بهش گفتم
پسرم تویی که میخواستی نماز شب بخونی و یه همچین حال و هوایی برای خودت راه بندازی چرا به من دروغ گفتی مریضی تا بزارم بیای بیرون!!!؟؟؟
باحالت زار و صدای پر بغض همونطور اشک میریختن و به فرماندشون میگن:
فرمانده من ۱۶ سال از عمرم رفته ولی چشمم لایق نبوده امامش رو ببینه...😭
این چشم مریضه فرمانده💔
این چشم به هیچ دردی نمیخوره فرمانده...
فرمانده من دروغ نگفتم به شما، من روحم مریضه...
اصلا قصد جسارت به هیچ عزیزی ندارم، خودم رو میگم که از همه شما ها اوضاعم خرابتره...💔