+من سنگ صبورم درست ،
من چشمه نورم درست ،
من امیدوارم درست ،
اما کو سنگی که صبوری اش را بکنم ؟
کو نوری که من چشمه اش باشم؟
کو امید که من امیدوارش باشم؟
–تو خدایت را داری؛ و او تمام ماجراست.
هیچگاه انسانی باعث ننگ دیگری نمیشود ، حتی اگر او انگشت نمای همه ی مردم باشد.
حرف مردم به درک ، عشق بین تو و او مقدس تر از حرف بیهوده مردم است.
خیلی دوست داشتم یه کتابِ درسی بود به اسم «انسان شناسی»؛
که همه آدما مجبور بودن بخوننش و یادش بگیرن.
تو آن را در قالب موسیقی به گوش میرسانی و نمیدانی که حرف های دلم را دزدیده ای.
من و تو همدردیم:)
مَن و تُو ، «ما» نَشُدیم ، که هیچ
تُو هَم آوازِ دِلِ مَن نَشَدی ، باز هَم هیچ
گَر دِلِ مَن خَلوَتِ اَسرارِ تُو نَبوُد؟
که مَرا در دِلِ تاریکی رهایَم کَردی؟!