eitaa logo
پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
694 دنبال‌کننده
159 عکس
20 ویدیو
0 فایل
پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برای اهالی و علاقه‌مندان علوم انسانی نامی آشنا است. شما می‌توانید در این صفحه مجازی، از برنامه‌ها و فعالیت‌های علمی و فرهنگی این پژوهشگاه باخبر شوید و در آن مشارکت داشته باشید...
مشاهده در ایتا
دانلود
دکتر موسی نجفی در برنامه جریان شبکه یک سیما تشریح کرد: 🔹پیروزی فرهنگ بر تفنگ/ شهادت رهبر انقلاب و اعتلای فرهنگ سیاسی دکتر موسی نجفی، رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با حضور در برنامه تلویزیونی جریان با موضوع "شهادت رهبر انقلاب و اعتلای فرهنگ سیاسی" اظهار داشت: شهادت رهبر مقاومت؛ جرقه‌ای بر انبار باروت ایمان و پایان عصر استعمار است. 🔹رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با تأیید این موضوع، به اهمیت جنگ روایت‌ها در دل جنگ ترکیبی کنونی پرداخت و گفت: امروز ابعاد نظامی و سیاسی تنها بخشی از ماجراست و ما باید بتوانیم در جنگ روایت‌ها، گفتمان خود را زودتر از دشمن به کرسی بنشانیم و چشم‌انداز آینده را ترسیم کنیم. معتقدم پس از شهادت حضرت آقا، همه چیز چند قدم به پیش آمده است و تمام ارکان جامعه، از مردم تا مسئولان و نیرو‌های مسلح، حرکتی رو به جلو داشته‌اند. وی سپس وجه غالب شخصیت قائد شهید را فرهنگی دانست و توضیح داد: در انسان‌های ذو ابعاد معمولاً یک بُعد غلبه دارد. در ایشان، فرهنگ بر اقتصاد، سیاست و امور نظامی اشراف داشت. ریشه بحث‌هایی مانند اقتصاد مقاومتی و خودکفایی نظامی نیز در همین فرهنگ‌سازی است و تنها یک شخصیت فرهنگی می‌تواند چنین فرهنگی را در اقتصاد و نظامی‌گری خلق کند. روح پیام‌های چهلم شهادت ایشان نیز متمرکز بر همین گفتمان‌سازی توسط توده‌های مردم است.  مشاهده کامل ویدئو: https://telewebion.ir/episode/0x16be04de @ihcssir
سالروز شهادت امام جعفر صادق علیه‌السلام، امام ششم شیعیان جهان را تسليت و تعزیت عرض می‌کنیم. @ihcssir
🔹 ایرانی کیست؟ و انیرانی کیست؟ ✍️ سلسله یادداشت‌های دکتر حمیدرضا دالوند، عضو هیئت علمی پژوهشکده زبان‌شناسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در موضوع ابعاد تهاجم آمریکایی - صهیونیستی به ایران| قسمت سوم. 🔹جنگ بی‌گمان شوم‌ترین واژه همه فرهنگ‌ها است، سراسر رنج و درد است، اما همین دردها و رنج‌ها و زخم‌های کاری آدمی را به اندیشه وا داشته است و همیشه از خاکستر جنگ پرسش‌های بزرگ زاده شده و گاه به زایش فلسفه‌های بزرگ انجامیده است. 🔹یکی از تلخی‌های جنگ که در حال و هوای این روزهای جامعه ما نیز چهره زشت آن در گوشه و کنار رخ می‌نمایاند، موضوع خیانت به وطن است. مسئله‌ای که برآمده از پرسش هویت‌ساز بزرگ‌تری است و آن این که ایرانی کیست و انیرانی یا غیر / ضد ایرانی و بیگانه کدام است؟ در جامعه امروز ما، یکی ایرانی بودن را در جان‌سپاری برای ایران جان در برابر متجاوز و حضور در میدان تعریف می‌کند، و اندکی هم در همدستی دشمن، و سعادت ایران را در براندازی حکومت مستقر و گشودن در به روی متجاوز می‌بیند. بی‌گمان آدمی تا به اندیشه قانع نشود، نه دفاع می‌کند و نه خیانت. پاسخ به این پرسش پردامنه دشوار و بحث انگیز است. بنابراین تنها به بازخوانی یکی از کهن‌ترین پاسخ‌های فرهنگ و سنت ایرانی به این پرسش، بسنده می‌کنم. آن هم نه در فرهنگ ایرانی اسلامی بلکه بر اساس سنت زردشتی. 