🔹از دربند پارس تا تنگه هرمز
دلاوری و دریا دلی پارسیان، کهن آیینی هماره پا برجا
✍سلسله یادداشتهای دکتر سیدمحمدرحیم ربانیزاده، رئیس پژوهشکده تاریخ در موضوع ابعاد تهاجم آمریکایی - صهیونیستی به ایران| قسمت چهارم
#صدای_علوم_انسانی
پس از حمله اسکندر مقدونی به ایران و پیشروی و تصرف بخشهای عمده ایران توسط سپاه اسکندر در تنگ کتاب یا دربند پارس، آریوبرزن یکی از سرداران معروف ایران مقاومت جانانه ای با بستن تنگه مقابل سردار مقدونی انجام داد.
بنا به گفته کالیستنس مورخ یونانی همراه اسکندر، این بزرگترین مقاومت ایرانی ها بعد از نبرد گوگمل مقابل سپاه دشمن بود. بنا به گفته همین مورخ اگر در نبردهای گذشته اینگونه مقابل اسکندر میجنگیدند بعید بود اسکندر موفق به تصرف ایران شود.
تلاش اسکندر برای تسلط بر تنگه با راهنمایی و خیانت برخی وطن فروشان به نتیجه رسید و اما تلاشش برای تسلیم آریوبرزن با وعده و وعید به نتیجه نرسید و این سردار رشید ایرانی تا آخرین نفس مقابل تهاجم دشمن خارجی مقاومت کرد تا نهایتا جانش را در راه وطن از دست داد.
سردار تنگسیری با حضور چشمگیر در جنگ تحمیلی هشت ساله رشادت های فراوانی از خود نشان داد و با توجه به محل تولدش و آشنایی ایشان با دریا معمولا در عملیات های آبی خاکی نقش پر رنگی داشت.
بعد از جنگ تحمیلی با حضور و مسئولیت پذیری در نیروی دریایی سپاه از فرماندهی منطقه یکم نیروی دریایی سپاه و تا جانشین فرماندهی و نهایتا فرمانده نیروی دریایی سپاه را بر عهده گرفت. جسارت و شهامت این سردار رشید با برگزاری مانور های دریایی در خلیج فارس و مقاومتش در برابر یاوه گویی های آمریکا باعث گردید تا نام ایشان در فهرست تحریمی.های غرب قرار گیرد.
اما آنچه که باعث گردید تا نامش برای همیشه در تاریخ این سرزمین ماندگار و جاوید بماند بستن تنگه هرمز به تلافی تهاجم امریکا و رژیم صهیونیستی به سرزمین ایران جاویدان بود.
سردار تنگسیری متعلق به جمهوری اسلامی نبود متعلق به تمام اعصار این سرزمین پر افتخار است.
تنگسیری بر خلاف وطن فروشها دقیقا در قسمت درست تاریخ ایستاده بود و حقیقتا همانند سلف صالح اش رئیسعلی دلواری نامش تا ابد بر تارک بلند خلیج نیلگون همیشه فارس خواهد درخشید.
تولد تنگسیری در کرانه خلیج همیشه فارس اتفاقی و تصادفی نیست، تنها در خاکی که آریوبرزن و رئیس علی دلواری برخیزد، تنگسیری پا بر تاریخ می گذارد، چرا در کرانه های جنوبی دریای پارس چنین سروی نرسته هرگز؟!
ترس دشمن از تنگسیری نیست، ترس او از تکرار تنگسیریها است.
https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27558/
@ihcssir
🔷 التماس وارونه به سبک امریکایی
✍ دکتر موسی نجفی
استاد تمام علوم سیاسی|
رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
#صدای_علوم_انسانی
اصطلاح "التماس وارونه" به زمانی گفته می شود که کسی در حالی که در باطن نیازمند و ذلیل است و محتاج قبول درخواست از طرف مقابل است، این خواهش اضطراری را با قلدری و با ظاهر حق به جانب و از موضع تحکم بیان می کند.
ترامپ در حالی که محتاج توقف جنگ است خود راپیروز نشان داده و شکست خود را برای ایران فاکتور نموده و ایران را محتاج و مشتاق اولیه صلح معرفی می کند. باید مواظب بود در "روایت جنگ" این التماس وارونه درست فهمیده شود وگرنه طرف شکست خورده امریکایی یک روایت پیروزی برای خودش جعل می کند!
