انگار یه نقاشیم که با مدادرنگی کشیدنم، حالا یکی با پاککن افتاده به جونم، رنگ و رویی برام نمونده ولی هنوز یه سایه کمرنگ ازم پیداست.
نانازیِکیوت
کاش الان لب ساحل، خیره به دریا بودم.
ولی پشت میز، خیره به کتابامم.
کاش هنوز اونقد بچه بودم که وقتی خواب بد دیدم برم مامانمو بغل کنم و آروم بخوابم.