🔹دینکرد سرآغاز ادبیات پهلوی موجود و بزرگترین متن ادبیات دوره میانه است که به دست فقیهی فلسفی‌مشرب به‌نام «آذر فرنبغ فرخزادان» در اواخر سده دوم و اوایل سده سوم هجری بنیاد نهاده شد. او همنشین و همدم مأمون بود و به احتمال مؤبدی باشد که بنابر کتاب عیون اخبار رضا در مناظره امام رضا(ع) در مرو شرکت داشت. در کتاب پنجم دینکرد، رساله‌ای آمده که پاسخ‌های آذر فرنبغ به پرسش‌های دینی زردشتیان مقیم بیت المقدس است، و در دو جای آن هم معیارهای ایرانی بودن و علت برگزیدگی ایرانیان ، به‌احتمال تحت تأثیر مفهوم قوم برگزیده یهود، و هم انیرانی بودن را برای آنها شرح کرده است. 🔹بنابر بند ۱ فصل ۴ کتاب پنجم دینکرد زمان تقسیم نژادها بهترین و بیشترین صفات نیک بشری در فرواک پسر سیامک متجلی شد ، این صفات ادامه یافت تا به ایرج رسید که پدر ایرانیان است، بنابر این متن، صفات یاد شده عبارتند از: خوب خردی، نیک خویی و خوش خیمی، نیک مهری یا وفای به عهد و پیمان، نیک‌سپاسی و سپاسگزاری ، آزرم و شرم نیک، امیدواری، رادی و بخشندگی، راستی، آزادگی، دوست داشتن خوبی‌ها و نیکی‌ها و دیگر هنرها و فضیلت‌های خوب. به سخن دیگر، انسان ایرانی نه فقط بر اساس خون و نژاد که به واسطه آراسته شدن به فضیلت‌های والای انسانی تعریف و توصیف می‌شود. اگر انسان ایرانی مجمع خوبی‌های انسانی شد، ایرانی است. بنابر این عکس آن هم صادق است. 🔹باز در کتاب پنجم دینکرد، فصل نهم، برای نیک نامی یا خسروی در دنیا و رستگاری یا بختن در آخرت، فهرستی از گناهان گران یا کبائر را آورده که باید پرهیز شوند. نخستین گناه دشمنی با خداست و دومین گناه بزرگ، انیری یا ان - ایرانی بودن، بیگانه و ضد ایرانی شدن است. در این متن انیرانی نه فقط بیگانه غیرایرانی است که برای ایرانیان دشمن و مخالف خداوندگار و حاکم و دهبد و سالار ایرانی به‌کار رفته است. این پیام فرهنگ ایران باستان است که هر ایرانی که دربرابر حاکمیت مستقر و مشروع ایرانی بماند، کبیره انیری مرتکب شده است و نه در این دنیا نیک نام است و نه در آخرت رستگار. 🔹در اینجا قصد نفی حق نقد که حق مردم است، در میان نیست، موضوع دفاع از کیان ایرانی در برابر دشمن است. در مواقع حساس کنونی، نیک‌نامی ایرانیان در پرهیز از کبیره لغزش به پرتگاه انیری است. قدرت سیاسی ممکن است سزاوار نقد باشد، اما این نقد مجوز انیری ما نیست. 🔹سخن آخر اینکه در این روزها نمونه‌های حیرت‌انگیزی در دفاع از مقاومت مردم ایران در سراسر گیتی به چشم می‌خورد، نوازندگان اسپانیایی، شاعران عرب، ورزشکاران آمریکای لاتین، مردم هند، کودکان تاجیک و دختران کشمیر سنگ‌تمام گذاشته‌اند، این‌ها دیگر نیروهای نیابتی ایران یا جبهه مقاومت برساخته نظام جمهوری اسلامی نیست، چنان‌که بیگانه می‌گفت، بلکه زنده بودن همان انسان مجمع خوبی‌ها در جهان معاصر ماست، همان انسانی که در سنت کهن ما به‌عنوان انسان ایرانی و دلیل گزیدگی ایرانیان معرفی شده است. این گفتیم تا از خود بپرسم به‌راستی من ایرانیم یا انیرانی؟! بی‌گمان این یکی از پرسش‌های بنیادین است که جنگ پیش‌روی علوم انسانی ما نهاده است. 👈 مشروح در: https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27569 @ihcssir
