اینکه به یه کاری عادت داشته باشی و یهویی همه چیز دست به دست هم بدن تا دیگه برای هیچ وقت نتونی انجامش بدی خیلی سخته.
گفته بودی از پشیمانی بیزاری؛ از اینکه تصمیمی بگیری و بعدها پشیمان بشوی، و من به تو قول میدهم از اینکه مرا از دست دادی، بسیار پشیمان خواهی شد.
آنگاه که زمان مرگ ِمن فرامیرسد ؛
کسی که باید بمیرد، من هستم، نه تو؛ پس بگذار آنطور که میخواهم زنده بــُودن را زندگی کنم...