@ihcssir
🔷 گفتمانسازی رهبر شهید انقلاب در ترویج اندیشههای قرآنی با افق بلند مدّت
✍ فرشته معتمد لنگرودی
استادیار پژوهشکده مطالعات قرآنی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
#صدای_علوم_انسانی
🔹 رهبر شهید انقلاب به عنوان یکی از مفسران اجتماعی در عصر حاضر، دغدغهمند عملیاتی کردن قرآن در متن زندگی انسان کنونی را داشتهاند، لذا اولاً اهتمام ویژهای به موضوع جامعه و حکمرانی اسلامی داشتند و نیز خوانش ایشان از آیات قرآن و مباحث تفسیری متناسب با حکومت اسلامی با توجه به انقلاب اسلامی است به عنوان نمونه مباحث تفسیری ایشان که به دو دوره قابل تفکیک است:
🔹 دوره نخست، دوره قبل از انقلاب (1350-1351 شامل تفسیر سوره های مائده، انفال، برائت و بخشی از سوره یونس) دوره دیگر، دوره بعد از انقلاب است که شامل دوره ریاست جمهوری و دوره رهبری ایشان که شامل تفسیرهای ضمنی از بخشی از آیات قرآن است و شامل تفاسیر سورههای کامل قرآن مانند حشر، ممتحنه، صف، مجادله و ... است.
🔹 با تأمل در این تفاسیر میتوان دریافت که انتخاب این سورهها با دلایل خاص و با توجه به مقتضیات زمان آن دوره برای تفسیر گزینش شده است.
👈 مشروح در:
https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27559
@ihcssir
🔰از تهدید "نمایشی" فتحعلیشاه قاجار تا سیرک "اولتیماتومی " ترامپ
✍ دکتر موسی نجفی
استاد تمام علوم سیاسی|
رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
#صدای_علوم_انسانی
🔹مصاحبه ها و توئیت های جنجالی هر روز ترامپ و تهدید اخیر او مبنی بر "عصر حجر"! بردن ایران ، بی اختیار تکرار یک ماجرای شکست تاریخی در دوره قاجار است ؛ ماجرای نمایش مغرورانه و البته مضحک شاه قاجار قبل از امضای ترکمانچای را تداعی می کند . شباهت ماجرا با نمایش های از موضع قدرت ترامپ در این نکته نهفته است که قلدر ترسوی امریکایی در حالی که شکست خورده می خواهد غرور و هیمنه و توهم قدرتش را در ظاهر حفط کند و با آبرو ریزی کمتر فرار بر قرار ترجیح دهد .
اما اصل ماجرا:
گویند در جنگ دوم روس و ایران وقتی قشون روس به تبریز وارد شد و مصمم بود به سمت میانه حرکت کند، دولت ایران خود را در مقابل کار تمام شدهای دید و ناچار شد شرایط صلحی که دولت روس املا میکرد بپذیرد.
فتحعلی شاه برای اعلان ختم جنگ و تصمیم دولت در بستن پیمان آشتی، تدبیری اندیشید. قبلا به جمعی از خاصان دستوراتی راجع به اینکه در مقابل هر جملهای از فرمایشات شاه چه جوابهایی باید بدهند داده شده بود و همگی نقش خود را روان کرده بودند.
شاه بر تخت جلوس کرد و دولتیان سرفرود آوردند. شاه به مخاطب سلام، خطاب کرد و فرمود: اگر ما امر دهیم که ایلات جنوب با ایلات شمال همراهی کنند و یکمرتبه بر روس منحوس بتازند و دمار از روزگار این قوم بی ایمان برآورند چه پیش خواهد آمد؟ مخاطب سلام که در این کمدی نقش خود را خوب حفظ کرده بود تعظیم سجده مانندی کرد و گفت:«بدا به حال روس!! بدا به حال روس!!» شاه مجددا پرسید:«اگر فرمان قضا جریان شرف صدور یابد که قشون خراسان با قشون آذربایجان یکی شود و تواما بر این گروه بی دین حمله کنند چطور؟» جواب عرض کرد:«بدا به حال روس!! بدا به حال روس!!»
اعلیحضرت پرسش را تکرار کردند و فرمودند:«اگر توپچی های خمسه را هم به کمک توپچیهای مراغه بفرستیم و امر دهیم که با توپ های خود تمام دار و دیار این کفار را با خاک یکسان کنند چه خواهد شد؟» باز جواب: «بدا به حال روس!! بدا به حال روس!!» تکرار شد و خلاصه چندین فقره از این قماش اگرهای دیگر که تماما به جواب یکنواخت بدا به حال روس مکرر تایید میشد رد و بدل شد.