🔷 دربارهٔ «ایران» یا «آیران» یا «پرشیا»! ✍ امید طبیب‌زاده استاد پژوهشکده زبان‌شناسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی 🔹 در اینجا اختصاراً به دو نکته در مورد نام کشور عزیزمان در زبان انگلیسی اشاره می‌کنم که امیدوارم برای دوستداران این مباحث سودمند باشد. نکتهٔ نخست به تلفظ انگلیسی اسم خاص Iran در میان سیاستمداران و خبرنگاران و مفسران آمریکایی مربوط می‌شود. ترامپ و دار و دستهٔ ضدایرانی او این کلمه را بیشتر به صورت «آیران» (âirân) تلفظ می‌کنند (شبیه به عبارت انگلیسی I run، یعنی می‌دَوَم)، اما مخالفان سیاسی گروه فوق غالباً این کلمه به شکل صحیح فارسی‌اش، یعنی همان «ایران» (irân) تلفظ می‌کنند. 🔹 طبق مشاهدات و آمارگیری‌های مختصر بنده، هرچه از اغاز جنگ بیشتر می‌گذرد و ضعف و حماقت‌های ترامپ در جنگ با ایران آشکارتر می‌شود، گرایش به تلفظ صحیح این اسم (irân) نیز در بین مردم آمریکا بیشتر، و تلفظ تحقیرآمیز «آیران» متروک‌تر می‌شود! ظاهراً کسانی که تعمداً از تلفظ «آیران» استفاده می‌کنند قصد تحقیر ایران و ایرانیان را دارند، و کسانی که تلفظ صحیح «ایران» را به کار می‌برند خواهان برائت از گروه نخست هستند! البته به حرف گربه‌سیاه باران نمی‌بارد، اما باشد که Iran در آمریکا و همه جای دنیا، همواره به شکل صحیح آن، یعنی همان «ایران» تلفظ شود و بس! 🔹 نکتهٔ دوم مربوط می‌شود به بخشی از دیاسپورای ایرانی که وقتی به انگلیسی سخن می‌گویند، اصرار دارند کشور خود را نه «Iran» بلکه «Persia» بخوانند! البته ایرادی ندارد که ما در زبان انگلیسی به Iran بگوییم Persia، اما درهرحال توجه به دو نکته لازم است؛ اولاً از نظر غربی‌های باسواد هیچ فرقی بین Iran و Persia وجود ندارد و این اصرار بیهودهٔ ما سبب نمی‌شود که مثلاً ما از نظر آنان مدرن یا اروپایی جلوه کنیم! ثانیاً نام کشور ما از قدیم‌الایام تا کنون در زبان فارسی همواره ایران بوده است، اما اروپایی‌ها و مخصوصا انگلیسی‌ها در مکاتبات رسمی اداری خود این کشور را همواره Persia می‌خواندند. رضاشاه کمی پیش از آغاز جنگ جهانی دوم، طی بخشنامه‌ای رسمی تمام کشورهای غربی را مکلف کرد که در نامه‌ها و بخش‌نامه‌های رسمی خود دیگر از لفظ Persia استفاده نکنند و فقط از لفظ Iran استفاده کنند. ظاهراً او بدین طریق هم می‌خواست ارادت خودش را به ایدئولوژی آریایی آلمان تصریح کند، و هم دهن‌کجی مختصری به انگلیسی‌ها کرده باشد! 🔹 باری در زبان انگلیسی، هم Iran صحیح است هم Persia، اما خاصه دیاسپورای سلطنت‌طلب باید یادشان باشد که Iran یادگار رضاشاه در زبان انگلیسی است، و هربار که آنها بجای Iran می‌گویند Persia، تن و بدن آن مرحوم را در گورش می‌لرزانند! 👈 مشروح در: https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27570 @ihcssir
🔹جنگ در فلسفهٔ تاریخ: تحلیل تاریخی و درس‌های قرآنی از شکست‌ها و پیروزی‌ها دکتر مریم هاشمی عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی 🔹جنگ، از منظر فلسفهٔ تاریخ، نیرویی دوگانه و متناقض است؛ هم ویرانگر بنیان‌های کهن و هم سازنده مسیرهای تازه. تاریخ بشر نشان می‌دهد کمتر دوره‌ای از سایهٔ جنگ در امان مانده است. بسیاری از مرزها، حکومت‌ها و هویت‌های ملی، در دل جنگ‌ها شکل گرفته‌اند، اما بهای این تغییرات اغلب سنگین بوده و آثار انسانی و اخلاقی آن تا نسل‌ها باقی مانده است. 🔹در فلسفهٔ تاریخ، جنگ نه صرفاً یک رویداد نظامی بلکه بخشی از چرخهٔ آزمون و عبرت تاریخی است. قرآن کریم، در سورهٔ آل عمران و حدید، بر همین نکته تأکید دارد؛ شکست‌ها و پیروزی‌ها، هر دو، فرصتی برای تأمل، اصلاح مسیر و رشد اخلاقی و اجتماعی انسان‌ها هستند. همان‌گونه که در قرآن آمده است، هر آزمون و هر نزاع، بخشی از فرآیند امتحان الهی و تکوین تمدنی بشر است که می‌تواند منجر به گشایش، حکمت و عبرت شود. 