ این حرکتِ و جهادِ انسانی، اعطاء و بخششی از خداوند است که در مفهوم نعمت تجلی پیدا میکند. اگر آن نعمت عظمی از ما سلب شد، به جایش بار دیگر حضور عمّارگونۀ ملّت ایران به این نظام اعطا گشت (پیام آیتالله سیدمجتبی خامنهای، 21/12/1404)
نعمت الهی، شاید برخلاف تصور رایج، محدود به لذائذ دنیوی یا حتی معنوی نباشد، بلکه بعضی از نعمتها، همراه با تکلف است. فیالمثل، خودِ تکالیف شرعی نظیر نماز و روزه، نعمت الهیاند. حضرت فاطمه (س) فرمودهاند که تکلیف نماز برای تنزیه از کبر، تکلیف زکات برای زیادشدن رزق، تکلیف روزه برای تثبیت اخلاص و تکلیف حج را خداوند برای رونقیافتنِ دین بر مردم واجب کرده است (صدوق،عللالشرایع،248). این تکالیف همانطور که از لفظ تکلیف بر میآید، همراه با تکلف و سختی است، اما نعمتبودنِ آنها بهواسطۀ دوریِ انسان از شروری است که گرفتاری در آن شرور، بهمراتب بیش از این تکالیف، برای انسان دشواری و سختی بههمراه میآورد. از این جهت، مردم ایران در این 8 روز، با پذیرشِ دشواریها و سختیهای غلبه بر بحرانها، نعمتِ باهمبودن، انسجام و همدلی را یافتند و با این نعمت، امکان عبور از بحرانهای مذکور را برای آنها ایجاد کرد.
جمعبندی
بحرانها شکل حادی از تغییر اجتماعیاند که معمولاً باعث ایجاد تحولی بزرگ در جوامع میشوند. مطابق مشاهدات میدانی، جامعۀ ایرانی، حداقل 6 بحران کلان را در اسفند 1404 بهطور همزمان تجربه کرده است. در این شرایط، همۀ مقدمات برای فروپاشیِ این جامعه و ابطالِ کلِ نظم گذشته ایجاد شده بود. موقعیت بحرانی، همانطور که نظریهپردازان بحرانهای تاریخی توضیح دادهاند، موقعیتِ صفروصدی است. یا بحران از میان میرود و هرگونه تغییری به سویِ آینده لغو میشود یا با استمرار بحران، تمام نظم گذشته از میان میرود و نظمی بهکلیِ جدید و بیگانه با گذشته شکل میگیرد. راهمیانهای در میان نیست.
با اینحال جامعۀ ایرانی در این موقعیت بحرانی، بهواسطۀ حضور گستردۀ مردمی در کفِ میدان خیابان، با تجمع پیرامون یک گفتارِ محوری، یعنی «اللهاکبر»، پدیدۀ پیچیدهای در تاریخ علوم اجتماعی معاصر را رقم زده است. در این موقعیت خاص، نه تنها نظم گذشته فرونپاشیده، بلکه نیرویِ کنترل بحران و نویدبخشِ نظم آینده، از همان ذخیرۀ نظم گذشته سربرآورده است. در این لحظه، علیرغم گسستی که در ارکان نظم گذشته رقم خورده است (شهادت آیتالله خامنهای) و عوامل بحرانی بیرونی آنرا تشدید میکند (جنگ همهجانبه برای نابودیِ نظام یا ایران)، اما این جامعۀ بحرانزده، نه تنها از بحران به سلامت عبور میکند، بلکه در عبور از این بحران، نظم گذشته را نیز محفوظ میدارد و حتی تشدید میکند. در اینجا برخلافِ همۀ نظریههای توضیحدهندۀ تغییرات اجتماعی در غرب، دین در عمیقترین شکل خودش که در عبارت «اللهاکبر» تجلی مییابد، عامل اصلیِ تغییر و حرکت و عبور از بحرانهای مذکور است. برخلاف نظر آگوست کنت، نه تنها دورۀ الاهیاتی به پایان نرسیده است، بلکه الاهیات و نیرویِ خدایی، عامل تغییر است. خدا در اینجا، در گذشته نمرده است، بلکه نیرویِ محرِک هرشب و روز مردمی است که در زیر بمب و موشک نظامی و رسانهای قرار گرفته است. کلیۀ تغییرات، با نیرویِ دینی کنترل میشود. دین و نیروهای دینی، عامل تغییراند. مردم، در اینجا تودۀ تحت حمایت نیرویِ کاریزما نیستند، بلکه خود، رهبری کشور و جامعه را در دست گرفتهاند و این پدیدۀ پیچیده بهواسطۀ نعمتی است که از عالَمی دیگر، مطابق با سنتهای الهی به این مردم اعطاء است.