شاه تا این وقت روی تخت نشسته پشت خود را به دو عدد متکای مروارید دوز داده بود. در این موقع دریای غضب ملوکانه به جوش آمد و روی دوکنده زانو بلند شد شمشیر خود را که به کمر بسته بود به قدر یک وجبی از غلاف بیرون کشید و این دو شعر را که البته زاده افکار خودش بود به طور حماسه با صدای بلند خواند:
کشم شمشیر مینایی / که شیر از بیشه بگریزد
زنم بر فرق پسکوویچ / که دود از پطر برخیزد
اما با دو نفر که در یمین و یسارش رو به روی او ایستاده بودند خود را به پایه عرش سایه تخت قبله عالم رساندند و به خاک افتادند و گفتند:«قربان مکش، مکش که عالم زیر و رو خواهد شد.» شاه پس از لمحهای سکوت گفت:«حالا که اینطور صلاح میدانید ما هم دستور میدهیم با این قوم بی دین کار به مسالمت ختم کنند.»
شرح زندگانی من-عبدالله مستوفی صص 33و 34
@ihcssir
🔷 تداوم ساختاری و بازتولید تمدنی در پهنه ایرانزمین / طرح «بازگشت به عصر حجر» حکایت از فقدان فهم دقیق از مکانیسمهای بقای تمدنی ملتها دارد
✍ دکتر الهام ملکزاده
مدیر ترویج دستاوردهای پژوهشی علوم انسانی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
#صدای_علوم_انسانی
🔹 استمرار تمدنی ایران در مطالعات تاریخنگاری معاصر نه به مثابه یک توالی تقویمی ساده، بلکه در قالب یک «منظومهی ساختارمند» تحلیل میشود که توانسته است از خلال گسستهای حاد تاریخی، هستهی سخت هویت خود را بازسازی کند.
🔹 این پویایی در وهلهی نخست، ریشه در «اصالت سرزمینی» و تشخص یافتنِ ایده «ایرانشهر» دارد؛ مفهومی که گراردو نیولی آن را فراتر از مرزبندیهای قومی، به مثابه یک آرمان سیاسی-قلمروی واحد تبیین میکند.
🔹 این ثباتِ انگارهای چنان بود که حتی با زوال دیوانسالاری ساسانی، جغرافیای فلات ایران به عنوان یک «واحد اداری و فرهنگی» در ذهنیت حکمرانان بعدی تثبیت شد، به گونهای که آرتور کریستنسن، تداوم نظامات مالیاتی و اداری کهن در سدههای نخستین اسلامی را گواهی بر تفوقِ سیستمیکِ نظم ایرانی بر ارادهی فاتحان میداند.
🔹شاهرخ مسکوب در این باره معتقد است که ایران تمدنی است که هویت خویش را در «زبان» و «روایت» بازسازی کرده و از این طریق بر زمان پیروز شده است. عبدالحسین زرینکوب نیز با واکاوی این همآمیزی، تصریح میکند که ایرانیان با پذیرش اسلام، روح تمدنی خویش را در کالبد یک رسالت جهانی دمیدند و با در اختیار گرفتن سیستم دیوانسالاری و علمی، عملاً ساختار امپراتوری اسلامی را بر بنیاد نخبگی ایرانی استوار کردند.
🔹مرتضی مطهری نیز در تحلیل این تعامل، حضور نوابغ ایرانی در حوزههای علمی و فلسفی را نه یک اجبار، بلکه میلِ درونی تمدنی میداند که همواره مستعدِ نوزایی است.
🔹تجمیع این حقایق تاریخی نشان میدهد که در *چنین منظومهی تمدنی کهنی، چه در گذشته و چه در دوران معاصر، نه تنها باید منتظر بازتولیدِ توانمندیهای نهادینه شده در ساختار فرهنگی این سرزمین بود بلکه اساساً طرح ادعاهای نابخردانهای چون «بازگشت به عصر حجر»، بیش از آنکه یک واقعیت سیاسی باشد، حکایت از خلأ عمیق دانش و فقدان فهم دقیق از مکانیسمهای بقای تمدنی ملتها دارد. *
🔹تمدنی که با تکیه بر میراث اساطیری، خردِ دیوانی و پیوند با سنت ستبر اسلامی از میان بحرانهای سهمگین تاریخی قد برافراشته، نه یک واحدِ میرا، بلکه ارگانیسمی زنده است که ظرفیتهای نهفتهاش فراتر از تلاطمهای مقطعی، در متنِ ساختارِ فرهنگیاش حک شده است.
