آنگاه که زمان مرگ ِمن فرامیرسد ؛
کسی که باید بمیرد، من هستم، نه تو؛ پس بگذار آنطور که میخواهم زنده بــُودن را زندگی کنم...
صبح دوش گرفتن اینجوریه که از خواب بلند میشی میبینی چقدددرررر سخته بری حموم.
ولی از حموم میای و از خودت تشکر میکنی که دوش گرفتی >>>
ولی جدیدا خیلی دلم میخواد عشق رو تجربه کنم.
به نظرم اگر آدمِ درستش باشه خیلی قشنگه و واقعا باید همه تجربه اش کنن.
یه شبایی هست که نمیخوای بیدار بمونی، ولی نمیتونی بخوابی، دلت پره از حرفایی که هیچوقت نمیگی و هیچکس نمیشنوه، و میفهمی تنهایی چیزی بیشتر از نبود آدمهاست؛ تنهایی یعنی هیچکس نفهمه تو چه حالی داری.