احساس میکنم به اندازهی سالهای سال شجاع شدم. تو دوران خوابگاهیم، الان هم بیشتر. خیلی خوبه که اجبار بوده بالا سرم برای شجاع و قوی شدن.
این قوی شدن میره تو مغز استخونم و بهم کیف میده. باعث میشه به خودم حس بهتری داشته باشم.
وقتی حسن بهم میگه میخوام باهات یه چیزی رو در میون بذارم که بهم «کمک» کنی و «راهکار» بدی، یعنی اونقدر قوی هستم که بتونه بهم تکیه کنه.
وقتی از بیرون صدا خش خش و کشیده شدن و تق تق مشکوک میاد و چاقوی آشپزخونه رو میگیرم دستم و پشتم نگهش میدارم و درو باز میکنم و تو حیاط دور میزنم، یعنی اونقدر شجاع هستم که اگه دزدی کسی هم بود باهاش مبارزه کنم.
من عاشق این قوی شدنهام. بهم حس خوبی میده...
عشق باعث میشه وقتی قراره یه غذای حاضری درست کنم، به خستگیت فکر کنم و غذای مورد علاقهتو شروع کنم به درست کردن :)
لو اقلک انی بحبک
الحب شویه علیک
لو ثانیه انا ببعد عنک
برجع مشتاق لعینیک
هر چقدر به تو بگویم دوستت دارم،
باز هم برای تو کم است،
اگر ثانیهای از تو دور شوم،
با شور و اشتیاق به سمت چشمانت بازمیگردم❤️
جوجک توی چنلش از شکرگزاری برای چیزای بدیهی گفته بود. این یکی از ویژگیهای منه که واقعا دوستش دارم.
وقتی میرم حموم، میگم خدایا شکرت که توانایی استحمام رو به تنهایی دارم.
غذا که درست میکنم میگم خدایا بارها و بارها شکرت که چیزی برای خوردن داریم.
دراز که میکشم چشمم به سقف میخوره میگم خدایا شکرت سقفی بالا سرمونه.
همسرم که از سرکار میاد میگم خدایا خیلی شکرت که همسرم یه شغل داره.
به گلهای تو باغچه که آب میدم میگم خدایا شکرت که یه باغچهی هرچند کوچولو داریم. ماشینمونو میبینم میگم خدایا هزاربار شکرت که حداقل تونستیم همینو بخریم.
خودمو تو آینه میبینم میگم خدایا شکرت که توانایی دیدن دارم و هنوزم زیبام...
خیلی چیزای بدیهیتر هم هست که براشون خدا رو شکر میکنم :)
این ویژگی منو با خدا صمیمی کرده و کاش همیشه باهام همراه باشه❤️
کلمات معجزه میکنند.
جوجک توی چنلش از شکرگزاری برای چیزای بدیهی گفته بود. این یکی از ویژگیهای منه که واقعا دوستش دارم. و
آها اینو یادم رفت بگم که: این باعث میشه اون چیز هرچند کوچیک و ناچیز باشه ولی بهتون بچسبه قشنگ :)) حتی دوش گرفتن معمولی.
بعد ۲۵ سال، تازه عاشق موهای فرفریم شدم و دیگه قصد کراتین ندارم.
البته فعلا.
کاش همیشه خوش حالت و نرم باشن خواهش میکنم.