✍🏻 دکتر محمدرضا قائمینیک
#جنگ_رمضان
🏷 @iaomss
#تحلیل
🔷 نیمی از آمریکاییها رسوایی اپستین را عامل جنگ با ایران میدانند
🔹روزنامه تلگراف گزارش داده نتایج یک نظرسنجی نشان میدهد نیمی از آمریکاییها معتقدند دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا جنگ در ایران را به دلیل رسواییها علیه خودش در پرونده جفری اپستین آغاز کرده است.
🔹به نوشته این روزنامه، بخش زیادی از این مردم معتقدند نام واقعی عملیات نظامی آمریکا در ایران «خشم اپستین» است نه نام رسمی آن یعنی «خشم حماسی».
🔹تلگراف نوشته معترضان در سراسر واشنگتن اعلامیههایی روی دیوار با عنوان «خشم اپستین» چسباندهاند.
#جنگ_رمضان
#بینالمللی
⚜ انجمن بینالمللی دانش اجتماعی مسلمین
🏷 @iaomss
#گزارش
🔺فارین پالیسی: جنگ ایران هند را در موقعیت پیچیدهای قرار داده است
🔹️دولت مودی به خاطر همکاری با ترامپ، با مخالفتهای داخلی فزایندهای روبهرو است.
#جنگ_رمضان
#بینالمللی
⚜ انجمن بینالمللی دانش اجتماعی مسلمین
🏷 @iaomss
#یادداشت
🔰 منزلت مردم ایرانِ پساانقلاب در مقایسه با امت اسلامی دهه هفتم بعد از هجرت
✍🏻 حسین ایرانپور
🔻 وقتی حسین بن علی در سال ۶۱ هجری به شهادت رسید، امامت امام سجاد علیهالسلام با مصائب و سختیها عدیدهای همراه بود. خود حضرت در یک گزارش از وضعیتِ پیشآمده میفرمایند:
🔻 «ارتد الناس بعد قتل الحسین الا ثلاثة (او اربعة) ابو خالد کابلى، یحیى بن ام طویل، جبیر بن مطعم و ... ، ثم ان الناس لحقوا و کثروا» (بحارالانوار، جلد ۴۶، ص ۱۴۴ و اختیار معرفه الرجال، ص ۱۵۵). آری مردم پس از قتل حسین بن مرتدّ شدند و از دین رویگردان، مگر سهچهار نفر. بعدا کمکم به خیل مؤمنان ملحق گشتند و زیاد شدند...
🔻 در واقع خون حسین بن علی بخاطر عدم وجود ظرفیت و آمادگی مردم سالها طول کشید تا مردم را برانگیزد (مبعوث کند) (فاعلیت فاعل یعنی بذل جان و عزیزان توسط امام حسین علیهالسلام تامّ بود، لکن قابلیت قابل مفقود بود و مردم ظرفیت بهرمندی از اثرات وجود مبارک امام را نداشتند).
🔻 حال نگاهی به وضعیت امروز جامعه ایرانی بیندازیم. امام این مردم به ناحق به شهادت رسیده است. کشورشان مورد هجمه شبانهروزی دشمنان است. مخالفان دین (تجزیهطلبان و سلطنتخواهان و مزدوران دشمن) برای آنان و کشورشان دندان تیز کردهاند. تهدیدات جانی مستقیم روی خود مردم راهاندازی شدهاند، و... . اما تفاوت این مردم با مردم دوره امامت امام سجاد علیهالسلام در ظرفیت آنان است.
🔻 این مردم چنان ظرفیتی دارند که هر چه بیشتر تهدید میشوند، بیشتر در میدان دیده میشوند. این مردم بهراستی همگی استشهادی و آمادهی خطاب ارْجِعِي إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً (الفجر/28) هستند.
🔻 اینها نشانههای همان بعثت اجتماعی است. نشانههای استخلاف اجتماعی است. نشانههای يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ (المائده/54) است.
🔻 معمار کبیر انقلاب، خمینی بزرگ، در خشت خام ظرفیت این مردم را میدید که میفرمود:
من با جرات مدعی هستم كه ملت ايران و توده ميليونی آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول الله(ص) و مردم كوفه در عهد اميرالمومنين(ع) میباشند.
🔻 جعلنا الله منهم و رزقنا الشهاده في سبیله.