🔹جنگ‌ها، به‌رغم پیامدهای ویرانگرشان، دگرگونی‌های ساختاری، اقتصادی و اجتماعی را به همراه دارند. فلسفهٔ تاریخ نشان می‌دهد که این دگرگونی‌ها، هرچند گاه از دل رنج و فاجعه بیرون می‌آیند، اما مسیر پیشرفت تمدن‌ها و شکل‌گیری حافظهٔ جمعی را می‌سازند. قرآن نیز یادآور می‌شود که انسان‌ها با عبرت‌گیری از تاریخ و آزمون‌ها، می‌توانند از تکرار خطاها جلوگیری کنند و عدالت و ایمان را در جوامع تثبیت کنند. 🔹در نهایت، نگاه فلسفی به تاریخ جنگ، ما را از روایت صرف رویدادها فراتر می‌برد و می‌طلبد که هم آثار انسانی و اخلاقی، هم درس‌های تمدنی و هم پیام‌های قرآنی و عبرت‌آموز آنها را مورد تأمل قرار دهیم. جنگ، هرچند ویرانگر است، اما در فلسفهٔ تاریخ، نه پایان بلکه بخشی از فرآیند شکل‌گیری و آزمون تمدن‌ها محسوب می‌شود؛ فرآیندی. که در آن شکست‌ها و پیروزی‌ها، تجربه‌ای برای رشد و بلوغ جامعه انسانی هستند. 👈 مشروح در: https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27571/ @ihcssir
🔹پایان جنگ چگونه باید ترسیم شود؟ دکتر سیدرضا حسینی استادیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی اکنون با شکل گیری یک آتش بس شکننده سوال اساسی این است که جنگ از طرف ایران و محور مقاومت چه زمان و چگونه باید پایان پیدا کند. به عبارت دیگر اگر جنگ در همین نقطه تمام شود ما چه چیزهایی به دست آورده ایم و چه از دست داده ایم. 🔸۱_ اساسا با بمباران و موشک(جنگ) چه چیزی هایی را می توان تغییر داد. باید توجه داشت که با موشک صرفا می توان موانع را کنار زد تا برخی تغییر و تحولات در حوزه نظام های موجود رخ دهد. اعم از اینکه این تحولات در حوزه نظام های سیاسی-اجتماعی- ملی یا منطقه‌ای باشد. با بمب و موشک نه می توان چیزی را تغییر داد و نه می توان چیزی را ساخت. 🔸۲_ آمریکا و رژیم صهیونیستی با ادعای تسلیم بی قید و شرط ایران وارد این جنگ شدند تا اهداف چندگانه خود را محقق کنند. اهداف عبارت بود از الف، تغییر رژیم ب، توقف کامل غنی سازی و .. ج، از بین بردن زرادخانه موشکی د، توقف حمایت ایران از محور مقاومت اما به تدریج پس از دو هفته دریافتند که هیج یک از این اهداف قابل تحقق نیست به همین جهت هدف اصلی تغییر پیدا کرد به باز کردن تنگه هرمز. آمریکا برای تحقق این هدف از همه کشورها خواستار کمک و همراهی شد اما نتیجه نگرفت. دقت داشته باشیم که عدم همراهی کشورهای اروپایی و ناتو در باز کردن تنگه هرمز از طریق نظامی به دلیل ناتوانی و جلوگیری از پیچیده تر شدن موضوع بود والا در نظم فعلی جهان، آمریکا و کشورهای اروپایی اگر به این نتیجه برسند که با زور و قدرت می توانند چیزی به دست آورند در اعمال قدرت لحظه ای درنگ نخواهند کرد. پس از عدم تحقق این موضوع، آمریکا به دنبال دستاویزی برای خروج از جنگ بود اما چیزی نیافت و به ناچار به مذاکره با شروط ایران تن داد. 🔸۳_ ایران در دفاع از خود به دنبال چه اهدافی بود. اول اینکه برخلاف جنگ دوازده روزه، ایران صرفا به دنبال تحمیل اراده خود مبنی بر پذیرش آتش بس به طرف مقابل نبود. بلکه رویکرد خود را از دفاعی و پدافندی به آفندی و حمله تغییر داد و پذیرفت که جنگ باید تا جایی ادامه پیدا کند که بازدارندگی ایجاد شود و هزینه های جنگ آنقدر زیاد شود که نه تنها آمریکا و رژیم صهیونیستی بلکه هیچ کشور دیگری به خود اجازه ندهد که چنین سناریوی را تکرار کند. گرفتن غرامت و تثبیت حقوق هسته ای و ... جزو اهداف تکمیلی ایران در دفاع مقدس بود. خروج آمریکا از منطقه و نابودی رژیم صهیونیستی نیز از جمله اهداف بلند مدت ایران بوده و همچنان نیز جزو اهداف است و تا تحقق کامل آن ایران از تلاش های موثر خود منصرف نخواهد شد، اما دقت داشته باشیم .... 👈 مشروح در: https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27575 @ihcssir
