eitaa logo
ɪɴɴᴇʀ
338 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
195 ویدیو
3 فایل
شروع کانالمون: 1404/4/14💘🥹 شاید اگر کمی دیرتر می‌رفتی، این هوا تا همیشه بویِ تو را می‌داد.🥲 ناشناس دائمی مون: https://daigo.ir/secret/41711741134 اصکی؟ بنظرت جالبه چنلتُ به فنا بدی؟🤓
مشاهده در ایتا
دانلود
__{🤍✨}____________ اینقدری این پسر خوشگل و جذاب شده بود که اصلا حواسم به صحبت های یاسی نبود و با چشمای درشت به داداشش نگاه میکردم یه آن به خودم اومدم و خودم و جمع و جور کردم و خانومانه سلام کردم به سمت یاسی رفتم و بهش دست دادم و اونم بغلم کرد و بغل گوشم گفت یاسی: چرا یهو ماتت زد نکنه خوشت اومد همینطور که بغلش بودم گفتم آیدا: از کی ؟ یاسی: داداشم دیگه آیدا: نه بابا یه لحظه تعجب کردم بالاخره از بغلش بیرون و اومدم و با صدای نسبتا بلندی گفتم آیدا: بالاخره آدم تعجب میکنه داخل دانشگاه یه جور برخورد میشه بیرون از دانشگاه هم یه جور دیگه من روی صحبتم با پناهی بود و انگار خودش منظور حرفم و گرفت که گفت حامی: اگر خیلی دوست داری مثل دانشگاه خشن باهات رفتار کنم با توجه به این حرفش گفتم آیدا: مثلا چه غلطی میخوای بکنی هوووم؟ حامی: غلط و که تو میکنی ما فقط تماشا میکنیم دختره ی چش سفید بشین ببینم آیدا: تو خودت استاد غلط کردنی داداش، نشینم میخوای چکار کنی؟ حامی روش و به سمت یاسی کرد و گفت حامی: اصلا واس چی به این دختره گفتی بیاد باهامون؟ بعد روش و به سمت من کرد و گفت حامی: داداش؟ آیدا: مشکل داری خودم میرم والا ، داداش هم تیکه کلاممه یاسی: بابا بسه دیگه اه شبیه سگ و گربه این چرا؟ داداش بشین ماشین و روشن کن دیر شد حامی پوزخندی زد و پشت بندش گفت حامی: به این دوست جونیت بگو یاسی با صدای بلندی گفت یاسی: بسسسس کن حامییییییی مگه میخوای باهاش ازدواج کنی هی دربارش نظر میدی؟ با این حرف یاسی گر گرفتم یعنی یجورایی خجالت کشیدم و نشستم تو ماشین حامی هم حرفی نزد انگار متوجه شد که من خجالت زده شدم چیزی نگفت دیگه تو راه حرفی بینمون رد و بدل نشد فقط یاسی پیش من صندلیه پشتی نشسته بود که لقمه ایی که مامان درست کرده بود و بهش دادم و در گوشش گفتم به داداشت هم بده اونم همین کار و انجام دادم و اولین گازی که به لقمه زد شروع کرد به تعریف کردن و آی دست پخت مامانت عالیه و اووف چه خوشمزس و کاش بشی زن داداشم و ... خلاصه شروع کرد به چرا و پرت گفتن و منم با مشتم به پاش میکوبیدم و رنگ عوض میکردم ادامه دارد .... به قلم (آیدا)
سلام خواب من😁 @Delbakhtehmagnon
کاش واقعا بزارن که زندگی کنیم💔 @Delbakhtehmagnon
اما تو بهترین پناهِ منی ....🌻✨
ترقوه ی من 🥺✨ @Delbakhtehmagnon
من فراموش نمیکنم ولی تا ابد غصه میخورم😔💔 @Delbakhtehmagnon
کاش انسان های این دوره درک بیشتری داشتن ولی حیف ...😔 @Delbakhtehmagnon
میدونین؟ نیازمند کسیم که بتونم تا آخر عمرم بهش تکیه کنم و بگم این بود که امید زندگیم بود...)🥲 @Delbakhtehmagnon
مگه من از دار و ندار دنیا چی خواستم؟ جز یه بغل آروم کننده و نوازش موهام دردِ زیادیه؟ @Delbakhtehmagnon
تازگیا اینقدر دلم شکسته میشه که .... خدا رو قسم دادم که خدایا از موقعی که اشک ریختم تا آخر عمرم کسی که باعث و بانی این اشک ریختنِ من بوده بخاطر هر قطره اش نمیبخشمش حلالش نمیکنم 😔💔 @Delbakhtehmagnon
آروم رفتار کردن!؟ توقع داریا از کسی که مدام اشک میریزه بخاطر دلایلی هیچ وقت نخواه که آروم باشه 🥲 @Delbakhtehmagnon