متنی که امشب میفرستم، برای شما نه ولی برای من زیباست. احتمالاً گیج بشید یا خسته بشید از این همه رابطههای خسته کنندهای که بیشتر شبیه توجیه. و شاید هم نشید.
منسیگارینیستم🗣
[هر کس قربانیِ ساواکِ منحصر به فرد خودش را دارد.] این جمله برای آخر پاراگراف آماده شده بود ولی یکهو
[شاید بپرسید چرا؟ نمیدانم.]
وقتی کشف کردم قربانیِ ساواک درواقع خودِ آرمانیِ من است، قضیه برایم جالب شد. خیلی جالب. اگر میخواستم اینطور متصور بشوم که قربانیِ ساواک، درواقع خودِ آرمانیِ من است، پس یعنی من به راحتی میتوانستم با پیچاندن در، خودم و خودم آرمانیام را یکی کنم. یعنی خودِ آرمانی من و خودِ واقعی من، دقیقاً یک نفر بودند و من اگر نه خود واقعیام بودم نه خود آرمانیام، پس باید میشدم موجودی مستقل از روانِ خودم در دورافتادهترین قسمتِ داستان، در کناری، و مشاهده میکردم دعوای خودِ واقعی-آرمانیام را با شکنجهگر ساواک که سرِ منِ دورافتادهی زندانبان بحث میکرد. پس دیگر سوال نپرسید. منِ آرمانی و واقعیِ من یک قربانیِ ساواک است.
پس اگر من، قربانیِ ساواک خودم را معرفی کردم، درواقع شما را با چیزی فراتر از من آشنا کردهام. و شاید همهی این کارها برایتان عجیب باشد. برای منم همینطور.
سوال چهارم این است: هدفم از ساختن همهی اینها چه بوده؟
من نساختم. مثل یک کودک پنج ساله که نمیداند دوست خیالیاش از کجا آمده، من هم نمیدانم اینها از کجا آمدهاند ولی در ذهنم چرخ میخورند و فکر نکنید که این کلِ محتویاتِ ذهنِ من است! خیر. هنوز چند نقطهی اساسی و اصلی مانده. مثلِ..
که البته خیلی شک دارم. شاید دیگر ادامه ندهم و فقط بگذارم متنهای پراکندهام را بخوانید. فقط همین. دیگر هرچقدر سوال از خودم ساختم و جواب دادم کافیست. سوال پنجم را شاید هیچوقت نشنوید. هیچ وقت.
بیاید شما سوال پنجم رو بپرسید. و درنهایت یه سوال زیبا انتخاب میکنم و براش متن مینویسم.
https://abzarek.ir/service-p/msg/2455195
اگه یه روز خدای نکرده یکی پلیلیست منو باز کنه و بهش گوش بده احتمالاً میره تو کما.
امروز با دبیر روانشناسیمون یه بحث جالب داشتیم که یه نتیجهی جالبتر داشت.
نتیجهی بحث رو خلاصه عرض میکنم خدمتتون:
ترس زمانی که تنهایی آدم رو محاصره میکنه موجب توهم میشه. بخاطر همینه که آدما برای سالم موندن نباید تنها بمونن. و آدمهای متوهم بیشتر از بقیه آدمها احتیاج دارن با آدم واقعیا وقت بگذرونن و تنها نباشن.
تبصره: هر آدم متوهمی تنهاست امّا هر تنهایی متوهم نیست.