🔹 همدلی از همزبانی بهتر است ✍️ سلسله یادداشت‌های *دکتر حمیدرضا دالوند* ، عضو هیئت علمی پژوهشکده زبان‌شناسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در موضوع ابعاد تهاجم آمریکایی - صهیونیستی به ایران| قسمت چهارم 🔹زبان و هویت، از مقوله ها بحث انگیز و پر دامنه علم زبان‌شناسی و تاریخ و جامعه شناسی است. ما همیشه ایرانی بودن را از پنجره زبان فارسی روایت می کردیم، هرکس فارسی را نیکو بگوید، لابد ایرانی تر است. البته پر بیراه نیست که زبان فارسی میراث مشترک جهان ایرانی است و معیار مهمی در تعیین و تشخیص هویت ماست. سند همزیستی و نظام اندیشگانی همه اقوام ایرانی و انیرانی ساکن در جهان ایرانی است. 🔹با این همه، در نتیجه جنگ اخیر حقایق دیگری در حال وقوع است. نماهنگی این روزها به ترکی، دختر بچه ای آذربایجانی در ستایش ایران خوانده که دست کمی از ای ایران بنان ندارد، من تا امروز به این اندازه از شنیدن ترکی لذت نبرده ام و از وجود فرزندان آذربایجان و غیرت آنها در حفظ ایران به خود نبالیده ام. هندی ها خامنه‌ای کوثر هی... می خوانند و اعراب سرود عربی خذونی انشد فی شوارع طهران.. ، کودکان تاجیک ائران به پیش... می گویند. و یا اهل طرب فرنگ هم بر ریتم مقاومت مردم ایران ساز خود را کوک کرده اند. 🔹این درحالی است که برخی وطن فروشان همزبان، زبان فاخر فارسی را زبان فحاشی ساخته و به وطن, مادر خویش , نثار می کنند. به کجا چنین شتابان ؟! 🔹اینکه زبان یکی از مولفه‌های قوام بخش هر هویت است، امری بدیهی است، اما به نظر می‌رسد که هویت بر پایه مولف های بنیادی تری نیز استوار است. همدلی و نگاه مشترک به هستی یکی از این مولفه‌ها است. 🔹 من این روزها گرچه لفظ هندی و ترکی و عربی را در نمی یابم، اما این مردم را نزدیکتر از آن همزبانی حس می کنم که به پارسی هرزه درایی می کند. 🔹 بازم به ادبیات سترک فارسی پناه می بریم که مولانا جان کلام را به نیکویی در پیکر آن ریخته است: همزبانی خویشی و پیوندی است مرد با نامحرمان چون بندی است ای بسا هندو و ترک همزبان ای بسا دو ترک چون بیگانگان پس زبان محرمی خود دیگرست همدلی از همزبانی بهترست 👈 مشروح در: https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27569 @ihcssir
پیام اعضای مجمع پژوهشگاه‌های علوم انسانی_اسلامی به مناسبت بیعت با رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله سیدمجتبی حسینی خامنه ای دامت برکاته متن کامل پیام به شرح زیر است: «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ دينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْن» محضر مبارک حضرت آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای (دامت برکاته) رهبر معظم انقلاب اسلامی سلامٌ علیکم بِما صَبَرتُم 🔹 با قلبی آکنده از اندوه شهادت قائد عظیم الشأن امت اسلامی حضرت آیت الله امام سیدعلی حسینی خامنه‌ای و دیگر عزیزان خاندان مکرّم جنابعالی و سرداران، رزمندگان، کودکان و هموطنان این سرزمین پاک به‌ دست شقی‌ترین شیاطین زمان را به محضر شریف حضرت عالی تسلیت عرض می‌کنیم. 