#جنگ_رمضان
⚜ انجمن بینالمللی دانش اجتماعی مسلمین
🏷 @iaomss
#یادداشت
🚨فعال شدنِ «دکترین آرماگدونِ انرژی»؛ خاورمیانه در لبهی پرتگاه
❗️مقدمه: صدور هشدار رسمی سپاه پاسداران برای تخلیه فوریِ ۵ شاهرگِ حیاتیِ انرژی در عربستان، امارات و قطر، پاسخی مستقیم و بیرحمانه به بمباران پارس جنوبی (عسلویه) است. این بیانیه، عبور از جنگِ نیابتی و ورودِ رسمی به فازِ «تخریبِ متقابلِ تضمینشده» (MAD) در حوزه انرژی است. کالبدشکافیِ بانکِ اهدافِ اعلام شده، نشان میدهد که تهران نه تنها شیوخ عرب، بلکه مستقیماً «والاستریت» و «اروپا» را به گروگان گرفته است:
1️⃣ رمزگشایی از بانکِ اهداف: شلیک مستقیم به قلب اقتصادِ غرب
اهدافِ انتخابشده به هیچوجه تصادفی نیستند؛ این یک جراحیِ هوشمند و دقیقِ اقتصادی است:
- پالایشگاه سامرف و مسیعید (وابسته به شورون و اکسونموبیل): زدنِ این اهداف یعنی نابود کردنِ دهها میلیارد دلار سرمایهی مستقیمِ شرکتهای آمریکایی.
- میدان گازی الحصن (امارات): فلج کردنِ شبکهی داخلیِ برق و انرژی امارات.
- پالایشگاه رأس لفان (قطر): این خطرناکترین هدفِ لیست است! رأس لفان بزرگترین تاسیسات صادراتِ گاز مایع (LNG) در جهان است. بعد از تحریمِ روسیه، اروپا برای زنده ماندن در زمستان کاملاً به گاز قطر وابسته است. نابودی رأس لفان یعنی یخ زدنِ اروپا و سقوط آزادِ یورو.
2️⃣تاکتیک «تخلیهی فوری»: عملیات روانیِ پیش از شلیک
صدورِ هشدارِ تخلیه پیش از حمله، یک شاهکارِ عملیات روانی (PsyOps) و مانور حقوقی است. تهران با این کار، سه هدف را محقق میکند:
اول؛ فرارِ سراسیمهی کارگران و مهندسان غربی، تولید را پیش از برخوردِ حتی یک موشک متوقف میکند.
دوم؛ بازار بورس و نفتِ جهانی را دچار پانیک (وحشت) و جهشِ قیمتیِ دیوانهوار میکند.
سوم؛ در مجامع حقوقی ادعا میکند که "ما برای حفظ جان غیرنظامیان اخطار داده بودیم و این کشورها خودشان پایگاههای آمریکا را میزبانی کردهاند."
3️⃣ معمای قطر: مرگِ «بیطرفی» در خاورمیانه
قطر همواره میزبانِ مذاکرات، میانجیِ صلح و میزبانِ بزرگترین پایگاه هوایی آمریکا (العدید) بوده است. قرار دادنِ نام قطر در لیست اهداف، بزرگترین شوکِ این بیانیه است. پیامِ تهران واضح است: در جنگِ زیرساختها، چیزی به نام کشورِ «بیطرف» وجود ندارد. هر کشوری که به ناوگان یا جنگندههای آمریکایی و اسرائیلی خدمات دهد (حتی اگر خودش مستقیماً شلیک نکند)، در فاجعهی عسلویه شریک است و باید تاوانِ قطرهبهقطرهی گازِ سوختهی ایران را بدهد.
4️⃣ پیامِ نهایی به واشنگتن: ترمزِ اسرائیل را بکش، وگرنه...
این بیانیه در واقع یک پیامِ آغشته به بنزین برای کاخ سفید است: "اگر ظرف چند ساعت آینده، ماشینِ جنگیِ اسرائیل را متوقف نکنید، ما جریانِ انرژیِ جهان را به آتش میکشیم." در ماههای منتهی به انتخاباتها و بحرانهای اقتصادیِ غرب، نفتِ ۲۰۰ دلاری و بنزینِ گالنی ۱۰ دلار، میتواند دولتها را در آمریکا و اروپا ساقط کند. ایران با این تهدید، هزینه را برای واشنگتن آنقدر بالا میبرد که خودِ آمریکا مجبور شود نتانیاهو را مهار کند.
✔️نتیجهگیری راهبردی:
خاورمیانه از امشب دیگر روی آرامش را نخواهد دید. دکترینِ «مشت در برابر مشت» واردِ فازِ زیرساختی شده است. برجهای شیشهای دوبی، ثروتِ افسانهای ریاض و گازِ حیاتیِ دوحه، اکنون زیر سایهی موشکهایی هستند که چیزی برای از دست دادن ندارند. این دیگر یک جنگِ منطقهای نیست؛ این آغازِ یک «سکتهی قلبیِ تمامعیار در اقتصادِ کرهی زمین» است.
#جنگ_رمضان
#بینالمللی
#اخبار_سوریه
⚜ انجمن بینالمللی دانش اجتماعی مسلمین
🏷 @iaomss