جوجک توی چنلش از شکرگزاری برای چیزای بدیهی گفته بود. این یکی از ویژگیهای منه که واقعا دوستش دارم.
وقتی میرم حموم، میگم خدایا شکرت که توانایی استحمام رو به تنهایی دارم.
غذا که درست میکنم میگم خدایا بارها و بارها شکرت که چیزی برای خوردن داریم.
دراز که میکشم چشمم به سقف میخوره میگم خدایا شکرت سقفی بالا سرمونه.
همسرم که از سرکار میاد میگم خدایا خیلی شکرت که همسرم یه شغل داره.
به گلهای تو باغچه که آب میدم میگم خدایا شکرت که یه باغچهی هرچند کوچولو داریم. ماشینمونو میبینم میگم خدایا هزاربار شکرت که حداقل تونستیم همینو بخریم.
خودمو تو آینه میبینم میگم خدایا شکرت که توانایی دیدن دارم و هنوزم زیبام...
خیلی چیزای بدیهیتر هم هست که براشون خدا رو شکر میکنم :)
این ویژگی منو با خدا صمیمی کرده و کاش همیشه باهام همراه باشه❤️
کلمات معجزه میکنند.
جوجک توی چنلش از شکرگزاری برای چیزای بدیهی گفته بود. این یکی از ویژگیهای منه که واقعا دوستش دارم. و
آها اینو یادم رفت بگم که: این باعث میشه اون چیز هرچند کوچیک و ناچیز باشه ولی بهتون بچسبه قشنگ :)) حتی دوش گرفتن معمولی.
بعد ۲۵ سال، تازه عاشق موهای فرفریم شدم و دیگه قصد کراتین ندارم.
البته فعلا.
کاش همیشه خوش حالت و نرم باشن خواهش میکنم.
پارسال، محرم بود. تاسوعا و عاشورا، دعا کردم سال دیگه، از خونهی خودمون برم مسجد :)) امسال محرم خونهی خودمونم...
کار توی شهر کتاب رو خیلی دوست دارم. لولیدن لای کتابا... بوی کتابای نو 😍
داشتم گاز رو تمیز میکردم یاد اوایلی که اومدیم خونهی خودمون افتادم. هرکاری میکردم یکی از شعلهها جا نمیرفت. حسن رو صدا زدم بیاد مهندسی کنه که چرا جاش درست نیست. این طفلی داشت سعی میکرد درستش کنه نمیدونم با کدوم عقل ناقصی یهو فندک رو زدم :))))))) بچه برق گرفتش. البته که ضعیف بود ولی خب 😂