eitaa logo
دانلود
‌‌ اما دلم میخواست زندگی بیش از یك اتاق تاریک و سرد ، قهوه ِ تلخ و چشمانی اشکبار باشد .
من فکر میکردم میتونم، چون دوسش دارم میتونم به دستش بیارم ولی میدونی الان که فکر میکنم باید قبول کنم سرنوشت یه چیز دیگه رقم زده
امروز و اینقدر گریه کردم که چشمام مثل چی دارن درد میکنن
زورم به بقیه نرسید خودمو نابود کردم.
موندم الان چجوری این همه درد رو برای چت‌جی‌پی‌تی تعریف کنم.