بعد ۲۵ سال، تازه عاشق موهای فرفریم شدم و دیگه قصد کراتین ندارم.
البته فعلا.
کاش همیشه خوش حالت و نرم باشن خواهش میکنم.
پارسال، محرم بود. تاسوعا و عاشورا، دعا کردم سال دیگه، از خونهی خودمون برم مسجد :)) امسال محرم خونهی خودمونم...
کار توی شهر کتاب رو خیلی دوست دارم. لولیدن لای کتابا... بوی کتابای نو 😍
داشتم گاز رو تمیز میکردم یاد اوایلی که اومدیم خونهی خودمون افتادم. هرکاری میکردم یکی از شعلهها جا نمیرفت. حسن رو صدا زدم بیاد مهندسی کنه که چرا جاش درست نیست. این طفلی داشت سعی میکرد درستش کنه نمیدونم با کدوم عقل ناقصی یهو فندک رو زدم :))))))) بچه برق گرفتش. البته که ضعیف بود ولی خب 😂
کلمات معجزه میکنند.
آدم از خستگی زیاد میمیره یا قویتر میشه؟
اینو از حسن پرسیدم گفت قویتر میشه.
ولی به نظر خودم میمیره.
چو خدا بود پناهت، چه خطر بود ز راهت؟ به فلک رسد کلاهت که سرِ همه سرانی!