هدایت شده از آنچه در من ماند
و قسم به قلم و آنچه که مینویسد؛
به جوانهایی که در خیابانهایمان جان دادند،
به دستی که هنوز گرمای دست معشوقش را به یاد دارد،
به حلقهای که پیش از آنکه فرصت پیر شدن پیدا کند در میان خاکستر یک رویا جا ماند؛
به عشقی که در یک تماس عقد شد
و پیش از آنکه به خانه برسد،
به دار سپرده شد.
به شبی که قرار بود آغاز یک خانه باشد،
و اما صبحش، پایان یک زندگی شد،
ما فراموش نخواهیم کرد.