eitaa logo
دانلود
هروقت اتفاق بدی میفتهه هی پشت سر هم اتفاقای بد اتفاق میفتن بخدا دیگه جون ندارم ادامه بدم اینقدر خستم، با خودم میجنگم با خانوادم میجنگم با همه باید بجنگم گفتیم همه اذیت میکنن خدا که اینکارو نمیکنهه والا الان نمیدونم دارم تاوان چیو پس بدم هر اتفاقی افتاد گفتیم اشکال نداره چه بلاهایی سرم اوردی گفتم اشکال نداره حتما حکمتی داره، ولی نه اینقدر دیگهه مگه یکی با بندش اینکارارو میکنه؟ به جون خودت دیگه از گریه کردن خسته شدم تا کی این حالو باید تحمل کنم یه روزم بدون اتفاق بد بگذره چی میشه مگه؟ چیزی از دنیا کم میشه؟
همه ی این اتفاقا به کنار با حال بد گربم چه کنم؟
همه ی این اتفاقا افتاد اشکم و درنیوردن موکا تا یه چیزیش بشه صبح تا شبش میشینم کنارش فقط اشک میریزم
اگه یه روز نبودم، با دیدن غروب افتاب، ستاره، سر سبزی طبیعت، جورابای بامزه، غذا ، هوای سرد، پیاده روی،‌ آهنگ های روسی، لباس های تیره،‌‌و صدای پیانو؛ یاد من بیوفت.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از تقدیمی⋆
با لبخندی که نمیدانم با چه احساسی همراه بود همیشه مرا ستاره صدا میزد و حالا میدانم که چرا .. "شعله‌ور ام همانند ستاره ای که دیگران تنها محو درخشش هستند اما کسی از دردی که به هنگامِ نورانی شدن میکشد نمیداند ." مهتاب شب که جامش از اختر لبالب است گر هر ستاره ماه شود باز شب ، شب است مهدی اخوان ثالث For:https://eitaa.com/iistar From:درماندگی آموخته شده
آن‌قدر احساس تنهایی وحشتناکی می‌کردم که به فکر خودکشی افتادم. چیزی که جلوی این کار را گرفت این فکر بود که هیچ‌کس از مرگم ناراحت نمی‌شود و موقع مرگم بیشتر از زمان زنده بودنم تنها هستم.