eitaa logo
ایهام"
1.3هزار دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
1.3هزار ویدیو
9 فایل
بعد از تو نفهمید کسی عـمقِ غمم را . من ماندم و یک سینه پر از حرفِ اضافی .💫💭 • موندگار باش! حرف قلبیه که به عقل وصله!🧠🫀 • کپی<لا 🌿 فور قشنگ تره🌿زحمت میکشیم 🌿 مکانی از جنسه صدا و متن از جنس دلتنگی...🎶 M= @MmB8878
مشاهده در ایتا
دانلود
رفته هنوز هم نفسم جا نیامده است عشق کنار وصل به ماها نیامده است معشوق آن چنان که تویی دیده روزگار عاشق چو من هنوز به دنیا نیامده است صدبار وعده کرد که فردا ببینمش صدسال پیر گشتم و فردا نیامده است دل خوش به آنم از سر خاکم گذر کند گیرم برای فاتحه ما نیامده است... حامد عسکری / ایهام
روانشناسی می‌گه: گاهی اوقات تنها دليلی كه باعث می‌شه چيزی كه غمگينت می‌كنه رو رها نكنی، اينه كه اون تنها چيزی بوده كه تو رو خوشحال می‌كرده. ایهام
من واقعا تو نشون دادن احساساتم به دیگران عاجزم پس اگه حتی یبار حس کردی دارم بهت علاقه نشون میدم بدون دوست داشتنت به گوشت و پوست و استخونم رسیده. ایهام
‏دلیل تغییر رفتار ناگهانی آدم‌ها اینه: یا به چیزی که ازت میخواستن رسیدن یا مطمئن شدن دیگه نمیرسن..🌚 ایهام
تو از فصل پاییز زیباتری من از فصل پاییز تنها ترم...🍂 ایهام
وفادار ماندن در میان وسوسه‌ها وجود میخواهد .              شبتون خوش🌚💫
و جهان به چه کار آید؟... وقتی که نتوانم روبه رویت بایستم و فریاد بزنم که چقدر ... دوستت دارم ... ایهام
 من همیشه مجذوب کسی هستم که از تاثیر حرف هایش بر قلب دیگران می ترسد. ایهام
  گه مرا پس می زنی، گه باز پیشم می کشی آنچه دستت داده ام نامش دل است، افسار نه. شهریار/ ایهام
مگه چند نفری که وقتی نیستی انقدر تنهام؟ ایهام
حوصله ام سر رفته بود. حتی دیگر حوصله اتفاقات تکراری و بی سر و ته خاطرات حنیف را نداشتم منتظر عمار بودم تا از محمد بگوید آخرین خبرش را به قدری با خودم مرور و تصویر سازی کردم که احساس میکنم من هم آنجا حضور داشته ام! ... سرم را به دیوارتکیه داده بودم و لالایی که خاله ام در کودکی برایم می خواند را می خواندم که در باز شد و عمار وارد. از دیدن یکدیگر به قدری خوشحال بودیم که به چشمانمان اجازه باریدن دادیم و همدیگر را محکم در آغوش گرفتیم. برای حنیف و فادیا جای تعجب بود که دو یَل مکه اینچنین گریه کنند و چشمانشان کم مانده بود از کاسه بیرون بزند. عمار همه ی اتفاقات مدینه را برایم موبه مو توضیح داد و در آخر گفت :《آیات زیادی برای نشانه های مشرکین در سوره آل عمران و .... بر محمد نازل شده وحالاکه همه چیز آشکار است به احتمال بسیار زیاد جنگ در پیش داریم.«امیدوارم زودتر خوب شوی!» عمار رفته بود و من با بغضی که سعی داشتم در نگاه اخم آلودم مخفی اش کنم مشغول خوردن شامی بودم که فادیا برایم آورده بود و حنیف برای اینکه سکوت بینمان را بشکند مدام حرف می زد اما من ذهنم درگیر پایی بود که اگر خوب نمیشد خودم را تا آخر عمر نمی بخشیدم و سرافکنده می شدم... نویسنده:ریحانه.ش https://eitaa.com/ieham1 کپی؟❌🚫