- إیـــــــهامٓ - 🇵🇸
ء_. بدن خسته اش را به دست زمین وسیع سپرد و به دوستانش چشم دوخت که خسته تر از او به سمتش قدم برمیدا
اینهآ که گفتم قصه ای بود که با شاهرگ هایم تجربه اش کردم
از تو کتاب ها مهمان اینجا نشده است !___
- إیـــــــهامٓ - 🇵🇸
چنتا الهی به رقیه میگید یه مسئله ای جور بشه انشالله ؟
مثلا بشه و بیام دستبوسی آقآ )))
•
مامان،چه وحشتناکه لباسی که می پوشم وقتی به من لباسی از آتش می پوشانند!)
- برادر_جهاد
يار خوش چيزيست زيرا که يار از خيال يار قوت ميگيرد و ميبالد و حيات نو مييابد. •
دوستان را در دل رنجها باشد که آن به هيچ دارويي خوش نشود، نه به خفتن نه به گشتن و نه به خوردن، الّا به ديدار دوست. •
خيال تو مقيم چشم است و نام تو از زبان خالي نيست و ذکر تو در صميم جان جاي دارد پس نامه پيش کي نويسم چون تو درين محلها ميگردي؟