هدایت شده از معشوقهٔ آفتابگردان
پروندهٔ روانی: غیرممکن
اختلال تشخیصدادهشده:
سندروم آرزوهای دستنیافتنی و تمایلی وسواسی به تعقیب اهدافی فراتر از توان و واقعیت
شرح بالینی:
سوژه در جهانی پر از «نمیتوانم» و «نبایدها» زندگی میکند، اما هرگز از تلاش برای رسیدن به آنچه غیرممکن میداند دست نمیکشد. ذهن او میان امید و ناامیدی، جنگی دائمی دارد؛ گاهی رها میکند و گاهی دوباره از نو میسازد.
علائم ظاهری:
تصاویر پر از تضاد، جملاتی پر از شک و تلاش، رنگهایی که هم روشناند و هم تاریک، نشانههایی از اصرار و ناامیدی همزمان.
علائم روانی:
وسواس در هدفگذاری، تحمل فشار بالا، مقاومت در برابر واقعیت، و گاه بیقراری و خستگی مزمن.
درمان موقت:
نوشتن هدفهای کوچک و قابل دسترس، تمرین پذیرش خود و شرایط، و مراقبه در لحظههای حال.
یادداشت رواننویس:
گاهی غیرممکنها، فقط باید به آرامی رها شوند تا جای خود را به ممکنها بدهند.
ندادی مهلتم حتی بگویم من خداحافظ
که حافظ در گلو ماند و چه گریه با خدا کردم ...
#کاوه_احمدزاده
میروم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانهی خویش
به خدا میبرم از شهر شما
دل شوریده و دیوانهی خویش
#فروغ_فرخزاد
امشب تا اخر غیرممکنو زیر رو کردم و لبخندم تا بناگوش باز شده و بودو جمع نمیشد
اما قلبم فشرده شد از حجم دلتنگی و غریبگیش...
نمی داند دل تنها میان جمع هم تنهاست
مرا افکنده در تنگی که نام دیگرش دریاست
تو از کی عاشقی؟ این پرسش آیینه بود از من
خودش از گریه ام فهمید مدت هاست مدت هاست
به جای دیدن روی تو در «خود» خیره ایم ای عشق!
اگر آه تو در آیینه پیدا نیست عیب از ماست
جهان بی عشق چیزی نیست جز تکرار یک تکرار
اگر جایی به حال خویش باید گریه کرد اینجاست
من این تکرار را چون سیلی امواج بر ساحل
تحمل می کنم هر چند جانکاه است و جانفرساست
در این فکرم که در پایان این تکرار پی در پی
اگر جایی برای مرگ باشد! زندگی زیباست