👈 مشروح در:
https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27560
@ihcssir
در ستایش مادرانگی
🔹مادران شهید و آفرینش قدرت برای وطن
دکتر فاطمه طاهرخانی
استادیار علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
#صدای_علوم_انسانی
🔹 در میان انبوه خبرهای مرتبط با جنگ رمضان، ویدیویی کوتاه را دیدم که در آن بانویی پرچم ایران را به دست گرفته و چشم انتظار رسیدن تابوتهای فرزندان شهیدش است. همزمانی اندوه چشمان و تبسم لبان، تلاقی صلابت و وقار، سادگی گفتار و عمق معنای کلمات آن بانو، ذهنم را رها نمیکند. کلمات و جملات بیپیرایه اش که بدون لکنت بیان میشد، آرایههای ادبی نداشت اما بهلحاظ دستوری منسجم بود که نشان میداد از عمق جانش برآمدهاند.
بهنظرم آن گفتوگوی کوتاه، بیانیهای غنی از معارف و آموزههای شیعی و ایرانی است و آن مادر، آنها را زیسته است.
🔹 به این میاندیشم که چگونه در این زمانه، چنین پدیدهای امکان ظهور مییابد؟ در زمانهای که مخوفترین افعال انسانی چون نسلکشی ملتی بیقدرت، بردگی جنسی اطفال و جنگهای غیرقانونی ابرقدرت دنیا به امور روزمره و طبیعی بدل شدهاند، چگونه بستر لطیف "مادرانگی" میتواند زمینهساز الوهی شدن دوباره انسان شود؟ و نیز چگونه "مادر" میتواند سیر انفسی به کربلا و شبیه شدن به حضرت زینب سلامالله را میسر سازد؟
👈 مشروح:
https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27561
@ihcssir
🔷 زبان در خاکستر جنگ؛ از تنگنا تا وسعت، روایتی قرآنی از عسر تا یسر
دکتر مریم هاشمی
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
#صدای_علوم_انسانی
🔹در دلِ جنگ، آنگاه که جهان در تنگنای درد و ویرانی فشرده میشود، زبان نیز به همان سرنوشت دچار میگردد. واژهها دیگر روان و روشن نیستند؛ گویی در میان خاکسترها مدفون شدهاند. سخن گفتن دشوار میشود و معنا، زیر بار رنج، خم میگردد. این همان «عسر» است؛ تنگنایی که نهتنها جسمها، بلکه روح و زبان را نیز در بر میگیرد.
🔹در چنین وضعی، انسان در جستوجوی گشایشی است که فراتر از توان خویش باشد. اینجاست که نگاه قرآنی، افقی دیگر میگشاید. در سوره شرح (الم نشرح لک صدرک)، وعدهای آرام اما استوار طنین میاندازد: با هر سختی، آسانیای همراه است. این وعده، نه نفی رنج، بلکه معنا بخشیدن به آن است.
🔹زبان، هرچند در آتش جنگ، زخمی و خاموش شده باشد، در پرتو همین معنا، دوباره راهی برای گفتن مییابد. گویی در دل خاکستر، نفَسی تازه شکل میگیرد. واژهها آرامآرام از زیر آوار برمیخیزند؛ نه مانند گذشته، بلکه عمیقتر، سنجیدهتر و آمیخته با تجربهٔ رنج. این، همان گذر از «تنگنا» به «وسعت» است؛ از فشردگیِ درد به گشایشِ معنا.
🔹در این مسیر، زبان تنها ابزار بیان نیست، بلکه نشانهای از تحول درونی انسان است. وقتی دل گشوده میشود، واژهها نیز وسعت مییابند. آنچه پیشتر ناگفتنی بود، اکنون در قالبی تازه بیان میشود. سکوت، جای خود را به کلامی میدهد که از رنج عبور کرده و به درکی ژرفتر رسیده است.
