eitaa logo
من‌سیگاری‌نیستم🗣
235 دنبال‌کننده
22 عکس
1 ویدیو
0 فایل
1‌0/‌1‌1 زندگی اتفاقی نیست. https://daigo.ir/secret/71997493022 کسی که توی لینک جواب میده من نیستم.
مشاهده در ایتا
دانلود
شاید سوالِ آخر.
سوال چهارم این است: هدفم از ساختن همه‌ی این‌ها چه بوده؟ من نساختم. مثل یک کودک پنج ساله که نمی‌داند دوست خیالی‌اش از کجا آمده، من هم نمی‌دانم این‌ها از کجا آمده‌اند ولی در ذهنم چرخ می‌خورند و فکر نکنید که این کلِ محتویاتِ ذهنِ من است! خیر. هنوز چند نقطه‌ی اساسی و اصلی مانده. مثلِ.. که البته خیلی شک دارم. شاید دیگر ادامه ندهم و فقط بگذارم متن‌های پراکنده‌ام را بخوانید. فقط همین. دیگر هرچقدر سوال از خودم ساختم و جواب دادم کافی‌ست. سوال پنجم را شاید هیچ‌وقت نشنوید. هیچ وقت.
شبتون بخیر ملّتِ همیشه بیدار!
بیاید شما سوال پنجم رو بپرسید. و درنهایت یه سوال زیبا انتخاب می‌کنم و براش متن می‌نویسم. https://abzarek.ir/service-p/msg/2455195
اگه یه روز خدای نکرده یکی پلی‌لیست منو باز کنه و بهش گوش بده احتمالاً می‌ره تو کما.
امروز با دبیر روان‌شناسی‌مون یه بحث جالب داشتیم که یه نتیجه‌ی جالب‌تر داشت. نتیجه‌ی بحث رو خلاصه عرض می‌کنم خدمتتون: ترس زمانی که تنهایی آدم رو محاصره می‌کنه موجب توهم می‌شه. بخاطر همینه که آدما برای سالم موندن نباید تنها بمونن. و آدم‌های متوهم بیشتر از بقیه آدم‌ها احتیاج دارن با آدم واقعیا وقت بگذرونن و تنها نباشن. تبصره: هر آدم متوهمی تنهاست امّا هر تنهایی متوهم نیست.
من‌سیگاری‌نیستم🗣
_
از طرفِ سکوت‌های پی در پی طبیعت، با وجود فرسایش کوهی که سرپناهش بود و خشکی رودی که حیاتش بود و اگر هم نبود، ابری بود که یادآوری کند آب‌های آزاد کیلومترها آنورتر به یادِ تو ذوب می‌شوند.
من‌سیگاری‌نیستم🗣
از طرفِ سکوت‌های پی در پی طبیعت، با وجود فرسایش کوهی که سرپناهش بود و خشکی رودی که حیاتش بود و اگر ه
در هر صورت امروز ابری در آسمان نیست و یک نوجوانِ شانزده ساله در حیاط مدرسه گیج و حیران، دنبال تکه‌ای ابر می‌گشت ولی دریغ از تکه‌ای ابر. هوا سرد شده. خیلی سرد. مثل روزهایی که پناه می‌بردیم به بخاریِ نو و دسته اوّلی که حالا نیست. بنظرتان حالا که ابرها از بالای آنجا فرار کرده‌اند، اوضاع آنجا آفتابی‌ست؟ من هنوز هم همان دختر بی‌حالی هستم که اعصابش کمابیش گرفته بود. دفتر عزیز! امروز روز توست. روز ابرهای تیره‌ی درهم گره خورده‌ی افکار خسته‌ی من.
[-نوشته‌ای که بعد از گذشت این همه سال هنوز یادم مانده.]