🔹 با ضمیری سرشار از امید به آینده روشن جبهه حق، خدای سبحان را سپاس می‌داریم که چنین تقدیر فرمود که از پی آن فقدان عظیم، خلفی صالح، دانشمندی فرزانه و فقیهی زمان آگاه و مدیر و مدبّر را بر زعامتِ نظام اسلامی نشاند. بی‌گمان این انتخاب شایسته، که بر ولایت توحیدی قرآن و تدبیر حکیمانه الهی به استمرار صراط مستقیم دین و استواری نظام اسلامی بر نقطه ثقل آن؛ یعنی رهبری ولایی ابتنا دارد، نظام شیطانی طاغوت را نومید و مردم شریف ایران و امت اسلامی را امیدوار کرد. رجاء واثق داریم که رهبری نظام اسلامی توسط شخصیت تربیت یافته‌ی مکتب نورانی پیشوای فقید امام خامنه‌ای شهید، متضمن استقلال، عزت، پیشرفت همه جانبه و سربلندی ایران عزیز و حرکتی پرشتاب در مسیر دستیابی به تمدن نوین اسلامی خواهد شد. ان شاء الله 🔹 ما فرزندان معنوی امامین انقلاب ضمن تبریک و تهنیت ولایت حضرت‌عالی، با شما رهبر عزیز و فرزانه بیعت می‌نماییم و پیمان می‌بندیم که در سایه عنایت حضرت بقیه الله الاعظم عجّل الله تعالی فرجه الشریف، با همه توان در خدمت آرمان‌های والای نایب آن حضرت، ولی فقیه زمان حضرت آیت الله حاج سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای دامت برکاته خواهیم بود... 👈 مشروح در: https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27576/ @ihcssir
رازِ رَجَز 🔹نگاهی به رجزهای خیابانی ایرانیان در جنگ رمضان دکتر زهرا حیاتی دانشیار زبان و ادبیات فارسی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی 🔹یکی از رویدادهای نادر جنگ رمضان، تجمعات شبانۀ ایرانیان در میادین شهرها با انگیزۀ پشتیبانی از مبارزانِ میدان نبرد، همزمان با موشکباران و بمبارانِ وطن است. رجزخوانی و افراشتن پرچم، نمایان‌ترین کنش جمعی در این تجمعات است و به‌نظرمی‌رسد رجزهای خیابانی-حماسی جنگ رمضان، ویژگی‌هایی نو و ازگونه‌ای‌دیگر ‌دارد که می‌تواند در پیوند میان سنت‌های کهن و کارکردهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگیِ ایران بررسی شود. در یادداشتِ پیشِ رو به چند نمونه از این ویژگی‌ها اشاره می‌شود: کنش گفتاری 🔸رجز، زیرگونه‌ای از ادبیات حماسی است و در سنت عربی و فارسی، نوعی شعر کوتاه، آهنگین و کوبنده است که قهرمان، پیش از نبرد و در آستانۀ رویارویی با دشمن بیان می‌کند و با تفاخر به تبار و توانِ خود، برتری‌اش را به رخِ دشمن می‌کشد. رجزِ سنتی، بخشی از ساختارِ روایی است که مفهومِ خودِ فراتر و دیگریِ فروتر را بازنمایی می‌کند تا زمینه را برای کنش نبرد آماده کند. به بیان کوتاه، رجز گفتاری است که مقدمۀ عمل است. اما رجزهایی که از ابتدای جنگ رمضان در تجمعات شبانۀ خیابانی خوانده شده، ویژگی‌های رجز سنتی را دگرگون کرده است. این رجزها گفتارِ پیش از کنش نیست، خودِ کنش است؛ گفتارِ فرد نیست، کنشِ جمع است. از دیدگاهِ فلسفۀ زبان، برخی جملات نه برای توصیف بلکه برای تغییرِ جهان به‌کار می‌روند و نظریه‌پردازانِ مطالعاتِ زبان، برای توضیح و تبیینِ آن از اصطلاح «کنش گفتاری» بهره می‌برند. از این دیدگاه، رجزهای خیابانی-حماسیِ جنگ رمضان یک کنش گفتاریِ جمعی است. در رجز سنتی، سوژه «من» است و موقعیتِ برترِ خود را «بازنمایی» می‌کند، اما در رجز خیابانی امروز، «من» در «ما» حل می‌شود و حضور جمعی خود را «اعلام» و «اِعمال» می‌کند. 