ɪɴɴᴇʀ
بغض اسمون شکست روزمین بارون نشست باز بارون شدو باز اشک توی چشمام حلقه بست..
مثل ابرای بهارم،
از خودم بی اختیارم.
هروقت فکر کردی واسه کسی مهم نیستی یاد این بیوفت که تو بچگی نصف خاندان میومدن نازتو میکشیدن تا تو یه لبخند بزنی دختر:)