چگونه یک روز افتضاح را از ذهنمان بیرون کنیم و به زندگی عادی برگردیم؛ همراه با قربانیِ ساواک!
مرحلهی اول: مهلت شما تا پیش از غروب است. یعنی پیش از غروب باید خودتان را به یک محل امن برسانید. باید هرطوری که شده خودتان را از منجلابِ حوادثِ کثیفِ دورتان خارج کنید و به دور از هر موجودِ سخنگویی که خارج از دایرهی امنِتان است به یک محلِ امن برسید. لازم به ذکر است که این محل ممکن است خیلی هم خالی از سکنه نباشد. مثلاً اگر خانوادهتان یا چند نفر دیگر حضور داشتند مهم نیست؛ مهم این است که محل امن باشد و مقداری سکوت در رگهایش جریان داشته باشد.
پینوشت: گفتم مقداری سکوت. نیازی به سکوتِ مطلق نیست.
مرحلهی دوم: از هرچیزی که مربوط به مسائلِ کثیفِ بیرون است راحت شوید. لباسهایتان را عوض کنید. دوش بگیرید و ذهنتان را خاموش نگهدارید. سکوتِ ذهنِ شما مهم است. بعدش هم فضای پیرامونتان را سروسامان دهید. زندگی در شلوغی هیچ کمکی به آرامشِ شما نمیکند.
نکتهی بسیار مهم: آهنگ گوش ندهید! آهنگ موجبِ آرامشِ شما نیست. شما باید تمرین کنید ذهنتان را خاموش نگهدارید.
مرحلهی آخر: به خودتان یادآوری کنید که آزادید و از آزادیتان حتی برای یک ساعت هم که شده لذت ببرید. حتی اگر فریب، لازمهی این کار است، خودتان را فریب دهید. چای هِل بنوشید، کمی در و دیوارِ فضای امنِتان را نگاه کنید و بعد کم کم وقتی که آرام شدید، خاطراتِ عذاب دهنده را یکی یکی به دادگاه عقلتان ببرید و پروندهشان را ببندید.
نکتهی بسیار مهم: گوشیِ مسخره و بهدردنخور که جز مایهی عذاب و بدبختی نیست را کنار بگذارید. گوشی فقط باعث فرار شما از واقعیت میشود.
من این کارها را نمیتوانم انجام دهم چون همانطور که مستحضر هستید، زندانیام. امّا همیشه به زندانبان توصیه میکنم که برای آرامشِ روحش هم که شده گام به گام خودش را از عذابها و کثیفیها خلاص کند و اندکی هم که شده به آرامش برسد و میدانم که انجامشان میدهد. همهی عذابها و مشکلات روزی تمام خواهند شد و شاید فکر کنید که نتیجهای که آنها بر روح و جسمتان میگذارند باقی میماند ولی نه! اینطور نیست. شیوهای که شما برای خلاصی از آن عذابها انتخاب کردید، از هرچیزی بیشتر بر وجودتان تاثیر خواهد گذاشت. همین.
غروبِ خوبی داشته باشید.
ترمه پیامارو پاک نکن بیایم بخونیم تا صبح مرسی
-پاک میکنم تا بفهمی من ترمه نیستم.