👈 مشروح:
https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27562/
@ihcssir
تنگه هرمز همان صدی که نود را پیش خواهد آورد
دکتر لیلاسادات زعفرانچی
رئيس پژوهشکده اقتصاد
پژوهشگاه علوم انسانی ومطالعات فرهنگی
#صدای_علوم_انسانی
🔹80 درصد از کلِّ حجم کالاهای معامله شده در سراسر جهان از طریق دریا انجام میشود . تنگه هرمز یکی از مهمترین گلوگاههای(کریدورهای) دریایی است که تا پیش از جنگ تحمیلی علیه کشور ایران توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی، حدود یک چهارم تجارت نفت و حجم قابل توجهی از تجارت گاز طبیعی مایع و کود مصنوعی از آن عبور میکرد( در سال ۲۰۲۴، کل نفت حمل شده از طریق تنگه هرمز ۲۰ میلیون بشکه در روز یا معادل ۲۵ درصد از تجارت جهانی نفت از طریق دریا بود. نفت خام و میعانات گازی ۱۴ میلیون بشکه در روز و فرآوردههای نفتی ۶ میلیون بشکه در روز را تشکیل میدادند). این تنگه تنها خروجی دریایی ِ پنج کشور، از ده تولیدکننده برتر نفت جهان (عربستان سعودی، عراق، امارات متحده عربی، کویت و ایران) است. سازمان بینالمللی انرژی (IEA) ، وقوع جنگ تحمیلی علیه کشور ایران(اسفند 1404) را موجب«بزرگترین اختلال عرضه در تاریخ بازار جهانی نفت» با کاهش 97 درصدی عبور کشتیهای تجاری و کاهش 20 درصدی تجارت نفتی(در مقایسه، شوکهای نفتی دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۹۰ حدود ۴–۶٪ کاهش عرضه ایجاد کرده بودند) عنوان کرده است.
🔸با تشدید تنشها، تنگه به چیزی بیش از یک گلوگاه انرژی تبدیل شد. آبراهی که اقتصاد را با سیاست گره زد و آینده بازیگران جهانی را تحت تاثیر قرار داد. امروز(18 فروردین 1405)، قیمت آتی نفت برنت با ۵۷ سنت معادل ۰.۵ درصد افزایش، به.....
👈 مشروح:
https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27563
@ihcssir
🔷 *ظرفیتهای فرهنگی ژئوتمدن دریایی خلیج فارس: در دورههای تاریخی تا جنگ رمضان*
✍ زهره عطایی آشتیانی
معاون کاربردیسازی علوم انسانی و فرهنگی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
#صدای_علوم_انسانی
🔹 تجربه تاریخی خلیج فارس در تمدن باستانی ایران را میتوان در قالب نظریهای تمدنی که «دریا» برایش فقط یک مرز نیست، بلکه یک بسترِ قدرت و گسترش فرهنگی است تحلیل نمود.
🔹 بر اساس نظریه یا «ژئوتمدن دریایی»، فضاهای آبی بهویژه خلیج فارس، نهفقط عرصهای برای رقابت ژئوپلیتیکی، بلکه بستر آفرینش و گسترش تمدن بودهاند. این تجربه تاریخی، میتواند الگویی برای بازاندیشی نقش خلیج فارس در نظم منطقهای معاصر نیز فراهم کند.
🔹 در مطالعات راهبردی و تمدنی، پیوند میان حافظه تاریخی یک ملت و جایگاه ژئوپلیتیکی کنونی آن، یکی از محورهای کلیدی تحلیل قدرت نرم و شکلدهی به نظم تمدنی منطقهای است.
🔹 اغلب الگوهای برنامهریزی کلان در منطقهی خلیج فارس، بهویژه از سوی بازیگران غربی یا دولتهای حاشیه جنوبی، بر پایه نگاه تکبعدی به منابع انرژی، ترانزیت، یا رقابت نظامی تعریف شدهاند. ضمن آنکه اشتباهات فاحش در پیش بینی عوارض ناشی از حمله نظامی به ایران و بستن تنگه هرمز، تاکنون ناشی از همین رویکرد بوده است، این در حالی است که *حافظه تمدنی ایران در این منطقه، لایهای غنی و فعال از دیپلماسی فرهنگی،* شبکههای تجاری فراملی، و تولید معنا را شکل داده که در تحلیلهای مدرن مغفول مانده است.
