به نامی نامی چای و کتابی از قرن ۱۴ و ادبیات ایرانی و نارنجی و قرمز و زرد خسته ،
به نام نامی پاییز .
هدایت شده از - دلدادھ مٺحول -
بنظرم جامعه بشری اونقدری که به مکتوب کردن کلمات، نامه نوشتن، پیام فرستادن، تماس گرفتن و غیره بها داده؛ به "لمس شدن" بها نداده. چی میتونه جایگزین در آغوش کشیده شدن باشه؟ جایگزین بوسیده شدن؟ چِفت و لمس و سرپناه دستها؟
هدایت شده از ویلوبی'
آب بخورید، دوش بگیرید، خونه نمونید و هرگز به خاطر آدمها گریه نکنید .
آقا جان ، قبول که ما قرار است اسرائیل را طوری بزنیم که تا کنون نزده ایم قبول که فلان موشک و بهمان پهپاد را داریم قبول است ولی وقتست که بر حرف هایتان جامه ی عمل بپوشانید .
چشم هایمان را گرفتید ، گوش هایمان را نه .
دست هایمان را گرفتید ، پاهایمان را نه .
جانمان را گرفتید ، آرمانمان را نه .
بنویسید که برای فرزندانتان بازگو کنید .
بنویسید و عکس بگیرید و فیلم برداری کنید .
همه چیز را ثبت کنید که حکومت علی بار دیگر سال ها به تاخیر نیوفتد .
هدایت شده از - دلدادھ مٺحول -
همزمان نگرانم و غمگین، خوشحال و در حال گرفتن عکسهای یهویی با لبخندهایِ پیدا، گذاشتن خط چشم تو کیف برای وقتی که با گریه پاک شد، سفر رفتن و زنگ زدن به بابا وسط روز و معاشرتهای رندوم.
این احتمالا همون چیزی بود که مدتها تراپیست بنده خدا خودشو پَرپَر کرد تا بهم بفهمونه با هر حالی باید زندگی کنی. بالاخره فهمیدم عزیزم. در واقع اسمش بزرگسالی بود اما با تعاریف متفاوت.