eitaa logo
ɪɴɴᴇʀ
338 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
195 ویدیو
3 فایل
شروع کانالمون: 1404/4/14💘🥹 شاید اگر کمی دیرتر می‌رفتی، این هوا تا همیشه بویِ تو را می‌داد.🥲 ناشناس دائمی مون: https://daigo.ir/secret/41711741134 اصکی؟ بنظرت جالبه چنلتُ به فنا بدی؟🤓
مشاهده در ایتا
دانلود
+++ حتی تصورشم قشنگه🥺🤍
از همین فاصله ی دور آرزو ات رو بکن✨ @Delbakhtehmagnon
امروز دلم خودت را خواست🥺🤍 دقیقا @Delbakhtehmagnon
چقدر قشنگن اینا🥺🤍 @Delbakhtehmagnon
حق یا چی؟ @Delbakhtehmagnon
خندید تا. .. @Delbakhtehmagnon
تمام شد و رفت .... @Delbakhtehmagnon
تنهاییم:💔 @Delbakhtehmagnon
چقدر درخواست پارت کردین✨ شرمنده ام واقعا فردا براتون پارت و میزارم روند پارت دهی بهم میخورد بازم شرمنده😁🤍
__{🤍✨}____________ حامی در حال رفتن این شعر و زیر لب میخوند و میگفت حامی: ما رفتیم بای بای آها آها آها آها ما رفتیم بای بای با لحن میخوند و میرفت من و یاسی هم زدیم زیر خنده و یاسی گفت یاسی: یه تختش کمه به قرآن اومدم بگم بابا این موقعی که نوزاد بوده عقلش کامل تشکیل نشده که یکم خجالت کشیدم درسته درباره داداشش خودش یه چیزی گفت ولی درست نبود من چیزی بگم و سکوت کردم و لبخند زدم ______________________________________________________________ یکی و دو ساعتی تو بیمارستان بودیم و تا تموم شدن سِرُمَم منتظر بودیم و بالاخره پرستار اومد و سرم و از دستم در اورد و از تخت بیمارستان پایین اومدم و با سرگیجه راه رفتم اگر اون موقعیت یاسی نبود احتمال داشت با مخ دوباره بخورم زمین سریع اومد دستم و گرفت و کمکم کرد و زیر لب غر غر کرد و گفت یاسی: چرا مواظب خودت نیستی تو؟ آیدا: دوچرخه یهو پیچید جلوم من چکار کنم؟ یاسی: عقل کل دوچرخه رو نمیگم الان و میگم آیدا: ببخشید دیگه سرگیجه ام دست خودم نیست یاسی: یه متر زبون داره خانم واقعا که آیدا:خیلی خوب بحث نکن با من یاسی: چکارت کنم ، مثل خودم لجبازی دیگه آیدا: بله همینه که هست تا جایی که ماشین و پارک کرده بود دستم و گرفته بود که سرم گیج نره بعدش نشستم تو ماشین و سرم به شیشه ی ماشین تکیه دادم و به بیرون خیره شدم که حامی گفت حامی: حیف شد نتونستیم بریم باغ کتاب یاسی:داداش الان باز نیست ؟ حامی: باز که هست ولی خانمِ دست و پا چلفتی نمیتونه بیاد آیدا: هوووی چی میگی دست و پا چلفتی خودتی مردک یاسی: داداش چرا نمیتونه بیاد چیزیش نیس که حامی: چه زودم گارد میگیره (خطاب به آیدا) نه حالش خوب نیست درست نیس بریم الان دوباره یچیزیش میشه خانوادش یقه ی منو میگیرن آیدا: چقدرم تو آدم گردن گیری هستی سریع از کوره در رفت و با صدای نسبتا بلندی گفت حامی: ساکت میشی یا بیام عقب ساکتت کنم؟ یاسی: داداش چته؟؟؟ چرا دعوا داریییی؟ حامی: د آخه لال نمیشه حتما باید یه دونه بکوبونم تو دهنش هی شر و ور میگه آیدا: گمشو بابا مرتیکه غلط میکنی دست رو من بلند کنی تو کی من باشی مثلا؟ حامی: کاری میکنم سرتو نتونی بالا بگیری حالا وایسا آیدا: بچرخ تا بچرخیم..... ادامه دارد .... به قلم(آیدا)