بزرگ شدن چه معنایی میتوانست داشته باشد بجز بزرگتر شدنِ ظرفی که در آن رنجها را نگهداری میکنند در این جهان؟ اساساً آدمها بزرگتر میشوند که بتوانند رنجهای بیشتری تحمل کنند و دردهای بیشتری بکشند. در این دنیا نوزادها متولد میشوند، چند صباحی راحت زندگی میکنند، بعد اگر شرایطش محیا بود چند سالی کودکی میکنند و بعد میافتند توی سراشیبیِ مرگ. خلاصهاش همین است. و یک سری از آدمها بزرگتر میشوند و سنگینتر و حریصتر؛ هر چه خاطرات بیشتری حمل کنند، پاهایشان سختتر از روی زمین کنده میشود و حریصتر میشوند برای جبرانِ رنجهایشان در همین دنیای فانی. به زبان راحتتر، عقدهایتر میشوند روز به روز. این دسته از آدم بزرگها که زیاد هم هستند، خیلی خاطره حمل میکنند و فکر میکنم که خیلی ترحم برانگیز هستند. این آدم بزرگها حتما باید به بیمارستانهای روانی مراجعه کنند. حتماً.
پینوشت: یادتان باشد، هر آدم بزرگی، آدم بزرگِ توی متن من نیست. آدم بزرگهای متنِ من کودکانی هستند در لباسِ بزرگترها، همانقدر کودکانه به دنبال اسباببازی، محبت، توجه و ...
هدایت شده از منم باید بدونم
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/imnotsigar/876 با اجازت اینو پادکستش کردم ، دوست داشتم متن شو
#دایگو