eitaa logo
ایهام"
1.3هزار دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
1.3هزار ویدیو
9 فایل
بعد از تو نفهمید کسی عـمقِ غمم را . من ماندم و یک سینه پر از حرفِ اضافی .💫💭 • موندگار باش! حرف قلبیه که به عقل وصله!🧠🫀 • کپی<لا 🌿 فور قشنگ تره🌿زحمت میکشیم 🌿 مکانی از جنسه صدا و متن از جنس دلتنگی...🎶 M= @MmB8878
مشاهده در ایتا
دانلود
یک نفر را می‌شناختم که به هر کسی هر آنچه که دوست داشت بشنود ، می‌گفت محبوب بود و دروغ‌گو. ایهام
ﻣا ﻫﻣاﻧﻧﺩ ﺷﻳﺷﻪ ﺑﻭﺩﻳﻢ ، اﮔﺭ ﭘاﻛﻣان ﻣﻳﻛﺭﺩﻧﺩ ،ﻣﻳ‌ﺩﺭﺧﺷﻳﺩﻳﻣ‌ اﻣا آﻧ‌ﻫا ﺷﻛﺳﺗﻧﺩ ، ﻣا ﻫﻢ ﺑُﺭﻳﺩﻳﻣ... ایهام
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ببخش ک آخرین بار محکم بغلت نکردم 😢🫂 https://eitaa.com/ieham1
⭕️ این 10 فیلم عاشقانه رو تماشا کنید❤️ - 500 Days Of Summer 2009 - Gone Girl 2014 - Fresh 2022 - Marriage Story 2019 - Blue Valentine 2010 - Buffalo '66 1998 - It Ends With Us 2024 - Indecent Proposal 1993 - Phantom Thread 2017 - Last Tango In Paris 1972 ایهام
همه چیز خوب بود تا اینکه در یکی از سفرها احساس کردم دیگر توان دوری از دختر نخلستان را ندارم نزد پدرش رفتم و بعد از چندی سکوت گفتم:《 من دارایی خاصی ندارم جز یک اسب و جنم کار کردن اگر اجازه دهید غلامتان شوم و همه این دارایی ام را تقدیم به دخترتان می کنم.》مدتی به چشمان خجالت زده ام خیره شد و سپس بلند خندید :《دختر من خواستگارانی دارد که تمام مکه و شهر های اطرافش را تقدیم به دخترم می کنند یک اسب رو به موت به چه کار دخترم می آید؟》و دوباره خندید و ادامه داد:《 مگر عهد نامه را ندیده ای؟! داشتن هرگونه ارتباط تجاری و ازدواج با مسلمانان ممنوع است!》ناگهان چهره خندانش مانند گرگی وحشی شد و گفت:《 برو تا نگفتم سیاه و کبودت کنند.》 با خشم گفتم:《زمانی می رسد که از این تصمیمت پشیمان خواهی شد!》خودم هم از حرفی که زدم متعجب شدم و خنده ام گرفت. شبیر با خنده گفت:《اگر پشیمان شدم یک مشت محکم حواله صورتم کن.》با خشم از خانه اش بیرون آمدم و بر روی بلندی رفتم و روی آن اذان گفتم. دوباره نگاه های سنگین فردی را احساس کردم با خودم گفتم بگذار بدانند عاشقم. عاشق هم دیوانه است. اصلا مگر عاشق عاقل هم داریم که من دومیش باشم؟ همچنان چشمانم بسته بود اما اشک ها راه خود را از میان چشمان بسته هم پیدا خواهند کرد! اشک چیست؟ مقدار آبی که در قلب خانه دارد و زمانیکه دل می شکند یا ترک بر میدارد؛ از دریچه های چشم بیرون می آیند... اما این بار اشک هایم خیلی داغ است و گونه هایم را می سوزاند شاید شعله عشق دختر نخلستان این گونه داغش کرده است...》 _آنائل؟ نگاهم را از صفحات خاطرات طاهر بلند کردم و به مادرم چشم دوختم که با نگرانی نگاهم می کرد:《 چرا گریه می کنی؟》تازه متوجه خیسی صورتم شدم؛ دستی بر روی گونه ام کشیدم و گرمی اش مرا به یاد داستان انداخت و دوباره اشک هایم سرازیر شد. داغ بودند... شاید شعله عشق یوسف گرمشان کرده است؟ ... نویسنده:ریحانه.ش https://eitaa.com/ieham1 کپی؟❌🚫
‏بنظرم قشنگ‌ترین حرف به یه آدم میتونه این باشه که "من کنار تو، خود واقعیمم" آدم کنار هرکسی نمیتونه خود واقعیش باشه. ایهام
صبحه قشنگتون بخیر🫀
میدونی فرق من با تایتانیک چیه؟ تایتانیک تو دریا قرق شد ولی من تو چشمات🫠 ایهام