🔹برای بازاندیشی در الگوهای حکمرانی، سرمایهگذاری، دیپلماسی و طراحی فرهنگی در منطقه، باید پرسید: *آیا میتوان از تجربههای تاریخی مانند ساختار بندری سیراف، نقش هرمز در تعاملات آسیایی، یا گسترش فرهنگ و هنر و تمدن ایرانی به عنوان مبنای طراحی سیاستهای ژئوپلیتیک امروز استفاده کرد؟*
🔹در پاسخ به این پرسش، رویکرد تطبیقی تمدنی–راهبردی ابزاری تحلیلی فراهم میسازد که گذشته را نه بهعنوان دادهای مرده، بلکه بهعنوان موتور الهام و هویتساز برای سیاستگذاری زنده احیا میکند. به نظر می رسد این مهم اساس ترین رویکرد برای مراکز پژوهشی خصوصا علوم انسانی باشد.
👈 مشروح در:
https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27564
@ihcssir
دکتر موسی نجفی در برنامه جریان شبکه یک سیما تشریح کرد:
🔹پیروزی فرهنگ بر تفنگ/ شهادت رهبر انقلاب و اعتلای فرهنگ سیاسی
دکتر موسی نجفی، رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با حضور در برنامه تلویزیونی جریان با موضوع "شهادت رهبر انقلاب و اعتلای فرهنگ سیاسی" اظهار داشت: شهادت رهبر مقاومت؛ جرقهای بر انبار باروت ایمان و پایان عصر استعمار است.
🔹رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با تأیید این موضوع، به اهمیت جنگ روایتها در دل جنگ ترکیبی کنونی پرداخت و گفت: امروز ابعاد نظامی و سیاسی تنها بخشی از ماجراست و ما باید بتوانیم در جنگ روایتها، گفتمان خود را زودتر از دشمن به کرسی بنشانیم و چشمانداز آینده را ترسیم کنیم. معتقدم پس از شهادت حضرت آقا، همه چیز چند قدم به پیش آمده است و تمام ارکان جامعه، از مردم تا مسئولان و نیروهای مسلح، حرکتی رو به جلو داشتهاند.
وی سپس وجه غالب شخصیت قائد شهید را فرهنگی دانست و توضیح داد: در انسانهای ذو ابعاد معمولاً یک بُعد غلبه دارد. در ایشان، فرهنگ بر اقتصاد، سیاست و امور نظامی اشراف داشت. ریشه بحثهایی مانند اقتصاد مقاومتی و خودکفایی نظامی نیز در همین فرهنگسازی است و تنها یک شخصیت فرهنگی میتواند چنین فرهنگی را در اقتصاد و نظامیگری خلق کند. روح پیامهای چهلم شهادت ایشان نیز متمرکز بر همین گفتمانسازی توسط تودههای مردم است.
مشاهده کامل ویدئو:
https://telewebion.ir/episode/0x16be04de
@ihcssir
سالروز شهادت امام جعفر صادق علیهالسلام، امام ششم شیعیان جهان را تسليت و تعزیت عرض میکنیم.
@ihcssir
🔹 ایرانی کیست؟ و انیرانی کیست؟
✍️ سلسله یادداشتهای دکتر حمیدرضا دالوند، عضو هیئت علمی پژوهشکده زبانشناسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در موضوع ابعاد تهاجم آمریکایی - صهیونیستی به ایران| قسمت سوم.
#صدای_علوم_انسانی
🔹جنگ بیگمان شومترین واژه همه فرهنگها است، سراسر رنج و درد است، اما همین دردها و رنجها و زخمهای کاری آدمی را به اندیشه وا داشته است و همیشه از خاکستر جنگ پرسشهای بزرگ زاده شده و گاه به زایش فلسفههای بزرگ انجامیده است.
🔹یکی از تلخیهای جنگ که در حال و هوای این روزهای جامعه ما نیز چهره زشت آن در گوشه و کنار رخ مینمایاند، موضوع خیانت به وطن است. مسئلهای که برآمده از پرسش هویتساز بزرگتری است و آن این که ایرانی کیست و انیرانی یا غیر / ضد ایرانی و بیگانه کدام است؟
در جامعه امروز ما، یکی ایرانی بودن را در جانسپاری برای ایران جان در برابر متجاوز و حضور در میدان تعریف میکند، و اندکی هم در همدستی دشمن، و سعادت ایران را در براندازی حکومت مستقر و گشودن در به روی متجاوز میبیند. بیگمان آدمی تا به اندیشه قانع نشود، نه دفاع میکند و نه خیانت.
