🍀 ولادت امام رضا علیه السلام، امام هشتم شیعیان گرامی باد
اللّهُمَّ صَلِّ عَلى عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضا الْمُرْتَضَى
الاِمامِ التَّقِیِّ النَّقِیِّ
وَ حُجَّتِکَ عَلى مَنْ فَوْقَ الاَرْضِ
وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرى
الصِّدّیقِ الشَّهید
صَلاةً کَثیرَةً تامَّةً زاکِیَةً
مُتَواصِلَةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَةً
کَاَفْضَلِ ما صَلَّیْتَ عَلى اَحَدٍ مِنْ اَوْلِیائِکَ
@ihcssir
.🔹شمشمیر دو لبه تفکر نقادانه
دکتر روحالله کریمی
دانشیار گروه مطالعات فکرپروری برای کودکان و نوجوانان در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
#صدای_علوم_انسانی
🔹۱. جنگ ویتنام یکی از طولانیترین جنگهای قرن بیستم بود و حدود بیست سال به طول انجامید (۱۹۵۵- ۱۹۷۵). هنوز جنگ ویتنام در جریان بود که بسیاری از روشنفکران آمریکایی مخالفت با آن را شروع کردند. در دهه ۶۰ و ۷۰ جنبشهای مدنی مخالف جنگ در جامعه و به ویژه اعتراضات دانشجویی در دانشگاههای آمریکا به راه افتاد. این جنگ که هر چه از آن میگذشت بیشتر به عنوان یک رسوایی انسانی، اقتصادی، نظامی، اخلاقی و سیاسی در نظر مردم آمریکا تثبیت میشد، پرسشهای مهمی را در فضای عمومی و دانشگاهی آمریکا طرح کرد. یکی از مهمترین این پرسشها این بود که چه بستری در فرهنگ عمومی و پیش از آن در آموزش عمومی فراهم شده است که آمریکاییان را به شروع چنین جنگ مفتضحانهای متقاعد کرده است؟ پاسخی که اندیشمندان آمریکایی به این پرسش دادند مسیری را هموار کرد که به جنبش بزرگ تفکر نقادانه در آمریکا و بعدها در جهان منجر شد. برای اروپاییها این پرسش البته پیشتر بعد از جنگ جهانی دوم تا حد زیادی مطرح شده بود، اما آمریکاییها هنوز مواجهه وجودی جدی با آن پیدا نکرده بودند. در همین زمان، یکی از جنبشهای مشهور دانشگاهی، جنبشی به نام «تیچاین» بود که با هدف آگاهیبخشی رویدادهای بزرگی را با حضور هزاران نفر در صحن دانشگاهها برگزار میکرد تا در ضمن سخنرانیها و مباحثههای گروهی، مخالفان و موافقان جنگ فرصت ارائه استدلالهای خود را داشته باشند. این جنبش نیز به نوبه خود اهمیت توجه به گفتوگو و تفکر نقادانه برای شناسایی استدلالهای خوب از بد را بیش از پیش عیان کرد. جنبش فلسفه برای کودکان (فبک) هم در همین دوران متولد شد چرا که متیو لیپمن از کیفیت استدلالهای شهروندان آمریکایی در دفاع یا مخالفت با جنگ دلسرد شده بود و به این نتیجه رسید که آموزش مهارتهای استدلالورزی و آموزش منطق و تفکر نقادانه باید پیش از دانشگاه آغاز شود.
🔹۲. در حالی که رسانههای طرفدار جنگ در آمریکا تلاش می کردند جنگ ویتنام را جنگی تمدنی از نوع جنگ دنیای آزاد علیه دیکتاتوری کمونیستی جا بیندازند، مخالفان با شواهد مختلف سعی میکردند نشان دهند که کمونیسم برای ویتنامیها راهی برای رهایی از استعمار بوده است و طبیعتاً جنگ ویتنام برای ویتنامیها جنگی ضد استعماری و بیشتر ملیگرایانه است تا دارای سویههای ایدئولوژی کمونیستی.
۳. جنگ رمضان نیز پرسش مهمی را در ذهن بسیاری از دانشگاهیان و اندیشمندان ایرانی جرقه زده است: «چه اتفاقی افتاده است که تعداد قابل توجهی از ایرانیها حامی تجاوز بیگانه به کشور خود هستند؟». روشن است که از منظرهای مختلفی میتوان به این پرسش مهم پرداخت، اما یکی از منظرهایی که در این میان نباید از آن غفلت کرد نگاه آموزشی و تعلیم و تربیت است.