🔹برای نمونه در رجز معروف به «میدان با تو، خیابان با ما» که شعر آن را حمید رمی سروده و حسین طاهری اجرا کرده و با اقبال گستردۀ مردم مواجه شده، بندِ «میدان با تو، خیابان با ما» تکرار می‌شود و تکرارِ «ما» تأکید بر حضور و کنش جمع است. گفتنِ «خیابان با ما» گزارشِ کنش نیست، خودِ کنش است و «ما»ی گوینده امر مبارزه را میان خود و کنشگرِ همکار تقسیم می‌کند؛ یعنی «میدان» را به‌عنوان مکانِ اقتدارِ یک نهاد می‌پذیرد و «خیابان» را به‌عنوان مکانی برای کنگشری خود انتخاب می‌کند. 🔸رجز به‌مثابۀ کنش گفتاری جمعی نمی‌تواند در ادامۀ سنت‌های حماسی یا آیینی تعریف شود؛ زیرا جمله‌ای مانند «میدان با تو، خیابان با ما» در سطح نحوی ساده است و در سطح کنش، پیچیده عمل می‌کند. در این کنش دو فضا در نسبت با دو ضمیر قرار می‌گیرند: میدان و خیابان در نسبت تو و ما. کنشی که در این گزاره رخ می‌دهد، تقسیم کار، آرایش نیرو، تصاحب فضا و تثبیت هویت است. در این رجز «تو» و «ما» از «میدان» و «خیابان» که به مکان‌های هویتی تبدیل شده‌اند به عرصه‌هایی گسترده‌تر مانند «استان به استانِ ایران» و «تمام خاک ایران» وارد می‌شوند و هویت خود را در جغرافیای فراگیر ایران تثبیت می‌کنند: «این میهن استان به استان با ما/ میدان با تو، خیابان با ما/ تمام خاک ایران با ما/ میدان با تو، خیابان با ما». به بیان دیگر، هویت در خودِ فرایندِ رجزخوانی شکل می‌‌گیرد و گفتار به‌جای آنکه بازتاب واقعیت باشد، واقعیت را می‌سازد. «ما» هویت جمعی جدیدی است که در خود گفتن ساخته می‌شود و زبان را از سطحِ بازنمایی به سطحِ کنش می‌رساند. 👈 مشروح در: https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27580 @ihcssir
🍀 ولادت امام رضا علیه السلام، امام هشتم شیعیان گرامی باد اللّهُمَّ صَلِّ عَلى عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضا الْمُرْتَضَى الاِمامِ التَّقِیِّ النَّقِیِّ وَ حُجَّتِکَ عَلى مَنْ فَوْقَ الاَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرى الصِّدّیقِ الشَّهید صَلاةً کَثیرَةً تامَّةً زاکِیَةً مُتَواصِلَةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَةً کَاَفْضَلِ ما صَلَّیْتَ عَلى اَحَدٍ مِنْ اَوْلِیائِکَ  ‌ @ihcssir
.🔹شمشمیر دو لبه تفکر نقادانه دکتر روح‌الله کریمی دانشیار گروه مطالعات فکرپروری برای کودکان و نوجوانان در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی 🔹۱. جنگ ویتنام یکی از طولانی‌ترین جنگ‌های قرن بیستم بود و حدود بیست سال به طول انجامید (۱۹۵۵- ۱۹۷۵). هنوز جنگ ویتنام در جریان بود که بسیاری از روشنفکران آمریکایی مخالفت با آن را شروع کردند. در دهه ۶۰ و ۷۰ جنبش‌های مدنی مخالف جنگ در جامعه و به ویژه اعتراضات دانشجویی در دانشگاه‌های آمریکا به راه افتاد. این جنگ که هر چه از آن می‌گذشت بیشتر به عنوان یک رسوایی انسانی، اقتصادی، نظامی، اخلاقی و سیاسی در نظر مردم آمریکا تثبیت می‌شد، پرسش‌های مهمی را در فضای عمومی و دانشگاهی آمریکا طرح کرد. یکی از مهم‌ترین این پرسش‌ها این بود که چه بستری در فرهنگ عمومی و پیش از آن در آموزش عمومی فراهم شده است که آمریکاییان را به شروع چنین جنگ مفتضحانه‌ای متقاعد کرده است؟ پاسخی که اندیشمندان آمریکایی به این پرسش دادند مسیری را هموار کرد که به جنبش بزرگ تفکر نقادانه در آمریکا و بعدها در جهان منجر شد. برای اروپایی‌ها این پرسش البته پیش‌تر بعد از جنگ جهانی دوم تا حد زیادی مطرح شده بود، اما آمریکایی‌ها هنوز مواجهه وجودی جدی با آن پیدا نکرده بودند. در همین زمان، یکی از جنبش‌های مشهور دانشگاهی، جنبشی به نام «تیچ‌این» بود که با هدف آگاهی‌بخشی رویدادهای بزرگی را با حضور هزاران نفر در صحن دانشگاه‌ها برگزار می‌کرد تا در ضمن سخنرانی‌ها و مباحثه‌های گروهی، مخالفان و موافقان جنگ فرصت ارائه استدلال‌های خود را داشته باشند. این جنبش نیز به نوبه خود اهمیت توجه به گفت‌وگو و تفکر نقادانه برای شناسایی استدلال‌های خوب از بد را بیش از پیش عیان کرد. جنبش فلسفه برای کودکان (فبک) هم در همین دوران متولد شد چرا که متیو لیپمن از کیفیت استدلال‌های شهروندان آمریکایی در دفاع یا مخالفت با جنگ دلسرد شده بود و به این نتیجه رسید که آموزش مهارت‌های استدلال‌ورزی و آموزش منطق و تفکر نقادانه باید پیش از دانشگاه آغاز شود. 🔹۲. در حالی که رسانه‌های طرفدار جنگ در آمریکا تلاش می کردند جنگ ویتنام را جنگی تمدنی از نوع جنگ دنیای آزاد علیه دیکتاتوری کمونیستی جا بیندازند، مخالفان با شواهد مختلف سعی می‌کردند نشان دهند که کمونیسم برای ویتنامی‌ها راهی برای رهایی از استعمار بوده است و طبیعتاً جنگ ویتنام برای ویتنامی‌ها جنگی ضد استعماری و بیشتر ملی‌گرایانه است تا دارای سویه‌های ایدئولوژی کمونیستی. ۳. جنگ رمضان نیز پرسش مهمی را در ذهن بسیاری از دانشگاهیان و اندیشمندان ایرانی جرقه زده است: «چه اتفاقی افتاده است که تعداد قابل توجهی از ایرانی‌ها حامی تجاوز بیگانه به کشور خود هستند؟». روشن است که از منظرهای مختلفی می‌توان به این پرسش مهم پرداخت، اما یکی از منظرهایی که در این میان نباید از آن غفلت کرد نگاه آموزشی و تعلیم و تربیت است. 👈 مشروح در: https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27584/ @ihcssir
🔹 درآمدی بر بازتولید ناآگاهانه سلطه: صورت‌بندی یک مفهوم در شرایط دفاع مشروع دکتر فاطمه براتلو دانشیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی 🔹ایران طی چند دهه‌ی گذشته همواره در موقعیت دفاع در برابر نظام سلطه جهانی قرار داشته و در منازعاتِ پیش‌آمده آغازگرِ جنگی نبوده است. به نظر می‌رسد این گزاره می‌تواند نقطه‌ی عزیمت بیشترِ تحلیل‌ها باشد. اما پرسشی که در این نوشتار دنبال می‌شود این است: نظام سلطه چگونه در زبان، رسانه و در زیست‌روزمره‌ی کنشگران بازتولید می‌شود؟ در پاسخ، تلاش شده تا مفهوم «بازتولید ناآگاهانه سلطه» به عنوان ابزاری برای نقد امپریالیسم جهانی صورت‌بندی شود. اما پیش از آن، باید روشن کرد که بازتولید سلطه تنها به وجه ناآگاهانه محدود نمی‌شود. می‌توان سه گونه بازتولید را از هم متمایز کرد: بازتولید آگاهانه با قصد مقاومت که در آن کنشگر عامدانه در پی افشای سلطه و مقابله با آن است؛ بازتولید آگاهانه با قصد همکاری و جلب منفعت که در آن کنشگر از جایگاه خود آگاه است و درخدمت سلطه عمل می‌کند؛ و بازتولید ناآگاهانه سلطه صرفاً به دلیل زیستن در فضا و مکانی که گفتمان سلطه بر آن حاکم است. تأکید نوشتار حاضر بر وجه سوم (ناآگاهانه) است. دلیل این تأکید، نه نادیده گرفتن دو وجه دیگر، بلکه تشخیص خلأیی نظری است. 🔹۱. تمایز انواع مسئولیت و برساخت یک مفهوم پیش از هر چیز باید انواع مسئولیت را از یکدیگر بازشناخت. افزون بر مسئولیت قانونی (که نیازمند علیت مستقیم و تقصیر قابل اثبات است)، با دو نوع مسئولیت اخلاقی فردی و .... 👈 مشروح در: https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27589 @ihcssir