eitaa logo
" کُنج حرم "
511 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
1.3هزار ویدیو
25 فایل
"بسـم‌ِ‌رَب" 🌿 به گفته ی شهیدمختارزاده: فقط تهش حواست باشه سربلند باشی پیش اون کسی که باید،جوابی برای گفتن داشته باشیم:) شرایط‌کپی‌‌ولِف؟‌ فور قشنگتره ولی حلاله 🙂 رفیق خواستی لف بدی صلوات فراموش نشه:) دعاگوی‌ماهم‌باش‌رفیقِ‌جان...
مشاهده در ایتا
دانلود
" کُنج حرم "
_
حاج قاسم هم خیلی عجیبه‌ها! هم شب حضرت قاسم میشه براش گریه کرد.. هم شب حضرت علی اکبر.. و هم شب علمدار.. داغِ غربت دستِ‌ مقطوع روضه‌یِ‌ انگشترت.. اسمْ‌ قاسم جسمْ‌ قاسم اِرباً‌ اِرباً‌ پیکرت..🥀💔 🍃__🤍ڪـــــنــجــــ🌿ـحــرمــ🤍
11.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تا حالا فکر کردی وقتی یکی دعات میکنه که "الهی خیر ببینی" خدا چجوری خیرت میده؟ 🍃__🤍ڪـــــنــجــــ🌿ـحــرمــ🤍
" کُنج حرم "
علی‌مولا❤️‍🔥؛ #حسین‌طاهری 🍃__🤍ڪـــــنــجــــ🌿ـحــرمــ🤍
درنجف‌حس‌غم‌و‌غربت‌نکردم‌هیچ‌وقت آرزوی‌دیدن‌جنت‌نکردم‌هیچ‌وقت💛((:
باور کنید هرکس‌ به‌ جایی‌ رسید‌ از‌ مبـارزه‌ با‌ نفـس‌ رسید‌.! _شهیـد‌چیـت‌سازیـان‌. 🍃__🤍ڪـــــنــجــــ🌿ـحــرمــ🤍
آقای پزشکیان با عرض معذرت و واقعا قصد توهین ندارم؛ ولی خواهشا بگید با کدوم اعتماد به نفس و عزت نفس و پشتوانه درست و حسابی میخواید یه مملکت رو اداره کنید؟! هنوز تو دوران طفولیت خود جاموندید... 🍃__🤍ڪـــــنــجــــ🌿ـحــرمــ🤍
" کُنج حرم "
آقای پزشکیان با عرض معذرت و واقعا قصد توهین ندارم؛ ولی خواهشا بگید با کدوم اعتماد به نفس و عزت نفس و
ولی حقایق همیشه مشخص میشه؛ هرچند کارشناس شما باشد ولی نشان از شخصیت درونی شخص به ظاهر محترم خود شما و عواملتون نشون داده میشه خواهشا به جای اداره ی جامعه و کشوری که با خون شهدای گرانقدری آمیخته شده سر بازی برندارید و اول به تربیت خود نگاهی بندازید....
15.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برای چندمین بار در جلسه انتخاباتی پزشکیان عکس شهید عبداللهیان پاره شد 🍃__🤍ڪـــــنــجــــ🌿ـحــرمــ🤍
بسم الله...🤍🌿
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍 🌱 🌱 🌱 🤍🤍🤍🤍🤍🤍 🌱 🌱 🌱 🤍🤍🤍🤍 🌱 🌱 🤍🤍 🌱 [سوژه عکاسی] هوالعشـــق...❤️ یکی از چشمانم را میبندم و با چشم دیگر در چهارچوب کوچک پشت دوربین عکاسی ام دقیق میشوم... هاله لبخندلب هایم را می پوشاند؛ سوژه ام را پیدا کردم. پسری با پیرهن شونیز سرمه ای که یک چفیه مشکی نیمی از بخش یقه و شانه اش راپوشانده. شلوار پارچه ای مشکی و یک کتاب قطور و به ظاهر سنگین که در دست داشت. حتم داشتم مورد مناسبـی برای صفحه اول نشریه مان با موضوع " تاثیر طالب و دانشجویان در جامعه " خواهد بود. صدا میزنم: _ آقا میشه یک لحظه... ببخشیدا عکس العملی نشان نمیدهد وهمان طور سربه زیربه جلوپیش می رود و دوباره صدا میزنم با چندقدم بلندو سریع دنبالش می روم: _ ببخشیییید... ببخشید با شمام با تردید مکث میکنی،می ایستی و سمت من سر میگردانی اما هنوز نگاهت به زیر است. خسته میگویـی: _ بله؟؟..بفرمایید دوربین رادر دستم تنظیم میکنم... _ یک لحظه به اینجا نگاه کنید(و به لنز اشاره میکنم ) نگاهت هنوز زمین را میکاود _ ولـی....برای چه کاری؟ _ برای کار فرهنگی، عکس شما روی نشریه ما میاد. _ خـب چرا از جمع بچـه هـا نمینـدازیـد...؟ چرا انفرادی؟ با رندی جواب میدهم: _ بین جمع، شما، طلبه جذاب تری بودید... چشـــــمـهــایت بـه زیـر میرود و چـهره ات درهم میشود. زیر لبانت چیزی میگویـی... به جمالت"لا اله الله "را بخوبـی میشنوم سـر میگردانــی و به سـرعت دور میشـوی،من مات تا به خود بجنبم تو وارد ساختمان حوزه میشوی... 🍃__🤍ڪـــــنــجــــ🌿ـحــرمــ🤍