👈 مشروح در:
https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27584/
@ihcssir
🔹 درآمدی بر بازتولید ناآگاهانه سلطه: صورتبندی یک مفهوم در شرایط دفاع مشروع
دکتر فاطمه براتلو
دانشیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
#صدای_علوم_انسانی
🔹ایران طی چند دههی گذشته همواره در موقعیت دفاع در برابر نظام سلطه جهانی قرار داشته و در منازعاتِ پیشآمده آغازگرِ جنگی نبوده است. به نظر میرسد این گزاره میتواند نقطهی عزیمت بیشترِ تحلیلها باشد. اما پرسشی که در این نوشتار دنبال میشود این است: نظام سلطه چگونه در زبان، رسانه و در زیستروزمرهی کنشگران بازتولید میشود؟ در پاسخ، تلاش شده تا مفهوم «بازتولید ناآگاهانه سلطه» به عنوان ابزاری برای نقد امپریالیسم جهانی صورتبندی شود. اما پیش از آن، باید روشن کرد که بازتولید سلطه تنها به وجه ناآگاهانه محدود نمیشود. میتوان سه گونه بازتولید را از هم متمایز کرد: بازتولید آگاهانه با قصد مقاومت که در آن کنشگر عامدانه در پی افشای سلطه و مقابله با آن است؛ بازتولید آگاهانه با قصد همکاری و جلب منفعت که در آن کنشگر از جایگاه خود آگاه است و درخدمت سلطه عمل میکند؛ و بازتولید ناآگاهانه سلطه صرفاً به دلیل زیستن در فضا و مکانی که گفتمان سلطه بر آن حاکم است. تأکید نوشتار حاضر بر وجه سوم (ناآگاهانه) است. دلیل این تأکید، نه نادیده گرفتن دو وجه دیگر، بلکه تشخیص خلأیی نظری است.
🔹۱. تمایز انواع مسئولیت و برساخت یک مفهوم
پیش از هر چیز باید انواع مسئولیت را از یکدیگر بازشناخت. افزون بر مسئولیت قانونی (که نیازمند علیت مستقیم و تقصیر قابل اثبات است)، با دو نوع مسئولیت اخلاقی فردی و ....
👈 مشروح در:
https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27589
@ihcssir
🔹دکتر موسی نجفی، رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با حضور در برنامه «جریان» شبکه یک سیما به موضوع «رهبری ولی فقیه و اعتلای هویت و تمدن ایرانی» پرداخت.
دکتر نجفی در مورد آغاز فصل نوین انقلاب اسلامی گفت: نوین بودن انقلاب اسلامی از همان اول جمهوری اسلامی آغاز شده است. رهبر شهیدمان از «ما» به عنوان «ایران مقتدر و مستقل» یاد کردند و به دو واژه «قدرت و استقلال» تأکید داشتند.
🔹رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در مورد استقلال کشورهای منطقه عنوان کرد: برخلاف تمدن ایران، خیلی از کشورهای منطقه غرب آسیا بعد از فروپاشی عثمانیها مستقل شدند و «ملت» نیستند و چند قوم هستند که در کنار هم قرار گرفتهاند. برخی هم که استقلال دارند، استقلال سیاسی و فکری ندارند. برخی هم که استقلال ظاهری دارند، در چنبره رهبران سیاسی ضعیفی گرفتارند که نمیتوانند قدرتی از خود نشان دهند.
ویدئو: https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27595
@ihcssir
🔹پخش مستند «سربازان ابدی» با مشارکت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی درباره سرداران ایرانی از شبکه دوم سیما
https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27597/
#سربازان_ابدی
#مستند #تاریخ
@ihcssir
🔹 الهیات سیاسی شیعه: الهیات مقاومت و ماندگاری
دکتر طیبه محمدی کیا
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
🔹 رویداد عظیم و کمسابقهای که از نهمین روز اسفندماه سال 1404 هجری شمسی با شهادت رهبر جمهوری اسلامی ایران، آیتالله سید علی خامنهای (ره)، آغاز گردید و در طول چهل روزِ خونین به اوج تراژدی ژئوپولیتیک معاصر بدل شد، در قالبهای تحلیلی مرسوم علوم سیاسی و روابط بینالملل بهتنهایی قابل فهم و تبیین نیست. آنچه این مواجهه را از سایر منازعات نظامی تاریخ معاصر متمایز میسازدتنهاوتنها توازن یا عدمتوازن قوای نظامی نیست بلکه صدای سنگین معناشناختیای است که در این هیاهو به گوش می رسد و الهیات سیاسی شیعی از طریق ذخایر غنی خود در آن افکنده است. این نوشتار میکوشد با نگاهی میانرشتهای، در تقاطع الهیات سیاسی و مطالعات سیاسی-امنیتی فهمی چند سطحی از منطق درونی مقاومت ایرانی در برابر ائتلاف آمریکا-رژیم صهیونیستی به دست دهد. نکته این جا است که این رخداد پیچیده بدون درک چارچوب الهیات سیاسی بهناچار به سطح تحلیلهای صرفاً نظامی و ژئواستراتژیک تقلیل مییابد. پرسش این نوشتار آن است که آیا مقاومت ایرانی در این مواجهه، صرفاً پاسخی عملیاتی به یک تهدید نظامی است، یا فراتر از آن، محصول یک منطق الهیاتی ژرف است که در متن سنت شیعی ریشه دارد؟ در پاسخ نویسنده می کوشد منطق کنش مقاومت پایه ایرانیان را در دل الهیات سیاسی شیعه بازیابد. جهت انجام این مهم نخست به چیستی الهیات سیاسی می پردازیم.
👈 مشروح در:
https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27599
@ihcssir