پاسخ به این پرسش پردامنه دشوار و بحث انگیز است. بنابراین تنها به بازخوانی یکی از کهنترین پاسخهای فرهنگ و سنت ایرانی به این پرسش، بسنده میکنم. آن هم نه در فرهنگ ایرانی اسلامی بلکه بر اساس سنت زردشتی.
🔹دینکرد سرآغاز ادبیات پهلوی موجود و بزرگترین متن ادبیات دوره میانه است که به دست فقیهی فلسفیمشرب بهنام «آذر فرنبغ فرخزادان» در اواخر سده دوم و اوایل سده سوم هجری بنیاد نهاده شد. او همنشین و همدم مأمون بود و به احتمال مؤبدی باشد که بنابر کتاب عیون اخبار رضا در مناظره امام رضا(ع) در مرو شرکت داشت. در کتاب پنجم دینکرد، رسالهای آمده که پاسخهای آذر فرنبغ به پرسشهای دینی زردشتیان مقیم بیت المقدس است، و در دو جای آن هم معیارهای ایرانی بودن و علت برگزیدگی ایرانیان ، بهاحتمال تحت تأثیر مفهوم قوم برگزیده یهود، و هم انیرانی بودن را برای آنها شرح کرده است.
🔹بنابر بند ۱ فصل ۴ کتاب پنجم دینکرد زمان تقسیم نژادها بهترین و بیشترین صفات نیک بشری در فرواک پسر سیامک متجلی شد ، این صفات ادامه یافت تا به ایرج رسید که پدر ایرانیان است، بنابر این متن، صفات یاد شده عبارتند از: خوب خردی، نیک خویی و خوش خیمی، نیک مهری یا وفای به عهد و پیمان، نیکسپاسی و سپاسگزاری ، آزرم و شرم نیک، امیدواری، رادی و بخشندگی، راستی، آزادگی، دوست داشتن خوبیها و نیکیها و دیگر هنرها و فضیلتهای خوب.
به سخن دیگر، انسان ایرانی نه فقط بر اساس خون و نژاد که به واسطه آراسته شدن به فضیلتهای والای انسانی تعریف و توصیف میشود. اگر انسان ایرانی مجمع خوبیهای انسانی شد، ایرانی است. بنابر این عکس آن هم صادق است.
🔹باز در کتاب پنجم دینکرد، فصل نهم، برای نیک نامی یا خسروی در دنیا و رستگاری یا بختن در آخرت، فهرستی از گناهان گران یا کبائر را آورده که باید پرهیز شوند. نخستین گناه دشمنی با خداست و دومین گناه بزرگ، انیری یا ان - ایرانی بودن، بیگانه و ضد ایرانی شدن است. در این متن انیرانی نه فقط بیگانه غیرایرانی است که برای ایرانیان دشمن و مخالف خداوندگار و حاکم و دهبد و سالار ایرانی بهکار رفته است.
این پیام فرهنگ ایران باستان است که هر ایرانی که دربرابر حاکمیت مستقر و مشروع ایرانی بماند، کبیره انیری مرتکب شده است و نه در این دنیا نیک نام است و نه در آخرت رستگار.
🔹در اینجا قصد نفی حق نقد که حق مردم است، در میان نیست، موضوع دفاع از کیان ایرانی در برابر دشمن است. در مواقع حساس کنونی، نیکنامی ایرانیان در پرهیز از کبیره لغزش به پرتگاه انیری است. قدرت سیاسی ممکن است سزاوار نقد باشد، اما این نقد مجوز انیری ما نیست.
🔹سخن آخر اینکه در این روزها نمونههای حیرتانگیزی در دفاع از مقاومت مردم ایران در سراسر گیتی به چشم میخورد، نوازندگان اسپانیایی، شاعران عرب، ورزشکاران آمریکای لاتین، مردم هند، کودکان تاجیک و دختران کشمیر سنگتمام گذاشتهاند، اینها دیگر نیروهای نیابتی ایران یا جبهه مقاومت برساخته نظام جمهوری اسلامی نیست، چنانکه بیگانه میگفت، بلکه زنده بودن همان انسان مجمع خوبیها در جهان معاصر ماست، همان انسانی که در سنت کهن ما بهعنوان انسان ایرانی و دلیل گزیدگی ایرانیان معرفی شده است.
این گفتیم تا از خود بپرسم بهراستی من ایرانیم یا انیرانی؟! بیگمان این یکی از پرسشهای بنیادین است که جنگ پیشروی علوم انسانی ما نهاده است.
👈 مشروح در:
https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27569
@ihcssir