شهادت بود و افتخار ، قبول .
پیمانه ی عمر بود ، قبول .
نفوذ بود ، قبول .
خودمونیم ، کم کاری بود ؛ قبول ؟ : ).
الان اقایان ، مسئول در هر ارگانی فردا تشریف میاورند دانشگاه تهران و میروند مینشینند آن جلو و بعدش که عکس هارا گرفتند و تمام شد و نماز را خواندند محض آنکه دلشان هم کمی ارام شود تا یک ساعت بعد را راه میروند و بعد نخود نخود ، ما نبودیم ، نفودی بود !
نفودی بود و آنها کاربلد بودند و دیگر اتفاق است میوفتد و هوا هم گرم است و زمین گرد است و الان هم شب است و ماهم انسان هستیم !
شما چی ؟ نکند زبانم لال شما مجسمه ی طرح بادیگارد کدِ فلان و بهمان بودید ؟ .
از شهید هنیه و حاج قاسم و شهید رئیسی و خیلیهای دیگر گذشته است . از ماهم همینطور .
لطف کنید همین هایی که مانده اند را لطفا با ماکت های طراحی شده ی موشک برای نمایشگاه هایتان حفظ نکنید !
حضرت آقا گفت که خون خواهیمان نزدیک است ،
و بترسید که اینگونه سخن گفت علی !
تندیس زیباترین لبخند هفته ی برنامه هایتان را بیاورید ، باید ببریمشان سر مزار .
شهر مقدس بیتالمقدس پایتخت
فلسطین و قبلهی اول مسلمانها برای
مسلمانها باقی خواهد ماند .
[ حضرت آقا ]
سبز ، قـرمز ، سرمهای ، فـرقی نـدارد رنـگ ها ،
صـورت تـو روسـری هـا را چـه زیـبا مـی کـند !