چشمات از اولشم با بقیه فرق داشت،
وگرنه من ادمی نبودم که وابسته کسی بشم:))
مشکل اینجاست که واسه ناراحتی اصغر اقا بقال سر کوچه ام غصه میخورم، کم مونده برم دستشو بگیرم بگم بیا بشین باهم گریه کنیم، وا بده دیگه زن.🎀
اون اولا که تازه میخواستم کتاب بخونم تاکید داشتم حتمااااا باید کتاب عاشقانه بخونم، جز این هیچ ژانری نمیخوام بخونم، حالا من ادعایی ندارما خیلی کتاب خوندم، نه! قطعا انقدری کتاب تو دنیا هست که باید خوندشون، کم کم از هر ژانر سعی کردم امتحان کنم، و دیدم من از چه نعمتی محروم بودم، خلاصه که گارد رو نسبت به ژانر ها بیارین پایین و همه جورشو امتحان کنین، جالبه.🎀
حقیقتا چیزی که تو کتاب خوندن و سریال دیدن اذیتم میکنه اینه که خیلی درگیرشون میشم، چند بارم گفتم، خیلی جدی میشینم ناراحت میشم و غصه میخورم و کلی اعصاب خوردی دیگه، حتی تو خواب هم میبینمشون، این باعث میشه اون لذت عمیق رو نتونم دریافت کنم، اگه این مشکلم حل بشه واقعا خیلی تو روند کتاب خوندن کمکم میکنه، چون هر لحظه که میبینم درگیرتر شدم یکی دو روز وقفه میندازم تا ذهنم اروم شه، و نتیجه میشه سرعت لاک پشتی🦥
چجوری بعضی ها با عِشوه و نآز حرف میزنن؟
من تو حالت عادی با مامانم حرف میزنم میگه چرا داد میزنی؟داد نزن🎀