هدایت شده از [ پَناه ]
سعدی چو جورش میبری نزدیک او دیگر مرو!
ای بیبصر من میروم؟! او میکشد قلاب را..
#نیم_بیت
شهدای دفاع از حرم اگر نبودند ،
ما باید حالا با عناصر فتنهگرِ خبیثِ
دشمنِ اهلبیت و دشمن مردم
شیعه ، در شهرهای ایران میجنگیدیم .
- حضرتآقا
باید یه دست نصب کنم بغل صورتم که هر وقت گفتم بعدا میرم ادامه ی داستانمو مینویسم بخوره تو صورتم . .
- إیـــــــهامٓ - 🇵🇸
#رزق
-
مزار شهدای فانوس را یکبار بعد از نماز مغرب دور زده بودم .
سر مزار شهدا گل گذاشته بودم و دردِ ندیدن رفقای شهیدم را با آن شهدای گمنام تسلی میدادم .
چند دقیقه ای نشستم و فاتحه خواندم و رفتم سراغِ خانواده .
همپایشان دوباره برگشتم سمت شهدای فانوس .
مشغول گوشی بودم و روایتگر هم روایت میکرد .
به آنی با شنیدن کلمه ی "دخترای حسین" سرم را بالا آوردم، دختر ، این کلمه را زیادی آشنا تلفظ کرده بود .
در ذهنم گشتم و به کلمه ی " دختر فراری " رسیدم.
لبخند نشست کنج لبم . چشمهایم دقیق نمیدید پس از خادم ها جویا شدم و فهمیدم بله !
خدا مارا از آنطرف تهران آورده کشانده اینطرف و روزیمان را هم کرده است روایتگری اقای یار احمدی !